جمعه 29 اردیبهشت ماه 1391 | ثبت نام | ورود | کاربر مهمان 
تازه ها :
صفحه پرینت ارسال به دوستان
شنبه 12 آذر ماه 1390 | تعداد بازدیدكننده : 916 | کد مطلب : 5637
هفت چالش اصلي صنعت نفت ايران؛
تدبيررستم قاسمي براي برون رفت از چالش ها


احسان نجابت ‌

500 ميليارد دلار سرمايه گذاري، كسب جايگاه اول در منطقه، توليد 5/7 ميليون بشكه نفت خام در روز و توليد 900 ميليون نرمال متر مكعب گاز طبيعي در روز و توليد 60 ميليون تن محصولات پتروشيمي، اهداف ترسيم شده صنعت نفت در سند چشم انداز است. به نظر مي رسد تحقق اين اهداف مستلزم عبور از موانع و مشكلاتي است كه مواجهه با هركدام ،گاو نر مي خواهد و مرد كهن! هر حركت بزرگ با قدمي كوچك آغاز مي شود كه اگر مدبرانه برداشته نشود، چه بسا تا ثريا رود ديوار كج! امروز رستم و سپاهيانش مامور گذراندن صنعت از هفت خاني شده اند كه تاكنون شش فرمانده را ناكام و شمار زيادي افسر را خانه نشين كرده است. آيا اين بار هم رستم دستان كيكاوس را از بند ديو سپيد آزاد مي كند يا بازهم قلم پركار تقدير قرعه فال را به نام ديگري تحرير مي كند؟ در گام نخست، هفت چالش كليدي پيش روي صنعت است و رستم بايد براي عبور از آنها تدبيري بينديشد، مرور آنها شايد بتواند تصويري روشن تر از موضوع ارائه دهد.  ‌
خان اول، تأمين منابع مالي :  صنعت نفت يك صنعت به شدت سرمايه بر Capital Intensive(‌) است. براي ايجاد ظرفيت توليد هر بشكه نفت در روز در حدود 20 تا 40 هزار دلار سرمايه گذاري مورد نياز است. براي ايجاد ظرفيت توليد هر متر مكعب گاز، شيرين سازي و تفكيك آن در حدود 85 تا 110 دلار و براي ايجاد ظرفيت توليد هر تن محصول پتروشيمي در سال حدود 400 تا 1100 دلار سرمايه گذاري لازم است. در برنامه هاي اعلام شده از سوي وزارت نفت به حدود 500 ميليارد دلار سرمايه گذاري جهت تحقق اهداف سند چشم انداز اشاره شده است. هرچند با محاسبه اي ساده با توجه به جايگاه مطلوب سند چشم انداز و همچنين ملحوظ داشتن سرمايه گذاري هاي جهش گونه ساير كشورهاي منطقه و پيش بيني روند كاهش ارزش دلار در آينده، سرمايه واقعي مورد نياز عددي بين 640 تا 750 ميليارد دلار خواهد بود، اما با پذيرفتن اعداد اعلامي وزارت نفت هم بايد در نظر داشت كه اين عدد به معناي سرمايه گذاري متوسط 35 ميليارد دلار در سال، يعني در حدود يك دهم توليد ناخالص داخلي كنوني كشور يا نيمي از درآمد كنوني حاصل از صادرات نفت خام است! به نظر مي رسد در شرايط كنوني، راهكار زنگنه -وزير اسبق نفت- در تأمين مالي بسياري از پروژه ها از طريق بانك ها و شركت هاي بزرگ بين المللي كاملاً غير محتمل و نشدني است. از سوي ديگر ابتكار عمل هامانه -وزير نفت دو سال اول دولت نهم- در دريافت مجوز برداشت 10 ميليارد دلاري از حساب هاي ارزي بانك مركزي نيز دشوار و ناكافي به نظر مي‌رسد. سونامي تخلف بزرگ بانكي اخير نيز نظريه ميركاظمي -وزير سابق نفت- براي گردش به سوي بانكهاي داخلي را عقيم گذاشته و در صورت عدم تحرك وزارت نفت ممكن است اين گزينه كلاً در زير آوار سونامي به خاطرات سپرده شود. شايد استفاده از ابزارهاي نوين تأمين مالي همچون قراردادهاي سلف موازي استاندارد نفتي، صندوق‌هاي سرمايه گذاري يا صكوك و اوراق مشاركت ارزي نيز بتوانند صرفاً بخش محدودي از سبد منابع مالي مورد نياز صنعت را تأمين كند. بي ترديد تنها شانس بقا در كورس رقابت، موفقيت دكترين رستم قاسمي براي عبور از اين خان است.
