تاجگردون؛ با یا بر دلاویز؟!

آنچه در فضای گفتمانی نفت قابل‌بررسی است رابطه تاجگردون با یکی از مدیران نفتی است که در سال‌های اخیر بسیار پرحاشیه بوده و فضایی ساخته که با آنچه واقعیت دارد زمین تا آسمان تفاوت دارد.

هفته گذشته هم، بخشی از فیلم مصاحبه تاجگردون منتشر شد که در آن هرگونه ارتباط سببی و نسبی و تأثیر در ارتقای محسن دلاویز را بشدت رد می‌کند. تا اینجای موضوع حداقل برای کسانی مثل من که فارغ از فضای کاذب رسانه‌ای با محسن دلاویز از نزدیک آشنایی داشتند موضوع غریب و تازه‌ای نبود و ‌نیست اما این داستان پرده‌ی دیگری هم دارد که مثل برهان خلف در ریاضیات، برای نتیجه‌گیری بحث، از عکس آن باید استفاده کنیم و حالا شاید فرصت مناسبی باشد. به‌ویژه ازاین‌جهت که او مسئولیتی هم ندارد که به همین خاطر متهم به حمایت از او شوم.

روابط خوب بیژن زنگنه وزیر نفت با تاجگردون در سال‌های گذشته، بر همگان آشکار بود که شاید اولین دلیلش، حضور هر دو در دولت روحانی و نزدیکی هر دو به جناح اصلاح‌طلب باشد. اما پرسش این است که آیا این نزدیکی و ارتباط، به سود دلاویز بود یا مانع رشد دلاویز در نفت شد؟

 دلاویز با سوابقی مهم در دولت اصولگرای محمود احمدی‌نژاد، پا به نفت گذاشت. سخنگویی سازمان انرژی اتمی، مدیرکلی حوزه ریاست آن سازمان و مدیرکلی روابط عمومی و مدیریت اداری و تحول، بخشی از سوابق او در آن دوره بود که با معاونت مالی پشتیبانی شرکت سرمایه‌گذاری ایران‌خودرو، معاونت برنامه‌ریزی و توسعه شرکت سرمایه‌گذاری صندوق بازنشستگی و درنهایت معاونت برنامه‌ریزی و توسعه شستا به دولت روحانی رسید.

ابتدای دولت روحانی، بحث حضور او در معاونت پارلمانی وزارت رفاه مطرح بود اما او در نهایت مدیرعامل شرکت حاشیه‌دار نفت پاسارگاد شد. دلاویز از دی‌ماه ۹۲  تا آذر ۹۳ مدیرعاملی نفت پاسارگاد را در شرایطی بر عهده داشت که ریاست هیئت‌مدیره نفت پاسارگاد بر عهده آقای بهشتیان بود و ازآنجاکه در آن دوره از شرایط نفت پاسارگاد اطلاع داشتم، میدانم که علیرغم فضاسازی ایجاد شده در این سال‌ها، عملکرد قابل قبولی چه در توسعه و چه در سالم‌سازی آن شرکت بر جای گذاشت.

از آذر ۹۳ معاون اقتصادی صندوق بازنشستگی و رفاه کارکنان صنعت نفت شد و بعد از ۲ سال مشاور اجتماعی و منابع انسانی وزیر و مدیرعامل شرکت نفت خزر شد که فکر می‌کنم نقطه عطف فعالیت‌های دلاویز در نفت، همین حضور کوتاه‌مدت اما مثمر ثمر در منابع انسانی و همچنین نفت خزر بود. او در شرایط سکون فعالیت‌های ایران در خزر، پایه‌گذار توافقنامه مهم میدان مشترک ایران- آذربایجان شد که در سر رئیس‌جمهوری به باکو امضا شد.




دلاویز همان زمان، نامزد معاونت‌های پارلمانی و منابع انسانی وزارت نفت بود و با اقداماتی که در قالب مشاور وزیر در بهبود معیشت کارکنان قراردادی و ‌پیمانکاری انجام داد تقریباً همگان او را گزینه قطعی منابع انسانی می‌دانستند. همان زمان از نزدیک شاهد اقدامات او در حوزه منابع انسانی نفت بودم و اعتقاد داشتم با حضور دلاویز در منابع انسانی، به خاطر شخصیت عمل‌گرای او شاهد رخدادهای مثبتی در این پاشنه آشیل وزارت نفت خواهیم بود. اما به ناگاه به‌طورجدی بحث مدیرعاملی او در شرکت ملی گاز مطرح شد تا جایی که خبر صدور حکم هم در برخی خبرگزاری‌ها منتشر شد. اما دلاویز، نه معاون منابع انسانی شد و نه مدیرعامل شرکت ملی گاز. آن زمان در فضای رسانه‌ای گچساران، شهر تاجگردون و دلاویز، تاجگردون را عامل این نشدن‌ها می‌دانستند چراکه علیرغم رفاقت دلاویز و تاجگردون، آن روزها بحث مهم دیگری هم در فضای رسانه‌ای و همچنین بین نخبگان سیاسی کهگیلویه و بویراحمد زمزمه می‌شد و آن حذف ناگهانی محسن دلاویز در آخرین دقایق از فهرست امید مجلس در تهران با پافشاری حسین مرعشی دوست نزدیک تاجگردون بود که سرانجام موجب انصراف دلاویز از کاندیداتوری در انتخابات مجلس شد.

به‌هرروی اگرچه دلاویز سال‌ها مورد قضاوت غیرمنصفانه برخی جریان‌ها و رسانه‌ها قرار گرفت اما تلاش تاجگردون برای زدودن اتهاماتی که این روزها بر ضد او مطرح می‌شود، بیش از هر چیز مظلومیت دلاویز را آشکار کرد تا نشان دهد اتفاقاً برخلاف آنچه تصور می‌شد تاجگردون نه "عامل" رشد دلاویز، بلکه "مانع" رشد بیشتر او در نفت بود، تا کسی که در روزهای سخت زنگنه، بیش از خیلی‌های دیگر در کنار او بود این روزها خانه‌نشين باشد.

جمعه 13 تیر ماه 1399
امانت داری و اخلاق مداری
استفاده از این مطلب فقط با ذکر منبع مجاز است.