بخش دوم و پاياني
آقاي مهندس سوري! لطفاً گزارشي اجمالي از روند توسعه فازها و درصد پيشرفت آنها ارايه فرماييد؟ لطفاً بفرماييد كه اين درصدهاي پيشرفت در گذشته چگونه بوده است؟
تقسيمبندي فازهاي توسعهاي به صورت فازهاي 24 گانه توليدي (كه معادل 29 فاز استاندارد است) به انضمام طرحهاي توسعهاي ميدان گازي پارس شمالي، گلشن و فردوسي، لايههاي نفتي و همچنين طرحهاي وابسته نظير احداث بنا در شهركهاي مسكوني، نيروگاه توليد برق، واحدها و مراكز فرآوري محصولات و ... طرحريزي شده است.عمليات توسعهاي فازهاي 1 تا 10 پارس جنوبي هم اكنون تقريباً به پايان رسيده و اين فازهاي 10 گانه در حال بهرهبرداري بوده و فازهاي 12 تا 24 پارس جنوبي هم اكنون در حال اجرا هستند كه درصد و ميزان پيشرفت هريك از فازها در شرايط كنوني به صورت كلي در جدول زير نشان داده شده است :
همچنين به دليل اولويت توسعه ميادين مشترك، تمركز اصلي بر توسعه ميدان گازي پارس جنوبي بوده و توسعه ميدان گازي پارس شمالي و گلشن و فردوسي در رده بعدي اهميت قرار دارد. شايان ذكر است كه روند توسعهاي لايههاي نفتي پارس جنوبي به صورت ويژه دنبال ميشود كه در صورت اثبات بازدهي مناسب ميدان در فاز 1 بهرهبرداري عمليات توسعهاي فازهاي بعدي نيز دنبال خواهد گرديد.
ارزش اقتصادي پارس جنوبي را براي خوانندگان دانش نفت تشريح فرماييد و بفرماييد چرا پارس جنوبي پايتخت انرژي ايران لقب گرفته است؟
پاسخ اين پرسش را در پاسخ پرسش اول روشن نمودهام. به طور كلي بر طبق آخرين اطلاعات در شرايط فعلي، ارزش گاز موجود در ميدان پارس جنوبي حداقل معادل 120 سال صادرات و فروش نفت ايران با نفت بشكهاي 50 دلار و با يك محاسبه واقعيتر (نفت بشكهاي 100 دلار) معادل 240 سال صادرات و فروش نفت ايران است. همچنين ارزش ثروت ميدان گازي پارس جنوبي در صورت تبديل اين گازها به فرآورده به 5، 7 تا 10 برابر قابل افزايش است. تاكنون و بر اساس برآوردهاي انجام شده با در نظر گرفتن نرخ جايگزيني هر بشكه نفت خام معادل 50 دلار، ميدان پارس جنوبي داراي چهار هزار و 400 ميليارد دلار ارزش اقتصادي (در صورت خام فروشي) است و چنانچه هر بشكه نفت خام معادل 100 دلار در نظر گرفته شود ارزش خام فروشي اين ثروت عظيم ملي حدود هشت هزار و 800 ميليارد دلار ميشود و اگر اين ثروت عظيم ملي در داخل كشور و در زنجيره نفت، گاز و پتروشيمي و صنايع وابسته تبديل به فرآوردههاي نهايي و ارزش افزوده آن در داخل كشور ايجاد شود، مقدار اين ثروت ميتواند به چندين برابر افزايش يابد.اين كه چرا پارس جنوبي پايتخت انرژي است از زواياي مختلف داراي پاسخ هاي درست و منطقي است. عسلويه و در واقع ميدان مشترك پارس جنوبي بزرگترين ميدان گازي جهان است و 47 درصد ذخاير گازي ايران را در خود جاي داده، 2/14 هزار ميليارد متر مكعب گاز و 19 ميليارد بشكه ميعانات گازي و همچنين 5/7 ميليارد بشكه نفت خام (در لايههاي نفتي) كشور در اين ميدان جاي دارند. آيا اين ارقام و آمار كافي نيست كه عسلويه با ميدان مشترك پارس جنوبي را تبديل به پايتخت انرژي ايران نمايد؟! من در مورد گاز هليوم چيز زيادي نميگويم فقط بايد دانست كه پارس جنوبي 28% گاز هليوم جهان را در بر دارد و بزرگترين منبع هليوم جهان است.
