بمب ساعتی‌ای به نام تاسیسات و تجهیزات فرسوده نفتی؛
فرسودگی بلای جان صنعت نفت

صنعت نفت در ایران قدمتی بیش از یک قرن دارد و عمر تجهیزات و تاسیسات این حوزه بیش از 70 سال است و نکته جالب اینجاست که بخش مهمی از تولید نفت ایران در مناطق و تاسیساتی صورت می‌گیرد که عمر بالایی دارد و یک خطر بالقوه برای بروز حوادث به شمار می‌رود.

به عنوان یک مثال روشن، هنوز نزدیک به 20 درصد از نفت ایران در گچساران تولید می‌شود یا پالایشگاه نفت آبادان قدمتی یکصد ساله دارد. به این موارد باید دکل‌های قدیمی نفتی، خطوط لوله‌ای که در گذر زمان دچار خوردگی و آسیب شده‌اند، و همچنین برخی تاسیساتی که در صنایع مختلف از جمله پتروشیمی‌ها نوسازی نشده‌اند را اضافه کرد. به طور کلی نوسازی تاسیسات و تجهیزات قدیمی در صنایع نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی، ضرورتی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته و هر بار هم که در مورد آن سخن به میان آمده، گذرا و موقت بوده و اگرچه نشان می‌دهد مسوولان امر نسبت به این موضوع آگاهی دارند، اما اقدام شایسته ای برای رفع این تهدید جدی از خود نشان نمی‌دهند. در همین حال، وزیر نفت کشورمان همواره از فرسودگی تاسیسات نفتی گله و ابراز نگرانی کرده و نکته تاسف بار آن که گوش شنوایی برای رسیدگی موثر به این موضوع وجود ندارد. وی همواره بر ضرورت نوسازی تاسیسات نفتی تاکید کرده است. ایشان چندی پیش و در سفر به گچساران گفته بود: «از عمر این تأسیسات 45 سال می گذرد و تأسیسات ما مستهلک شده است و روزانه ۲۰ مورد سوراخ لوله‌های نفت به ما گزارش می‌شود». وزیر نفت ۲۳ فروردين ۱۳۹۸ و در نشست با نمایندگان مجلس در اهواز نیز بار دیگر لب به گلایه گشود و تاکید کرد که؛ «تاسیسات فرسوده نفتی با چنگ و دندان اداره می‌شود». وی برای چندمین بار بر ضرورت نوسازی تاسیسات فرسوده صنعت نفت تاکید و گفت: اهواز پر از خط لوله است و هیچ جایی مانند اهواز در خطر نیست و از فکر کردن به این موضوع شبها خواب ندارم. مهندس زنگنه یادآور شد: «بارها در مجلس و از تریبون‌های مختلف اعلام کردم که تاسیسات صنعت نفت فرسوده است و همکاران ما در مناطق نفت‌خیز با چنگ و دندان آن را اداره می کنند و من از آنان سپاسگزارم». وزیر نفت عمر مفید تاسیسات نفتی را ۲۰ تا ۲۵ سال عنوان کرد و با بیان اینکه ما بیش از ۴۵ سال در حال استفاده از این تاسیسات هستیم، تاکید کرد: «تاسیسات نفت در خوزستان قابل بازسازی نیست و همگی باید نوسازی شود و ده‌ها میلیارد دلار هزینه دارد که هر چه می‌گوییم، کسی توجهی نمی‌کند». مخاطب کلام زنگنه اتفاقا همان مجلس نشینانی هستند که گویی فقط شنونده‌های خوبی هستند و به عمق سخنان نگران کننده وزیر نفت کمتر توجهی ندارند چه اینکه موضوع تخصیص بودجه برای نوسازی تاسیسات نفتی، مستلزم مجوز نهاد قانون‌گذاری کشور یعنی مجلس شورای اسلامی است. بر اساس آمارها ۳ درصد از درآمد صنعت نفت صرف هزینه‌های خوردگی می‌شود چراکه صنعت نفت به‌ویژه در حوزه بالادستی عمر بالایی داشته و فرسوده است، بطوری که صنعت پتروشیمی به دلیل مسائل تعمیراتی ۱۰ درصد افت راندمان داشته است. اما بی‌تردید سهم بودجه نفت کفاف فعالیت‌های جاری را نمی‌دهد. اما در این میان چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد. نخستین موضوع، برآوردی است که برای نوسازی تجهیزات نفتی صورت گرفته است. قطعا با توجه به گستردگی تجهیزات نفت