  ‌خان دوم، تأمين تجهيزات و مواد خاص و انتقال پول: تأمين تجهيزات خاص صنعت نفت همواره يكي از چالش هاي اساسي پيش روي اين صنعت بوده است. اين تجهيزات به قدري حساس و كليدي هستند كه حتي در دنيا نيز تأمين-كنندگان بسيار محدودي دارند. دل بستن به اعدادپيشرفت پروژه ها بدون در نظر گرفتن وضعيت تأمين اقلام كليدي همچون كمپرسورها، تربواكسپندرها، كنترل والوها، ابزار دقيق، تجهيزات ساخته شده از مواد خاص همچون سوپر داپلكس، تيتانيوم و مواد شيميايي داراي كاربرد دوگانه همانند دياك و كاتاليست‌هاي ويژه پايه تيتانيوم شايد سرابي از توسعه بيش نباشد. آيا OTC‌، زورياي اوكراين يا SBW‌ چين خواهند توانست جاي زيمنس و مان و هيتاچي را پركنند؟ به نظر مي رسد براي تأمين تجهيزات و مواد خاص ضرورت دارد كه راهكار ويژه اي انديشيده شود. بايد توجه داشت كه چالش تداركات صرفاً در منبع يابي خلاصه نمي شود چراكه حتي پس از جلب رضايت فروشندگان ذيصلاح، مشكل نحوه انتقال پول به سازنده رسيدن به تفاهم را با مشكل جدي مواجه كرده و ريسك بزرگي را براي خريدار به همراه مي آورد.! آيا رستم مسير رخش را به سمت مشرق كج خواهد كرد يا پشت به توران كرده و بسوي ايران زمين گردش مي كند؟  ‌
خان سوم، دستيابي به فناوري هاي كارا: نفت و گاز يقيناً موهبتي الهي است كه متعلق به كليه انسانهاست و برداشت صيانتي و بهره گيري كارا از آنها ديني است بلاعزل برگردن بهره برداران آنها. در دنياي امروز توسعه تكنولوژيك به معناي تركيب كارآمدتر عوامل توليد براي افزايش ستانده ها در مقابل نهاده هاي ثابت يا بالعكس، واقعيتي است كه با سرعتي فزاينده هر لحظه در حال وقوع است. عدم دسترسي به فناوري پر بازده تر خيلي سريع قدرت رقابت صنعت نفت كشور را كاهش داده و تنها راه حضور در بازارهاي بين المللي را خام فروشي زير قيمت قرار خواهد داد.  ‌دستيابي به فناوري اجرا و تفسير لرزه نگاري هاي سه بعدي، گل هاي حفاري فوق سبك، روش هاي تزريق هوشمند و ساخت جك آپ و ريگ نسل جديد در بالادست يا تكنولوژي هاي توليد پليمرهاي مهندسي،  GTL‌،  LNG‌، GTP‌ و اسيد استيك و غيره در پايين دست مي تواند حفظ و افزايش سطح توليد نفت و گاز و ايجاد ارزش افزوده بالاتر از محصولات و همچنين تنوع بخشي به سبد محصولات و كاهش ريسك بازار را براي كشور به همراه آورد. يقيناً توسعه فناوري هاي فاقد واحد پيشتازPilot plant(‌) و واحد نمونه Demo Plant(‌) و يا داراي كارائي yield(‌)پايين صرفاً جهت ارائه آمار ثبت اختراع مناسب است و هرگز هيچ سرمايه گذاري را براي بهره جستن از آنها ترغيب نخواهد كرد. ميزان موفقيت رستم قاسمي در عبور از اين خان درصد كارايي سرمايه‌گذاري هاي احتمالي انجام شده را تعيين خواهد كرد.  
‌خان چهارم، بازاريابي و فروش محصولات، مقابله با مرگ برندها : بي شك فروش هفت و نيم ميليون بشكه نفت و 900 ميليون متر مكعب گاز و 60 ميليون تن محصولات پتروشيمي با قيمت مناسب نيازمند يك شبكه توانمند بازاريابي و فروش است. سهم بازار و برند، حداقل ابزارهاي لازم براي يك بازاريابي موثر بين المللي است. به نظر مي‌رسد يكي از نتايج محدوديت هاي بين‌المللي ايجاد شده حذف برندهاي معتبر ايراني از بازارهاي بين المللي است. برندهايي همچون  NIOC‌، NPC‌، PCC‌،NICO‌ در اثر سالها تلاش مستمر و ميلياردها دلار فروش توانسته اند در بازارهاي جهاني رسوخ كنند و نام و اعتباري براي خود ايجاد كنند. ممكن است كه محدوديت هاي بين المللي نتوانند مانع فروش محصولات ايراني شوند اما يقيناً مرگ برندها را درپي خواهند  داشت. حضور واسطه ها براي فروش محصولات نفتي ايراني و بعضاً مخلوط كردن Blending(‌) نفت ايران با ساير نفت ها و فروش آنها موجب خواهد شد كه نه تنها نام هاي ايراني از بازارها خارج شوند بلكه پالايشگاه هاي آتي نيز بدون در نظر گرفتن مشخصات نفت ايران طراحي و اجرا شوند كه اين امر به معناي از دست دادن بيشتر سهم بازار ايران خواهد بود.  ‌معضل انتقال پول در اين مسئله نيز خود نمايي مي‌كند .امكان اخذ ضمانت نامه يا اعطاي آن براي بازرگانان ايراني وجود ندارد و همچنين انتقال احجام بزرگ پول نقد به شدت پر خطر است و هرآن ممكن است بلوكه شدن حساب را به دنبال آورد. از سوي ديگر نرخ تسعير ارز بازرگانان را سردرگم كرده است و اختلاف قيمت ميان ارز داخل كشور و خارج از آن و حتي در مناطق آزاد بعضاً موجب شده سوا يا ضررهاي صوري فراواني در معاملات بين المللي حاصل شود. آيا وزارت نفت به عنوان پيشاني بين المللي اقتصاد ايران خواهد توانست از اين خان با موفقيت عبور كند؟  
‌خان پنجم، انتخاب و به كارگيري مديران: وزارت نفت با ساختار كنوني حداقل نيازمند 22 مدير استراتژيك توانمند، 66 مدير مياني كارامد و حداقل 120 مدير پروژهِ شايسته و كاردان است. مديراني نخبه داراي سابقه كار و تجربه مفيد و مرتبط طولاني، علم و دانش آكادميك از دانشگاه هاي معتبر و بنام، داراي حسن شهرت و انگيزه كافي كه هماهنگ با سياست و تيم مديريتي حاكم بر وزارتخانه باشند.  ‌تصور فتح بازارهاي بين المللي بدون فرماندهان لايق كمي دور از ذهن است. در روايت ها آمده است كه روزي ابوذر به پيامبر عرض كرد كه آيا مرا در مسئوليتي نمي گماري؟ پيامبر در پاسخ فرمودند: ابوذر تو را دوست مي دارم و هر آنچه براي خود مي خواهم براي تو هم مي پسندم اما مسئوليت ها امانت است و اگر انسان درست از عهده آن برنيايد مايه خواري و پشيماني در قيامت است. من تو را در مديريت ضعيف مي بينم بنابراين هيچگاه امارت حتي بر دو نفر را نپذير و ولايت بر مال يتيم را برعهده مگير.آيا متقضيات زمانه اجازه مي دهد كه رستم با تأسي از پيامبر اسلام از خان پنجم عبور كند؟ براستي وظيفه جانشين پروري در صنعتي كه 37 درصد مديران آن در آستانه بازنشستگي هستند بر عهده كيست؟  ‌
خان ششم، بدنه كارشناسي: موفقيت و كارامدي سازماني، امنيت شغلي، درآمد مناسب اقتصادي، اعتبار و حسن شهرت و عدالت سازماني، امكان رشد و پيشرفت، ايمني و سلامت شغلي،  حس بالندگي و مفيد بودن از مهم ترين عوامل رضايت شغلي هستند. خصوصي سازي بي برنامه، سقف حقوق بي مبنا، تبعيض و بي عدالتي در ارتقاء سازماني، كنايه هاي مستمر از مافياي نفتي، شرايط بسيار سخت كاري در مناطق عملياتي، انفجارهاي پياپي و رخوت حاصل از كندي كار توسعه و اختلاف نظرهاي عميق اجتماعي، واقعيت هاي امروز جامعه شناسي نفتي است. آيا با اين موانع مي توان انتظار حضور پرانگيزه بدنه كارشناسي براي پيشراندن لوكوموتيو توسعه صنعتي كشور را داشت؟ آيا مي‌توان كارشناسان نخبه را بدون انگيزه كافي بر سر دكل هاي حفاري گماشت در حالي كه مي دانند احتمال انفجار وجود دارد؟ آيا مي توان آنها را به دريا فرستاد علي رغم آن كه مي دانند احتمال غرق شدن كم نيست؟ آيا مي توان آنها را به طرح هاي توسعه پالايشگاه ها يا كارخانجات توليدي پتروشيمي يا بر سر خطوط انتقال گاز فرستاد باوجود آن كه خبرهاي انفجار مزمن شده اند؟ براستي رابطه خطاهاي كاري با انگيزه كاري چيست؟ كدام معلول و كدام علت است؟ آيا رستم در عبور از اين خان تنها خواهد بود يا سپاهيان به كمك او خواهند شتافت؟  ‌