آقاي مهندس ! اخبار متناقضي از وضعيت مخزن پارس جنوبي شنيده ميشود. جنابعالي به عنوان بلندپايه ترين مقام نفتي پارس جنوبي، بفرماييد مخزن پارس جنوبي و شيب مخزن آن به سمت كدام كشور است. ايران يا قطر؟ با اين رويكرد وضعيت برداشت ايران از مخازن در سالهاي آتي چگونه خواهد بود؟
مهمترين نكته پيرامون مخزن پارس جنوبي كه باعث نگراني و يا در برخي اوقات دغدغه اي ملي مطرح گرديده است، پنج موضوع شامل؛ <شيب مخزن پارس جنوبي به سمت بخش قطري، مهاجرت گاز، افت فشار مخزن و يا كاهش ميزان گاز درجا ناشي از مهاجرت گاز و ميزان برداشت از مخزن پارس جنوبي> است كه در پاسخ به اين مباحث بايد گفت: در ابتدا براي بررسي شيب مخزن پارس جنوبي؛ شايان ذكر است كه ساختار زمينشناسي ميدان پارس جنوبي به شكل يك طاقديس است كه را‡س )Crest(آن بر مرز ايران و قطر واقع شده است و شيب مخزن در راستاي يالها )Flanks(از سمت مرز به سمت خشكي هر دو كشور است. اما نكته مهم در اينجاست كه اصولاً شيب مخزن در مخازن هيدوركربوري به شكل عام و در مخازن گازي به شكل خاص نقشي در جهت دبي به حركت سيال و مهاجرت آن از يك قسمت به سوي ديگر مخزن ندارد، بلكه اين اختلاف فشار بين دو نقطه مخزن است كه موجبات حركت سيال را فراهم ميآورد، به شكلي كه بسته به توزيع فشاري درون مخزن، در يك ناحيه شيب دار، سيال ممكن است در جهت شيب و يا در خلاف جهت آن حركت نمايد.
در خصوص مبحث مهاجرت گاز نيز گفتني است برخلاف مدلهاي مطالعه مخزني پيشين انجام شده در ميدان گازي پارس جنوبي، در مدل مطالعه كنوني ميدان كه بر اساس آخرين مطالعه جامعي ميدان، كه از سال 87 به مدت سه سال با نظارت و همكاري كارشناسان زبده اين شركت به اجرا درآمده (كه از برخي جهات بي نظير است) بنا گرديده است، توليد از بخش قطري و به تبع آن افت فشار اضافي ايجاد شده و مهاجرت احتمالي گاز لحاظ گرديده است. در خصوص موضوع مهاجرت گاز و تاثير آن بر كاهش ميزان گاز درجا، ميزان مهاجرت گاز به سمت بخش قطري تا سال 2012 در بدترين حالت به حدي ناچيز خواهد بود كه در مقايسه با ميزان 280 تريليون استاندارد فوت مكعب گاز قابل استحصال از مخزن قابل توجه نيست و تاثير زيادي بر ميزان دوره توليد پايدار فازهاي مرزي ندارد، كه با عنايت به سياستگذاريها و نگرش جديد مديريتي توسعه ميدان، بنا بر پيشبينيها و با توسعه فازهاي مرزي، روند مهاجرت گاز در سال 2016 به صفر رسيده و پس از آن روندي معكوس، يعني مهاجرت از بخش قطري به بخش ايران، آغاز خواهد شد. البته در اين خصوص مباحث فني و مهندسي پيچيدهاي موثر است كه خارج از حوصله اين مصاحبه ميباشد و اينها مستلزم به ثمر رسيدن به موقع فازهاي 35ماهه است. در خصوص افت فشار مخزن نيز شايان ذكر است كه پيرامون نگراني ايجاد شده از افت فشار مخزن كه در برخي اظهار نظرها به عنوان عاملي در جهت تقليل گاز قابل استحصال از مخزن، بخصوص در نواحي مرزي اعلام ميگردد، بايد بدانيم كه پديده افت فشار مخزن در اثر توليد امري طبيعي است كه در ميدان گازي پارس جنوبي نيز اجتناب ناپذير است. اين افت فشار الزاماً به معناي عدم تحقق توليد پيشبيني شده نيست. به عنوان مثال سكوي مرزي 3SPDبا وجود توليد 10 ساله و كاهش فشار مخزن از 5280 به حدود 4100 پام توانايي حفظ سقف توليد يك ميليارد فوت مكعبي در روز را تا حدود 15 سال آينده (مطابق با پيش بيني ارائه شده از سوي كارشناسان اين شركت بر اساس مطالعات انجام شده) دارا نيست. شايان ذكر است در مدل مورد استفاده كنوني مخزن، توليد هر فاز و همچنين توليد از سكوهاي مجاور در بخش قطري در نظر گرفته شده و به تبع آن ميزان دوره توليد پايدار گزارش شده بر همين اساس بوده كه بي شك به واقعيت نزديكتر است.در رابطه با ميزان گاز درجا گفتني است كه ميزان گاز درجاي مخزن بر اساس نتايج بدست آمده از مطالعات كامل انجام شده در ميدان محاسبه ميگردد. در اين ميان پارامتر هاي بدست آمده از چاههاي توصيفي شامل تخلخل، اشباع آب و سطح تماس آب،گاز از اهميت بسزايي برخوردار است. بديهي است نتايج مدل مخزني پس از حفر چاههاي جديد بروز رساني خواهد شد. لازم بذكر است كه اطلاعات حاصله از چاههاي جديد كه حفر نمودهايم در حاشيه ميدان تاثير بسزايي در اصلاح پارامترهاي مرتبط با ميزان گاز درجا بخصوص اصلاح عمق سطح تماس آب،گاز در اين بخش از ميدان داشته است.