و فرسودگی بخش مهمی از آنها، رسیدن به یک برآورد دقیق در این زمینه چندان ساده نیست. بنابراین ابتدا باید ضمن اولویت‌بندی تجهیزات فرسوده‌ای که در صنعت نفت نیاز به نوسازی دارد، نسبت به برآورد هزینه های موردنیاز اقدام شود. در صورت عدم برآورد دقیق، که گام نخست در این مسیر محسوب می‌شود، هر گونه برنامه‌ریزی، ابتر و ناقص خواهد ماند. بنابراین اولین و مهمترین اولویت برای بازسازی و نوسازی تجهیزات نفتی فرسوده، اولویت بندی و تعیین بودجه اولیه مورد نیاز برای موارد دارای اولویت است. دومین نکته، چگونگی تامین بودجه مورد نیاز برای نوسازی تجهیزات است. همان‌گونه که در بند اول گفته شد، رقم 10 میلیارد دلار لزوما رقم دقیقی نیست و بودجه موردنیاز می‌تواند کمتر یا بیشتر از این میزان باشد. اما اگر همین 10 میلیارد دلار را هم مبنا قرار دهیم، باید روش مناسبی برای تامین این بودجه پیدا کنیم. برای نیل به این هدف، یک راهکار، ورود دولت و تخصیص بخشی از درآمدهای فروش نفت برای نوسازی تجهیزات نفتی است. کاری که در سال‌های قبل با تخصیص درصدی از درآمدهای نفتی به مناطق نفتخیز و گازخیز و کمتر توسعه یافته، انجام شده و کماکان ادامه دارد. اگر دولتمردان به این باور رسیده باشند که صنعت نفت، نقش مهمی در رشد اقتصادی کشور طی سال‌های اخیر داشته و بار مهم رشد اقتصادی در پسابرجام بر دوش نفت بوده است، آنگاه با نگاهی حساستر به صنعت نفت می‌نگرند. چراکه صنعت نفت با این قدمت طولانی، نمی تواند سالهای متمادی با همین روش‌های فعلی روی پای خود بایستد و منابع مالی کشور را که علیرغم کاهش وابستگی به نفت همچنان متکی بر نفت است تامین کند. اگر دولت خواستار تداوم نقش‌آفرینی نفت در اقتصاد کشور است باید هزینه های آن را هم بپردازد و تخصیص بخشی از منابع حاصل از فروش نفت به نوسازی تجهیزات نفتی، گام مهمی در این راستا ارزیابی می‌شود. اما روش دیگری هم برای تامین مالی وجود دارد و آن هم بهره‌گیری از پتانسیل بخش خصوصی است. روشی که گویا چند سال پیش در نفت پیگیری شد، اما گویا به نتیجه مورد نظر منجر نشد. قطعا در این حوزه می توان مشوق‌هایی هم در نظر گرفت تا بخش خصوصی را جذب و بخشی از منابع مالی موردنیاز برای نوسازی تجهیزات صنعت نفت را تامین کرد. نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد، فوریت ضرورت نوسازی در صنعت نفت است که در صورت تاخیر در این موضوع علاوه بر زیان‌های فراوان مالی، خطرات جانی هم در پی خواهد داشت. اگر ضرورت تامین منابع مالی موردنیاز برای نوسازی تجهیزات نفت جدی گرفته نشود، آنگاه ممکن است با زیان‌های بیشتری مواجه شویم که در صورت تهدید جانی کارکنان صنعت نفت، هیچگاه قابل جبران نخواهد بود. بی‌تردید آنچه صنعت نفت و کارکنان خدوم‌اش را در معرض تهدید جدی قرار می‌دهد، نه تهدید های ترامپ در صفر کردن صادرات نفت ایران و نه افت تولید از میادین سالخورده نفتی است که تنها فرسودگی تاسیساتی است که به مانند بمب ساعتی هر لحظه ممکن است خسارت‌های غیر قابل جبرانی را رقم بزند. بر این اساس، تجهیزات فرسوده در صنعت نفت و سایر صنایع مرتبط، تهدیدی بالقوه است که سایه آن بر سر نفت سنگینی می‌کند و باید تلاش کنیم این تهدیدها به فعلیت نرسد، در غیر این صورت برای ابراز پشیمانی و یافتن مقصر، بسیار دیر خواهد بود.

جمعه 27 اردیبهشت ماه 1398
امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این مطلب فقط با ذکر منبع مجاز است.