روابط عمومي اگرچه بر اساس قواعد و تعاريف امروزي سابقه اي يكصدساله در جهان و پيشينه اي پنجاه ساله در ايران دارد اما دستاوردها و محصولات نهايي آن و اثر راهبردي كه در خط سير حركتي جوامع و سازمان ها بر جاي مي گذارد آنچنان پراهميت است كه با وجود سابقه نه چندان زيادش در جوامع بشري به سرعت، جامه علم و هنر را بر تن كرد و به يكي از اركان غير قابل تفكيك جوامع پويا و مايل به پيشرفت بدل شد، اما اكنون اين پرسش كليدي مطرح است كه چگونه مي توان اين ركن موثر جوامع انساني و سازماني را با آهنگ رشد سريع و تحولات فاقد ايستايي در زندگي انسان هم نوا و همپا ساخت؟ ترديدي نيست كه انجماد و اتكا به دستاوردهاي سنتي در اين عرصه مي تواند به سقوط آزاد و ركود در دستاوردهاي موثر منتهي شود.واقعيت اينجاست كه آموزش مستمر در حوزه روابط عمومي به شرط آنكه همگام با پيشرفت هاي علمي باشد قطعاً به تعالي هنر خلاقيت روابط عمومي منجر مي شود. در حقيقت براي تثبيت جايگاه روابط عمومي، آموزش مستمر افراد و مجريان استراتژي هاي ارتباطي به ويژه در سطح سازمان هاي خواهان رشد در دو بعد علمي و تئوريك، به همراه شناخت صحيح و اشراف كامل بر مولفه هاي موثر اين حرفه يك الزام بنيادين و حاوي نقش اساسي در راه توسعههاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي است.مقاله حاضر بيشتر بر جنبه هاي اثر گذار آموزش در روابط عمومي براي مواجهه صحيح با محيط بيروني تاكيد دارد، هر چند از اثر آن بر محيط درون سازماني نيز غافل نيست، اما بايد پذيرفت كه نتيجه مطلوب حاصل از برقراري مواجهه ميان روابط عمومي و محيط بيروني سازمان نقشي تعيين كننده در راهبري سياست ها و حصول نتايج آن سازمان دارد.اگر افراد شاغل در روابط عمومي به دليل فقدان مهارت هاي ناشي از رشد علمي جهان نتوانند به صورت صحيح با محيط بيروني سازمان خود و به طور خاص جامعه هدف سازماني خود ارتباط برقرار كنند نبايد ترديد داشت كه اصولا ماهيت اصلي روابط عمومي براي كمك به كسب اهداف سازماني از دست مي رود.همچنين نبايد از نقش آموزش هاي تخصصي در حوزه كاري اصلي سازمان براي تعالي مقوله روابط عمومي غافل شد؛ از آنجا كه روابط عمومي در واقع دريچه ميزباني از جامعه هدف سازمان است، دانستن زير و بم ها و مطلع بودن از برخي جزييات عملكرد هر سازمان مي تواند گفت و گوي كوتاه نماينده روابط عمومي آن سازمان با فرد يا افرادي از جامعه بيروني را به سرآغاز حركتي مولد و موثر در سطح سازمان تبديل كند، مصداق بارز اين موضوع را مي توان در فعاليت هاي نمايشگاهي بسياري از سازمان ها رصد كرد، افراد شاغل در روابط عمومي ها به دليل ماهيت كاري خود عمدتا در محيط هاي نمايشگاهي نقش پل ارتباطي سازمان ها با بازديدكنندگان را ايفا مي كنند، در برخي موارد اين كارمندان آموزش ديده روابط عمومي در اولين مواجهه با بازديدكنندگان ، سطحي مطلوب از خواسته هاي سازمان خود را به بازديدكننده منتقل كرده و در گفت و گويي كوتاه زمينه همكاري موثري را فراهم مي كنند، اما به موازات شاهديم كه در برخي موارد نيز به دليل فقدان آموزش حرفه اي و تخصصي و اتكاي صرف به آموزش هاي منسوخ و كهنه، فرد مستقر در محيط نمايشگاهي نه تنها نمي تواند زمينه همكاري و تعامل سازمانش را بالا ببرد بلكه ممكن است به دليل عدم برقراري ارتباط صحيح با محيط بيروني به روند همكاري هاي سازمانش آسيب هاي جدي نيز وارد كند.با اين وصف در پذيرش لزوم آموزش حرفه اي در حوزه علم- هنرروابط عمومي در ايران به صورت مستمر و همگام با آهنگ رشد جهاني مجال ترديد باقي نمي ماند، اما به اعتقاد نگارنده اين الزام در حوزه صنعت نفت بيش از ساير عرصه ها به چشم مي خورد، البته اين اعتقاد هرگز به معناي ضعف در سطح عملكرد و دستاوردهاي روابط عمومي هاي اين صنعت نيست، بلكه منطق اين اعتقاد بر اين است كه صنعت نفت در افق چشم انداز بلندمدت كشور ايران بيشترين مسووليت را در تامين آرمان توسعه پايدار دارد، همچنين اين بخش از اقتصاد ايران برابر آمارها و مستندات رسمي، بيشترين وظيفه را در توسعه صنعتي و كسب تعامل با جهان را دارد. به همين دليل بايد ادعا كرد مجموعه روابط عمومي هاي صنعت نفت محور تامين بخش مهمي از اهداف كلان صنعت نفت را برعهده خواهند داشت حتي اگر اين وظيفه به صورت سازماني به آنها ابلاغ نشود اما ماهيت حضور روابط عمومي در كالبد سازمانها اصولاً اين وظيفه را به آنها تفويض مي كند كه بايد در بسط روابط برون سازماني صنعت نفت و ترسيم چهره اي توانمند و آماده براي توسعه همكاري ها از سازمان خود به ايفاي نقش ممتاز و موثر خود بپردازند.بديهي است كه چنين وظيفه بزرگ و خطيري تنها با حضور كاركناني آموزش ديده و افرادي آشنا به تحولات ارتباطي جهان ميسر و مقدور خواهد بود.حقيقت اين است كه روابط عمومي بالنده، عالم وهنرمند، كليد بازشدن دروازه هاي تعامل و پيشرفت به روي صنعت نفت است. براي رسيدن به چنين جايگاهي، روابط عمومي هاي صنعت نفت نيازمند آموزش مستمر و حرفه اي هستند. در چنين شرايطي نبايد ترديد كرد وظيفه سرنوشت سازي كه براي پيشبرد اهداف توسعه اي صنعت نفت بر عهده روابط عموميهاي اين صنعت گذارده شده است، مطالبه نسل امروز و ايرانيان فرداست، پس بايد براي نوسازي آموزشي در روابط عموميهاي صنعت نفت و ارتقاي سطح علمي اين بخش با سرعت به تدوين استانداردها و روش هاي اجرايي مربوط به آن پرداخت.شوراي هماهنگي روابط عمومي هاي صنعت نفت به تازگي با تشخيص اين الزام راهبردي، برنامه هايي را براي تحول آموزشي در روابط عمومي هاي اين صنعت تدوين كرده است كه جاي تقدير و ستايش دارد اما نكته مهم است كه خود سازمانها و شركت هاي زيرمجموعه صنعت نفت نيز بايد براي اين تحول و پذيرش اصل آموزش مستمر آماده شده و آن را در قواعد سازماني خود قرار دهند.
*رييس روابط عمومي شركت نفت فلات قاره ايران