برآورد اوليه گاز درجاي ميدان، براساس نتايج مطالعات جامع صورت گرفته در سال 1384توسط شركت توتال و شركت مشاوران انرژي تهران بوده است، لكن برآورد جديد با استفاده از نتايج آخرين مطالعات جامع صورت گرفته در سال 1389 است. شايان ذكر است برخلاف اطلاعات مطرح شده در برخي رسانهها درخصوص كاهش ميزان گاز درجاي كل ميدان، اين كاهش تنها در قسمت جنوب شرقي ميدان و در محدوده فاز 12 رخ داده است و در مورد ساير فازها مصداق ندارد. با وجود اين علت اصلي كاهش ميزان گاز درجاي فاز 12، فرو افتادگي مخزني در اين قسمت و قرار گرفتن نواحي مناسب لايه 4Kدر ناحيه آبي است كه در مطالعات قبلي بدليل عدم وجود اطلاعات كافي در اين بخش از ميدان، ميزان گاز درجا تاحدودي متفاوت گزارش گرديده و ناشي از كاهش ميزان گاز درجا و يا افت فشار نيست.در خصوص وضعيت برداشت از مخزن پارس جنوبي نيز بايد گفت كه در حال حاضر برنامهريزيها در شركت نفت و گاز پارس به نحوي است كه در كنار ماموريت شركت در راستاي توسعه هر چه سريعتر و در عين حال بهينه فازهاي باقيمانده ميدان مشترك، برداشت صيانتي از اين ميدان عظيم گازي در اولويت برنامههاي شركت قرار دارد كه به عنوان نمونه ميتوان به انجام فعاليتهاي تعميراتي همچون قرار دادن لايههايي از مخزن كه پيشتر در مدار توليد قرار نداشتهاند (در فازهاي 2 تا 5 ميدان) و همچنين انجام عمليات انگيزش چاه در فازهاي توليدي و تاكيد بر انجام آن قبل از قرارگيري چاهها در مدار توليد در تمامي فازهاي باقيمانده كه باعث ميشود از افت فشار اضافي مخزن جلوگيري نمايد و اقداماتي از اين دست اشاره نمود.همانطوري كه در قسمتهاي ديگر اعلام نمودم، توليد كنوني گاز كشور در پارس جنوبي از سال آينده هر سال حدود يكصد(100) ميليون متر مكعب افزايش مييابد و طي سه الي چهار سال آينده از توليد روزانه 200 ميليون متر مكعب كنوني به توليد روزانه حداقل 750ميليون متر مكعب افزايش خواهد يافت.طي مدت مذكور سالانه احداث، تكميل و افتتاح دو پالايشگاه شيرينسازي گاز نيز در دست اقدام است و انشاءالله با بصيرت، همت و تلاش و غيرت فرزندان توانمند، متعهد و متخصص ايران اسلامي، اهداف نظام و منافع ملي در ميدان مشترك طي سالهاي پيشرو گام به گام محقق و تامين ميشوند.آنچه در شرايط كنوني يك ضرورت و اولويت ملي و عمومي است، افزايش و عمق دامنه بسيج، همسويي و اتحاد همه نيروها، دستگاهها و مقامات بويژه سه قوه كشور و پشتيباني همهجانبه از جهادگران جبهه اقتصادي پارس جنوبي و تامين فوري منابع مالي و نيروي انساني متخصص و كالا و تجهيزات براي پيروزي در ميدان مبارزه است.
علاوه بر تلاش جهت بهرهبرداري از فازهاي باقيمانده براي برداشت گاز، چه تدابيري براي برداشت نفت و هليم انديشيدهايد؟ اين تدابير و مطالعات چه زماني به بهرهبرداري از منابع نفتي و هليوم خواهد انجاميد؟
با توجه به كشف مقادير عظيمي از گاز هليوم در مخزن گازي پارس جنوبي ، شركت نفت و گاز پارس مذاكرات و قرارداد اوليه بررسي و امكان سنجي توليد گاز هليوم را با يك شركت خارجي به انجام رسانيده و فرآيند تبادل اطلاعات و تجربيات در راستاي بهره برداري از اين ثروت عظيم در حال انجام است. همچنين پروژه بهرهبرداري از لايه هاي نفتي پارس جنوبي كه امكان استحصال نفت از اين مخزن را بوجود ميآورد، بعد از سفر رهبر فرزانه انقلاب و تاكيد معظمله و نيز قرار گرفتن توسعه ميدانهاي مشترك در اولويت برنامههاي وزارت نفت، از اولويت ويژهاي برخوردار شده است و با تمامي توان در حال اجرا و پيگيري ميباشد كه در صورت تحقق اهداف توليدي فاز اول اين ميدان، اقدامات لازم براي اجراي فازهاي بعدي، با توجه به شرايط ويژه زمينشناسي و مطالعات مخزن و MDPكلي اين ميدان صورت خواهد پذيرفت. در رابطه با تدابير آينده براي برداشت نفت ذكر اين نكته ضروري است كه باتوجه به اهميت لايههاي نفتي ميدان پارس جنوبي به لحاظ مشترك بودن ذخاير هيدروكربوري موجود در اين لايهها با كشور قطر، شركت نفت و گاز پارس در راستاي صيانت از منافع جمهوري اسلامي ايران و پيرو دستور مقام عالي وزارت، فاز اول توسعه اين ميدان نفتي در ناحيهاي موسوم به 2Aرا آغاز نموده و در حال حاضر مراحل پاياني اين فاز شامل تهيه شناور جهت انتقال نفت درحال پيگيري است.