خان هفتم، خصوصي سازي: تغيير نظام اقتصادي همواره در همه جا فرايندي پرتنش، پرحاشيه، زمانبر و پرهزينه بوده است. صنعت نفت ايران در تاريخ يكصد ساله خود چند مرتبه اين تغيير را تجربه كرده است. نظام جمهوري اسلامي ايران تصميم گرفته است كه بر مدار اقتصاد آزاد و مالكيت خصوصي گام بردارد. اين پارادايم اقتصادي تأثيرات جدي بر روند توسعه صنعت نفت بر جاي خواهد گذاشت و در صورتي كه اين دوران گذار با برنامه اي مشخص مديريت نشود، يقيناً اين تأثيرات مثبت نخواهند بود. هدف از خصوصي سازي صرفاً واگذاري دارائي ها به غير دولتي ها نيست بلكه مطلوب، افزايش بهره وري و افزايش نرخ رشد و توسعه و بازده سرمايه گذاري ها و ايجاد رفاه بيشتر بوده است .  ‌با توجه به ميزان سرمايه مورد نياز براي دستيابي به اهداف سند چشم انداز در حوزه نفت، پر واضح است كه جهت دهي سرمايه گذاري هاي جديد به سوي بخش خصوصي بسيار مهم تر از واگذاري دارايي هاي موجود است. از سوي ديگر واگذاري بدون برنامه و در نظر گرفتن حداقل صلاحيت فني و اقتصادي براي خريداران موجب خواهد شد در اثر خرد شدن سود حاصل از كارخانجات امكان تأمين سرمايه براي توسعه آتي از بين برود و اين كارخانجات صرفاً همچون يك گاو شيرده به عنوان يك منبع درآمد تلقي شود و دست مايه سرمايه گذاري مجدد در صنعت نگردد. واگذاري صرفاً براي واگذاري، سياستي است كه توسعه صنعت نفت بخصوص در بخش پايين دست را حداقل براي يك دوره ده ساله به اغماء خواهد برد.  ‌آيا نتيجه عبور از خان خصوصي سازي اتصال صنعت نفت به اقتصاد كشور و دميده شدن روح پر توان بخش خصوصي و آمدن دست پنهان آدام اسميت به پشت اين صنعت خواهد بود يا بازآفريني نويني از حكايت علاقه كلاغ به آموختن راه رفتن كبك خواهد شد؟  ‌رشد روز افزون سرمايه گذاري در حوزه انرژي، نقش محوري انرژي درتوسعه اقتصادي كشورها، رشد تقاضاي جهاني براي انرژي، محدوديت منابع فسيلي انرژي، تمركز 65 درصد انرژي هيدروكربني جهان در دستان 3 درصد  از جمعيت جهان و پيش بيني تقاضاي 61 درصدي انرژي اوليه جهان توسط كشورهاي عضو سازمان توسعه همكاريهاي اقتصادي OECD(‌)در سال 2030، مي تواند به سادگي تصويري پرتلاطم از آينده پيش روي صنعت نفت كشور ارائه دهد. هفت چالش بزرگ پيش روي اين صنعت قرار دارد كه بي ترديد اين بار هم رستم بدون كمك رخش هرگز تاب گذر از آنها را ندارد. شايد سئوال اساسي هم اكنون اين است كه آيا دولت همچون رخش، فراهم كننده زمينه رشد و تعالي رستم خواهد بود يا خود خاني خواهد شد در راه رستم؟
فرم ثبت نظر
نام
آدرس ايميل
متن نظر *
متن کنترلی را وارد کنيد *

در اين بخش نظری ثبت نشده است.
اخبار ويژه
نشست صمیمی معاون وزیر نفت در منابع انسانی و مدیریت و هیات همراه با كاركنان بهداشت و درمان صنعت نفت اهواز در محل تالار اجتماعات بیمارستان بزرگ نفت برگزار شد. ‌
ایران دومین ذخایر گاز دنیا را در اختیار دارد و وجود 30 تا 40 مخزن برای ذخیره سازی در آن یك الزام است.
از 9 پالایشگاه هفت پالایشگاه به بخش خصوصی به طور قطع واگذار شده یا در حال واگذاری است. ‌

يادداشت روز
گروه مطالعات و تحقیقات دانش نفت

يادداشت
گفتمان

صفحه نخست

|

اخبار نفت

|

گفتمان

|

مقالات

|

ياداشت روز

|

يادداشت اول

|

مزايده و مناقصه

|

گالري تصاوير

|

درج آگهي

|

سايتهاي مرتبط

|

آرشيو PDF

|

درباره ما

|

تماس با ما

© Copyright 2011 daneshenaft.ir All Rights Reserved. Powered by : HomaNic.com | Developed by :