اين حمايت اما در دوران دولت احمدي نژاد در دو دوره نهم و دهم شكل عيني تري
به خود گرفته است تا جاييكه بلند پايهترين مقامات مسوول در هر حوزه اي
بارها بر حمايت عملي از توليد كنندگان داخلي تاكيد ورزيده و بر واگذاري
پروژههاي مربوطه- به شرط توانمندي داخلي ها- بدون قيد و شرط ابرام ورزيده
اند.بي ترديد اين تاكيد و اصرار مقامات مسوول در خودكفايي و اتكا به توان
داخلي ريشه در تحريمهاي بي و حد وحصري دارد كه اينروزها حلقه آن تنگ تر
نيز شده است چرا كه لامحاله تنها راه برون رفت از وضعيت سخت كنوني اعتماد
به توان صنعتگران ايراني است، اعتمادي كه شوربختانه علي رغم حمايت هاي
زباني مقامات مسوول عملاً به گونه ديگري اجرا مي شود! مثال روشن اين تضاد
در حرف و عمل، در صنعـت نفت كشورمان كاملاً مشهود و عيني است. متاسفانه
هنوز تفكر ناب حمايت از بومي سازي و توليدات داخلي در صنعت نفت كشور جاري و
ساري نشده است و با آنكه مديران ارشد شركتهاي عملياتي بر استفاده از توان
داخلي تاكيد فراوان دارند، در عمل و در لايه هاي مياني مديران شاهد مقاومت
هاي آشكار و پنهاني هستيم كه در عمل اين تدبير پسنديده را با شكست مواجه
كرده است. اگر نخواهيم بدبينانه به علل چنين رويكردي از سوي مديران مياني
صنعت نفت نگاه كنيم، لامحاله هيچ دليل روشن ديگري در عدم استفاده از توان
داخلي نمي يابيم. تاسف و تاثر ما هنگامي بيشتر مي گردد كه در مي يابيم در
فلان مناقصه تامين كالاي صنعت نفت،شركتي ايراني چه از حيث قيمت، چه زمان و
چه كيفيت كالا مورد تاييد قرار مي گيرد و حتي برنده مناقصه هم مي شود، اما
در ساخت و تامين كالاي مزبور به يكباره و طرز محيرالعقولي شريك خارجي پيدا
مي كند! و در اين اتفاق عجيب و غريب از 100 درصد كالا، 20 درصد را به زحمت
به طرف ايراني ميدهند و باقي را به خارجي! نكته جالب تر آنكه اساساً
<طرف خارجي> به طور مستقيم در اين ماجرا حضور فيزكي ندارد و اين كار
را دلالان و واسطه گران با حرفه اي ترين روش به انجام مي رسانند. شوربختانه
هم اكنون اين نوع نگرش و اين نوع عملكرد، به طرز مشكوكي در تامين كالاي
بسياري از پـروژه هـاي نفتي حاكم شده است و بيچاره توليد كننـدگـان داخلـي
كـه بـه اجــبــــار بــــايــســتــــي ايـــن انگلهاي تحميلي را با خـود
به يدك بكشند و اخم نيز بر نياورند كه مبادا بـا بـرخـوردهـاي حـذفـي
مـواجـه شـونـد! بـا كمال تاسف اگر تا چند سال پـيـش داد و فـغان توليد
كـــنــنــــدگــــان داخــلــــي و صـنعتگران كشورمان از <چـشـم آبـي
هـا> سـر به آسمان مي سراييد، اينك واســـطـــــه هــــاي چــشــــم
باداميهاي چيني، امان داخلي ها را بريده اند و هرجا سخن از تامين كالايي
هست، واسطه هاي چيني نيز هستند و جالب آنكه كالاهاي تاميني نيز از پايين
ترين كيفيت استاندارد برخوردارند.حال سوال جدي اين است از چه رو اين دست ها
قطع نمي شود؟! چرا دستورات بلند پايگان دولت و وزارت در لايه هاي مياني
مديريتي ابتر ميماند؟! مگر نه اين كه به واسطه حمايت از شركت هاي داخلي و
با ظهور شركت هايي چون پتروپارس، اويك و .. توانستيم شل و توتال ايراني
بسازيم، پس از چه بابت است كه توان اجراي چنين قوانين محرز و مشهودي را
نداريم و در آوردگاه برخي مديران مياني و توجيهات و عذرهاي بعضاً بودار
آنان سر تعظيم فرود مي آوريم. شوربختانه در توجيه علل وقوع اين نوع رويكرد،
عدم نظرات مديران عالي شركتها بر زيردستان، عدم تخصص و عدم اشراف كامل
مديران عالي بر امور و پرهيز از درگير شدن آنان و < حب ميز رياست> از
جمله مواردي است كه نگارنده مي تواند بدانها اشاره نمايد. به هر تقدير
بايستي بپذيريم كه در 33 سال گذشته شركت هاي ايراني و توليد كنندگان كالا و
تجهيزات به پيشرفتهاي شگرفي در توليد محصولات با استانداردهاي روز دنيا
نايل آمده اند اما با كمال شوربختي تفكر برخي مديران صنعت نفت بر عدم باور و
اعتماد به توليد كنندگان داخلي است گويي كه تا اين مديران هستند،توليد
كنندگان ايراني بايستي عذاب بكشند. در پايان درد دل يك توليد كننده را نقل
مي كنيم كه مي گفت: بارها از مديران براي بازديد از دستاوردها و توليدات
شركت خود دعوت به عمل آورده ايم اما افسوس كه اين درخواستها خريداري ندارد
اما همان مدير براي بازديد از نمونه مشابه چيني چندين مرتبه بار سفر را به
شرق آسيا بسته است! بازديد چند ساعته ما كجا و چند هفته اي آن آقا كجا؟!