در ناحيه مرزي مشترك بين ايران و قطر در حال حاضر برنامه حفاري دو حلقه چاه اكتشافي، توسعهاي هر كدام با دو حفره افقي به طول 6000 (شش هزار) متر در دو ناحيه موسوم به Bو Cدر را‡س برنامههاي شركت نفت و گاز پارس قرار دارد كه اخيراً نيز براي انجام اين فاز عملياتي قراردادي با شركت ايراني گلوبال پتروتك به امضا رسيد. هدف از اجراي اين فاز يعني برنامه حفاري اين دو چاه در ناحيه Bو Cدر درجه اول رفع نقاط ابهام در ميدان لايه نفتي پارس جنوبي بوده و در مرحله بعد آغاز توسعه نواحي مرزي همزمان با توسعه ناحيه نزديكتر به مركز ميدان يعني ناحيه 2A است.در خارج از نواحي فوق برنامهريزيها در شركت نفت و گاز پارس به نحوي است كه در برنامه حفاري چاههاي توصيفي فازهاي در حال توسعه پارس جنوبي بررسي احتمال گسترش لايه نفتي، برنامه ارزيابي پتانسيل توليد از اين نواحي در دستور كار قرار دارد.درخصوص برنامه توليد هليوم در مخزن پارس جنوبي مطالعات تعيين مقدار هليوم در اين مخزن با توجه به نمونهبرداريهاي مختلف از نمونه چاههاي فازهاي در حال بهرهبرداري و جريان خروجي بالاي برجهاي پالايشگاه فازهاي 4 و 5 صورت پذيرفته و آناليز گاز تفسير گرديده است. طبق مطالعات انجام شده با توجه به دو الگوي فرآيندي براساس تركيب گاز براي واحد بازيافت اتان و واحد توليد LNGمطالعات نهايي در حال انجام است اما از آنجايي كه در پالايشگاههاي پارس جنوبي تنها در بخش بازيافت اتان امكان توليد هليوم وجود دارد به محض دريافت گزارش نهايي برنامهريزي توليد هليوم صورت گرفته و در برنامههاي توسعه ميدان بكار گرفته خواهد شد.شايان ذكر است از آنجايي كه توليد LNGدر پارس جنوبي انجام نميپذيرد، امكان سنجي توليد در بخش بازيافت اتان در صورت مثبت بودن نتايج مطالعات يك راه حل مناسب توليد هليوم است.
تأمين منابع مالي براي پارس جنوبي به مثابه < جهاد مالي > توصيف ميگردد. در خصوص تامين منابع مالي در عروس گازي خليج هميشه فارس در چه مرحلهاي قرار داريم. تا به اكنون چه ميزان منابع جذب شده است؟
در حوزه منابع مالي، استراتژي متنوع نمودن منابع تامين اعتبار را مي توان استراتژي عملياتي و اجرايي اين شركت دانست، بدين منظور تنوع بخشي هرچه بيشتر به منابع مالي داخلي و خارجي مانند انتشار اوراق مشاركت ارزي و ريالي، تامين منابع مالي از بانك هاي مختلف، راه اندازي بورس نفت و بازار سلف در دستور كار اين شركت قرار گرفته است.شايان ذكر است كه روش تنوعبخشي به تامين منابع داخلي طي سال گذشته، نتايج ارزشمندي را بوجود آورده است و حدود 9 (نه)ميليارد دلار منابع مالي براي پروژه ها و طرح هاي توسعه ميدان پارس جنوبي تامين گرديده است . همچنين طبق پيش بيني هاي صورت گرفته، در سال هاي آتي نيز سالانه به طور متوسط حدود 12 الي 15 ميليارد دلار به مدت 5 سال براي طرح هاي توسعه ميدان مشترك پارس جنوبي هزينه خواهد شد.در حوزه تامين منابع فيزيكي (كالا و تجهيزات) نيز مي توان گفت كه استراتژي عملياتي و وظيفهاي شركت، استراتژي توسعه ساخت و توليد داخلي و همچنين تامين كالا از انبارهاي وزارت نفت و صنايع كشوراست.از ديگر اقدامات مي توان به همسويي و يكپارچهسازي منابع و سرمايههاي شركتهاي اصلي و ستاد وزارت نفت به منظور پشتيباني توليد و توسعه پارس جنوبي براي اجراي 35 ماهه طرح هاي توسعه اي اين منطقه اشاره كرد.ارقام سرمايهگذاريهاي مصوب انجام شده و در دست انجام تا كنون بالغ بر هفتاد و دو (72) ميليارد دلار است. در سال جاري بودجه شركت نفت و گاز پارس معادل بيست و يك ميليارد دلار بوده كه تا كنون حدود نيمي از آن جذب شده است و جذب باقيمانده آن كه نقشي بسيار حياتي و كليدي در اجراي بموقع طرحهاي توسعه دارد در دست پيگيري شبانهروزي وزير نفت و مديران ارشد شركت ملي نفت ايران است. هماكنون براي انجام خريدها و پرداخت صورتوضعيتهاي پيمانكاران منتظر دريافت حداقل پنج ميليارد دلار منابع مالي فوري ميباشيم و اميدواريم كه به زودي چالش و كمبود منابع مالي با درايت و پشتكار و پيگيري وزير محترم نفت و حمايت دستاندركاران حل و برطرف شود.
جنابعالي به عنوان فردي كه بيش از ديگران مسايل و چالشهاي پارس جنوبي را رصد كرده است، نظرتان در خصوص ايده تامين منابع مالي از داخل (مردم) حتي با نرخهاي سود 35 تا 40 درصد چيست؟ آيا موافقيد؟
علي القاعده پاسخ اين پرسش را بايد صاحبنظران امور اقتصادي، مالي و پولي كشور بدهند زيرا سياستها و اقدامات پولي و مالي در سطح كلان پيامدها و پيچيدگيهاي خاص خودش را دارد اما چند عدد و رقم ميگويم كه ممكن است به روشن شدن بيشتر پاسخ كمك كند. در حال حاضر 14 فاز پارس جنوبي در حال اجراست كه چنانچه طي دو سال آينده به توليد برسند بيش از حدود 550 ميليون متر مكعب به توليد گاز كشور اضافه ميشوند و توليد گاز از پارس جنوبي به بيش از 750 ميليون متر مكعب خواهد رسيد. دستيابي به اين هدف در گرو تامين فوري و مطمئن حدود 40 ميليارد دلار است. ارزش اقتصادي توليد روزانه 550 ميليون متر مكعب گاز بيشتر، در يك حساب ساده طي هر سال بدون ترديد بيش از 60 ميليارد دلار ميشود. به عبارت ديگر با 2 سال سرمايهگذاري و هر سال حدود 20 ميليارد دلار، (فقط طي دو سال) ارزش گاز توليدي هر سال، 3 برابر مبلغ سرمايهگذاري شده ميگردد.
آيا سرمايهگذاري 20 ميليارد دلاري در هر سال و توليد 60 ميليارد دلاري گاز از ميدان مشترك در هر سال اهميت تامين فوري منابع مالي را (به هر قيمتي و با هر نرخي و سودي ) براي پارس جنوبي نشان نميدهد ؟
به نظر بنده و حتي فعالان اقتصادي و دستاندركاران توسعه پارس جنوبي، تأمين منابع مالي با نرخ سودهاي 30 و 35 و حتي 40 درصد هم (به دليل مشترك بودن ميدان و شدت برداشت رقيب) داراي ضرورت، فوريت و ارجحيت است. در حال حاضر قطر و ديگر كشورهاي حاشيه جنوبي خليج فارس قراردادهاي production sharingميبندند و عملا شركتهاي غربي را در مخزن شريك ميكنند، ولي ما مردم خودمان را شريك ميكنيم.
من اعتقاد دارم اگر از نان شب هم بگذريم نبايد در تأمين منابع مالي پارس جنوبي كوتاهي و تأخير كنيم. فرصتها در ميدان مشترك به سرعت از دست ميروند و آيندگان در مورد تأخير در تامين منابع مالي (و ساير منابع و ابزارهاي مورد نياز) كه منجر به تاخير در توسعه پارس جنوبي ميشود ما را نخواهند بخشيد. بايد هرچه سريعتر همه منابع كشور بر توسعه ميدان مشترك پارس جنوبي به عنوان اولويت اول توسعه اقتصادي كشور متمركز شود. البته روزانه و هفتگي شاهد تلاشهاي چشمگير و پيگيريهاي بي وقفه وزير محترم نفت و مدير عامل محترم شركت ملي نفت ايران و ساير مديران ارشد نفت براي تامين منابع مالي و ابزارهاي مورد نياز پارس جنوبي هستيم، اما اين تلاشها با همه اهميت و ارزش آنها كافي نيست و در واقع به تنهايي نميتواند مشكل را حل كند. بايد همه مقامات ارشد و دستگاههاي ديگر كشور وزير محترم نفت و دستاندركاران توسعه پارس جنوبي را كمك و ياري كنند و منابع مالي و ساير منابع و ابزارهاي مورد نياز توسعه پارس جنوبي را تامين نمايند.
بنده با دلايل و مستندات فراوان قوياً اعتقاد دارم تا آنجا كه امكان پذير است بايد و بايد و بايد دو سال متوالي، بخش عمده منابع مالي كشور و بخش عمده منابع انساني متخصص و با تجربه صنعت نفت در اجراي طرحهاي توسعه و منابع تأمين و توليد كالا و تجهيزات را در سرتاسر كشور براي تامين نيازهاي پارس جنوبي با اولويت حياتي و ويژه بسيج و متمركز نماييم. اگر همه براي توسعه و افزايش توليد از ميدان مشترك پارس جنوبي همدست و همداستان شويم نعمت گاز و ثروت ملي از ميدان مشترك، سه الي چهار برابر ميزان كنوني نصيب همه ملت ايران خواهد شد. در واقع نعمتها و مائدههاي پارس جنوبي در انتظار بسيج و همسويي ماست. به همين دليل است كه مقام معظم رهبري(مدظلهالعالي) در سال جهاد اقتصادي در سفر تاريخي 8/1/90 به پارس جنوبي، كار در پارس جنوبي را جهاد در راه خدا تلقي نموده و مشاركت در اين جهاد را بر همگان تكليف كرده است. شركت نفت و گاز پارس هم استراتژي كلان و شعار اصلي خود را <همه براي پارس جنوبي و پارس جنوبي براي همه >قرار داده است.بدون ترديد تامين منابع مالي با سود 30 يا 35 و 40 درصد فقط و فقط براي ميدان مشترك پارس جنوبي توجيه پذير بوده و به نفع كشور است اما بايد پيامدها و آثار نامطلوب اين سياست (كه فقط بايد در پارس جنوبي اعمال شود) مديريت شود تا بر سيستم پولي و مالي كشور آثار زيانبار گستردهاي نداشته باشد و اين موضوع به همان ميزان كه در گفتار ساده است در عمل بسيار دشوار و پيچيده اما امكانپذير است.
در روزها و هفتههاي اخير، هجمههاي سنگيني بر عليه شما شكل گرفته است، آيا اخبار مبني بر بيماري و اعزام به خارج براي معالجه و ديگر خبرهاي منتشر شده در خصوص رفتن از پارس جنوبي را تاييد ميكنيد؟ به نظر شما ريشه انتشار چنين اخباري از كجا نشأت ميگيرد؟
مهمترين ماموريت ملي و اصليترين وظيفه سازماني و حتي اعتقادي بنده و دستاندركاران دلسوز و متعهد در پارس جنوبي، تمركز سنگين و بيوقفه بر اجراي هرچه سريعتر فازهاي توسعه ميدان مشترك پارس جنوبي است. دستيابي هرچه سريعتر به اهداف و منافع ملي و در واقع توليد سهم ايران از ميدان مشترك، هدف مقدس و عظيمي است كه يك لحظه نبايد از آن غفلت شود. بايد همه چيز را (بويژه حاشيهها و حاشيهسازان را) به خدا سپرد و از او ياري جست.
ما مكلف و ماموريم كه براي فردايي بهتر و با شكوهتر براي فرزندان ايران اسلامي و تحقق اهداف چشم انداز بيست ساله كشور، شبانهروز با اراده و تلاش مضاعف و خستگي ناپذير (در واقع به عنوان يك تكليف ديني، ملي، سازماني و فردي) پروژههاي پارس جنوبي را هرچه سريعتر به پيش ببريم.
هيچ چيز نبايد ما را دچار خود و دچار غفلت از اين جهاد عظيم اقتصادي و نبرد بي امان اقتصادي با دشمنان ايران اسلامي نمايد. ما در حال جهاد و نبرد اقتصادي در خط مقدم و پيشاني جبهه اقتصادي كشور هستيم. مگر در زمان جهاد و مبارزه، مبارزان و جهادگران حق دارند كه به خود و يا به چيزي غير از هدف اصلي و پيروزي در صحنه نبرد بيانديشند و يا سرگرم شوند؟ !
بنابراين از ديدگاه كلي ما به عنوان سربازان رهبر، كاركنان دولت و خدمتگزاران ملت، در ميدان جهاد اقتصادي، پشت جبهه را ابتدا به خدا سپردهايم و سپس به همرزمان، پشتيبانان و هم پيمانان،كاركنان و مديران مومن، متعهد و توانمند صنعت نفت در ستاد و ذينفعان كليدي بويژه اصحاب رسانه متعهد واگذار كردهايم و مطمئن هستيم آنان به رسالت ديني و ملي خود در قبال جهاد اقتصادي و سربازان اين جبهه عمل خواهند نمود و توطئهها و تخريبها را اول خدا و سپس خداپرستان واقعي و ياوران مومن انقلاب و دلسوزان ايران اسلامي خنثي خواهند نمود. خدا در كمين ظالمان و ستمگران است.
چون شما درباره سلامت و بيماري بنده پرسيديد از نظر ادب و احترام پاسخ ميدهم (هر چند اهميت زيادي ندارد) كه با عنايت الهي و دعاي دوستان من كاملاً سالم و سرحال هستم و از سال گذشته كه عاشقانه در پارس جنوبي عهدهدار مسئوليت شركت نفت و گاز پارس شدهام دچار بيماري نشدهام و با لطف خدا و دعاي دوستان قبراق هستم و روزانه مانند جوانان 20 ساله حدود 16 ساعت با كار و تلاش فكري و اجرايي در طرحهاي توسعه و توليد گاز كشور عشقورزي ميكنم و هرچه بيشتر به كار ميپردازم احساس سلامت، نيرومندي، جواني و شادابي بيشتري پيدا ميكنم. كار براي خدا خستگي ندارد.
البته من قبلاً براي برخي آزمايشات خاص (كه در كشور انجام نميشود) به خارج كشور رفتهام كه طي دو سال اخير نتوانستهام به خارج سفر كنم. اما در مجموع آنچه مهم است تحقق اهداف صنعت نفت و كسب سهم و جايگاه شايسته كشور در ميدان مشترك پارس جنوبي است با سوري يا بدون سوري، اين مهم نيست. بلكه مهم تسريع در اجراي طرحهاي توسعه و افزايش توليد گاز كشور از 200 ميليون متر مكعب كنوني به بيش از 750 ميليون متر مكعب در 2 الي 3 سال آينده است. بايد بر افزايش توليد و ارتقاي چشمگير جايگاه شايسته صنعت نفت و كشور در زنجيره توليد، تجارت و زنجيره ارزش نفت و گاز جهاني متمركز شويم. در مورد شايعات مربوط به رفتن من از پارس جنوبي مانند همه جا و همه وقت، تصميم با مديران ارشد بنده است. مديرعامل محترم شركت ملي نفت ايران و وزير محترم نفت در اين خصوص تصميم ميگيرند. در مورد ريشه انتشار چنين اخباري، شما اصحاب رسانه بهتر ميتوانيد بررسي كنيد و پاسخ دهيد. چون به دلايلي نميخواهم در جزييات وارد شوم و در اين باره سكوت ميكنم اما در حد كليات بايد عرض كنم كه اگر قطار توسعه پارس جنوبي حركت نميكرد و شتاب نميگرفت و مانند املاي نانوشته غلط نداشت، سنگ ها، تهمتها و فشارها از آسمان و از چپ و راست بر سرش و بر سر لكوموتيوران نميباريدند.
در اين خصوص ذكر اين نكته ضروري است كه يك دسته هجمههايي هستند كه از سوي دشمنان نظام و صنعت نفت و ايران اسلامياند كه مصاديقي از فرمايشات مقام معظم رهبري در 8/1/90 هستند. اصلاً آنها ميخواهند كه ما در اجراي طرحهاي توسعه موفق نشويم و ميدان را يك طرفه ديگران برداشت كنند. اما گروههايي نيز براي اهداف و منافع گروهي خاص، آرامش و بقاي تيم جديد مديريتي را (و نه شخص سوري را) نشانه رفتهاند. تيمي كه از فرزندان شهيد، جانبازان، ايثارگران و چهرههاي انقلابي و ارزشي با تخصصهاي گوناگون فني، مهندسي، اجرايي و مديريتي شكل گرفته است و شبانهروزي با تمركز بر كار و تلاش براي تسريع در اجراي طرحهاي توسعه، با خداي خود پيمان بستهاند كه اهداف كشور و صنعت نفت را با اجرايي كردن فرمان مقام معظم رهبري در سال جهاد اقتصادي محقق نمايند و در اين راه عدهاي از سلامت، آسايش، زندگي، جان و آبروي خود مايه گذاشته و كاملاً از خود و خانواده خود گذشتهاند. آنها با خداي خود معامله كردهاند و آمادگي و توان تحمل فشارها، تهمتها، هجمهها و تخريبهاي گروههاي مختلف فشار را دارند و اگر شبانهروز از آسمان بر سر آنان آتش و سنگ ببارد آخ نخواهند گفت و لحظهاي از ميدان جهاد اقتصادي غفلت نخواهند كرد و وارد اين جنگهاي زرگري و حيدري، نعمتي يا ... نخواهند شد. ما همه چيز را ابتدا به خدا سپردهايم و سپس به ياوران انقلاب و دوستداران ايران اسلامي و پيروان صديق رهبري. ما راضي به رضاي خدا هستيم.
در ضمن بايد عرض كنم كه طي چندين سال اخير بنده با اين اوضاع و سنگبارانها عادت كردهام. در واقع آرامش و تمركز بر ماموريت و كار در چنين شرايطي را پيشه كردهام و براي خودم ناملايمات و هجمهها را حل نمودهام. حضور قوي و هوشيارانه در صحنه كار و عمل، كتك خوردن، تهمت شنيدن و صدها شايعه و حاشيه دارد. به قول مرحوم مطهري بچهها به قطار ايستاده سنگ پرتاب نميكنند به قطار در حال حركت سنگ ميزنند. سال هاست كه در نيت و اعماق وجودم خودم را وقف مردم و انقلاب نمودهام و پس از قولي كه به مقام معظم رهبري دادهايم، مانند سرباز آمادگي تحمل هرگونه سختي را دارم تنها به اين عشق كه در محضر ايشان و مردم و در نهايت در محضر عدل الهي روسفيد و سربلند باشم. از اكثر اين هجمهها، تهمتها و شايعهها چيزي را به دل نميگيرم و تاكنون حتي يك شكايت عليه صدها صفحه مطلب كه عليهام به ناحق منتشر كردهاند، ننوشتهام. انرژي و وقتي كه ميتواند صرف خدمت و پيشرفت به مملكت و صنعت نفت در پارس جنوبي شود حيف است صرف تقابل و حواشي شود و اصولاً اشكال هم دارد.در اينجا بايد بر اين نكته تكيه كنم كه منظورم از بيان اين مطالب، نفي يا موضعگيري عليه منتقدان دلسوز، متعهد و متخصص نيست. ترديدي نيست كه بنده و تيم مديريتي نفت و گاز پارس معصوم نيستيم و به عبارت ديگري هيچ كس كامل نيست و هر كس نواقص، اشتباهات و خطاهايي دارد. به دلايلي كه در بخشهاي ديگر اشاره نمودم، احتمال خطا و اشتباه بنده و تيم مديريتي شركت (به ويژه به دليل گستردگي و پيچيدگي كار و شرايط ويژه كنوني) زياد است و چون آثار اين اشتباهات و خطاهاي احتمالي، آثار و پيامدهاي فراوان اقتصادي حتي در سطح ملي دارد بيشتر از هر كس و هر شركت ديگري خود را نيازمند نقد، ارزيابي و راهنمايي ميدانيم و دست همه ناقدان دلسوز و متعهد را ميفشاريم و نقدها، نظارتها، تحليلها و ارزيابيهاي آنان را براي اصلاح امور و تسريع در اجراي پروژههاي ملي را ضروري و لازم ميدانيم و از آنها استقبال مينمايم. اما حساب دلسوزان و عاشقان توسعه و عظمت ايران اسلامي از تخريبگران و سلطهگران و گروههاي شيطاني جداست.
به عنوان مدير عامل شركت نفت و گاز پارس، روزهاي هفته را بين تهران و عسلويه چگونه تقسيم كردهايد؟ به راستي با اين حجم كار و دلمشغوليهايي كه داريد، چه بخشي از روزها و يا احياناً ساعات خود را به خانواده و فرزندان اختصاص ميدهيد؟
بنده از سال گذشته تاكنون 5 روز از هفته يعني از روز دوشنبه لغايت جمعه هر هفته را در مناطق عملياتي به ويژه پارس جنوبي و عسلويه حضور دارم. بنابراين فقط روزهاي شنبه و يكشنبه هر هفته در تهران حضور دارم و طي اين مدت فعاليتها و برنامههاي مربوط به تأمين منابع مالي، تأمين منابع انساني، اخذ مجوزها، انجام هماهنگيها، برگزاري جلسات مشترك با حضور مقام عالي وزارت، مدير عامل شركت ملي نفت ايران و ساير مديران ارشد وزارت نفت و همچنين برگزاري جلسات با بانكها، پيمانكاران و مشاوران و سازندگان كالا و تجهيزات و رتق و فتق ساير امور ستادي را پيگيري نموده و يا انجام ميدهم به طوري كه در همين 2 روز از حدود ساعت 7 صبح لغايت 22 شب وقت، انرژي و توان خود را صرف امور هماهنگي، پيگيري و جلب پشتيباني و حمايت از طرح هاي توسعه و تأمين منابع و ابزارهاي مورد نياز جهت تسريع در اجراي پروژههاي پارس جنوبي مينمايم.
در خصوص خانواده بايد صادقانه و شفاف عرض نمايم كه آنها را به خدا سپردهام و به ويژه همسر فداكارم با درك موقعيت سازماني و مأموريت اينجانب در پارس جنوبي نهايت پشتيباني، همدلي و همراهي را با من دارد و تقريباً همه شرايط را براي حضور تمام وقت من در پارس جنوبي فراهم نموده است و به عبارت ديگر شرايط حضور تمام عيار من را در ميدان جهاد و مبارزه اقتصادي تسهيل و امكانپذير نموده است و از اين بابت از خداوند به خاطر حضور وي در كنارم شكرگذارم و قدردان و مديون اين همه فداكاري و صبوري و بردباري وي هستم. در واقع همسرم از ابتداي انقلاب تاكنون بار طاقت فرساي خانواده را به دوش كشيده و از سال گذشته تاكنون مانند هميشه كولهبار سنگين مسئوليت مديريت و تدبير خانواده و فرزندان را به تنهايي به دوش ميكشد و واقعاً خيلي شرمندهاش هستم و بيشتر از اين نميخواهم چيزي از قصور و كوتاهي خود در اين حوزه بگويم. شما هم بگذريد، همانگونه كه او هميشه از من ميگذرد.
تا به اكنون چه ميزان سرمايهگذاري در خاك عسلويه آرام گرفته است؟ بهرهبرداري كامل از فازهاي پارس جنوبي مستلزم چه ميزان سرمايهگذاري ديگر است؟
هم اكنون بيش از 64 هزار ميليارد تومان (معادل 64 ميليارد دلار) طرح و پروژه در شركت نفت و گاز پارس، بدون محاسبه پتروشيمي ها و ديگر موارد سرمايه گذاري در پارس جنوبي در دست اجراست. از فازهاي يك تا هشت نيز قبلا حدود 8 ميليارد دلار سرمايهگذاري شده است (جمعا 72 ميليارد دلار) همچنين پيشبيني ميشود تا پايان برنامه پنجم توسعه اقتصادي كشور نيز مجموع سرمايهگذاريها در شركت نفت و گاز پارس به بيش از هشتاد (80 ) ميليارد دلار برسد.در ضمن تا سال 88 طبق آماري كه بنده از منطقه ويژه در اختيار دارم حدود 30 ميليارد دلار سرمايهگذاري شده بود كه تا پايان برنامه پنجم كل سرمايهگذاريها در منطقه در مجموع به حدود يكصد (100) ميليارد دلار خواهد رسيد.
از وقتي كه در اختيار دانش نفت قرار داديد متشكرم.
من هم از شما ممنونم. اميدوارم همواره در صحت و سلامت باشيد.