مرحوم مهندس باقر مستوفي اولين مديرعامل شركت ملي صنايع پتروشيمي در يكي از آخرين مصاحبه هاي خود در پاسخ به اين سوال كه چرا پتروشيمي از ابتدا از شركت ملي نفت جدا نشده بود به اين نكته مهم اشاره مي كند كه <صنعت پتروشيمي را در مقياس كوچك نمي شد با كارآيي شروع كرد. ما به سرمايه نسبتا بالايي نياز داشتيم و لازم بود با كمپاني هاي بزرگ شريك شويم. اين كمپاني ها شركت ملي پتروشيمي ايران كه تازه در شرف تاسيس بود را خوب نمي شناختند. ولي شركت ملي نفت ايران را خوب مي شناختند و در نتيجه به نفع ما بود كه ابتدا در دل شركت ملي نفت باشيم. بايد چند سال در لواي شركت ملي نفت كار مي كرديم تا همه ما را بشناسند. البته پتروشيمي به سرعت بزرگ شد. شركت ملي نفت سرمايه نقدي اش 5000 ميليون دلار بود. ما ناگهان ديديم كه در دل شركت ملي نفت 10 هزار ميليون دلار سرمايه داريم.>
( ماهنامه عصر كيميا تيرماه 1390)
-امروز صنعت پتروشيمي ايران برخوردار از برند و اعتباري جهاني شده و براي دريافت تسهيلات از موسسات مالي بين المللي تنها به ضمانت نامه هاي خود اكتفا مي كند. آيا شركتي با اين درجه اعتبار جهاني پس از الحاق به وزارت صنايع قرار است اعتبار بيشتري كسب كند؟
- اينكه پتروشيمي بايد به وزارت صنايع الحاق شود دستوري است كه از سوي رئيس جمهور صادر شده است. كافي است به ياد بياوريم در مراسم معارفه وزير سابق نفت نيز اين موضوع از سوي ايشان در جمع مديران مجموعه وزارت نفت نيز مطرح شده بود بنابراين بايد چنين استدلال كرد كه طرفداران اين الحاق با ارائه توجيهات قابل پذيرش زمان زيادي را براي جلب نظر موافق رئيس جمهور صرف كرده اند.
-ذكر مقدمه بالا به نقل از نخستين مديرعامل پتروشيمي براي تذكر اين نكته به طرفداران اين الحاق مخصوصا مسئولين وزارت صنايع بود تا به آنان يادآوري شود از آن سازماني كه به قول مرحوم مستوفي در اندك زماني توانست سرمايه اي بيش از سرمايه شركت مادر خود فراهم كند و شركت ملي صنايع پتروشيمي كه طي دوران پس از انقلاب به ويژه پس از جنگ چشم و چراغ توسعه صنعتي كشور به شمار مي آمد و تمامي مسئولين به نوعي آن را نماد توسعه صنعتي ايران پس از انقلاب مي دانستند در حال حاضر به تعبيري جز پوسته اي پوشالي چيزي باقي نمانده است. و وزارت صنايع با الحاق آن به سازمان خود نه تنها سرمايه اي به دست نمي آورد بلكه وارث تعهدات مجموعه اي خواهد شد كه علاوه بر نداشتن سرمايه، مردان بزرگ و مديران ارشد خود را از دست داده و داراي نيروهايي مي باشد كه اين روزها ميان انتقال به هلدينگ و خصوصي شدن، رفتن به وزارت صنايع و يا نفتي ماندن كاملا سرگردان و به تبع آن بي انگيزه مي باشند.
-مسئولين وزارت صنايع به مصاحبه هايي كه بعضي وقتها از سوي مديران فعلي پتروشيمي در خصوص اجراي 60 طرح جديد پتروشيمي و يا بيشتر در برنامه 5 ساله و طراحي برنامه 6 ساله عنوان مي شود دل خوش نباشند چرا كه اگر قرار بود اين طرح ها قابليت اجرائي شدن داشته باشند طرح هاي قبلي به سرانجام مشخصي رسيده بود. آنچه از افتتاح پروژه هاي پتروشيمي منتشر شده و ميخوانند كارهايي است كه در گذشته انجام شده و به تعبيري ديگران كاشتند تا ما بخوريم. اينكه ما براي فرداي پتروشيمي چه كاشته ايم را...!
-پتروشيمي براي جذب سرمايه گذاري و توسعه بخش هاي پائين دست علاوه بر نياز به جذب سرمايه بايد قادر باشد خوراك مورد نياز طرح هاي تعريف شده جديد كه عمدتا گاز مي باشد را تامين كند و اين تعهدي است كه در حوزه اختيار خودش نمي باشد. در چند سال گذشته هم هرگاه در دريافت اين خوراك براي واحدهاي توليدي دچار مشكل مي شده با جلب حمايت وزير نفت كار خود را راه مي انداخته است. اقدامي كه پس از الحاق به صنايع از توان مديريتي وزير جديد خارج بوده ريسك عدم اطمينان از تداوم دريافت خوراك را افزايش مي دهد.
- سازماني كه در حال حاضر با وجود برخورداري از تسهيلات و امكانات فعلي به دليل مشكلات متعدد در جذب سرمايه گذار مانند دو دهه قبل موفق عمل نكرده چگونه مي تواند در دل وزارت صنايع اقدام به جذب سرمايه گذار نمايد. مسئولين صنايع اگر ميتوانند در اين زمينه چاره ساز شوند از طريق مشاركت و سرمايهگذاري مشترك در طرح هاي پتروشيمي چاره ساز توقف توسعه اين صنعت شوند تا اينكه با كندن آن از نفت و الحاق به خود مشكلي بر مشكلات قبلي آن بيفزايند.
-شرايط فعلي تحريم به گونه اي است كه اتخاذ راهكارهاي متفاوتي را براي تمامي سازمان ها و شركت هاي نيازمند سرمايه گذاري ايجاب مي كند و صنعتي مانند پتروشيمي علاوه بر لزوم ادامه روند توليد نيازمند تامين تجهيزات و قطعاتي مورد نياز واحدهاي توليدي و طرح هاي آينده مي باشد. بحث الحاق و واگذاري نه تنها كمكي به توسعه پتروشيمي نمي كند بلكه امكان تمركز كافي و چاره جوئي مناسب براي حل مشكلات فعلي را نيز از آنان سلب مي كند.
-در حال حاضر تمركز اصلي تحريم هاي نفتي اعمال شده بيشتر بر روي صنايع نفت و گاز كشور متمركز مي باشد و پتروشيمي به عنوان عضوي از خانواده نفت در قالب تامين تجهيزات مورد نياز خود مي تواند نقش موثري در كمك به شركتهاي نفتي و گازي ايفاء نموده نيازهاي اساسي آنان را رفع نمايد.
-پتروشيمي به عنوان صنعتي عمل مي كند كه حد واسط ميان صنايع بالادست و پايين دست بوده قادر است نفت و گاز خام صادراتي كشور را به انواع محصولات با ارزش در بخش پاييندست تبديل كرده، درآمدي چند برابر را نصيب كشور نمايد. لذا جدا كردن آن از نفت و انتقال به صنايع مشابه كندن يك درخت از زميني است كه در آن ريشه دوانده و كاشت آن در زميني است كه هرگز براي رشد و نمو اين نوع درخت مناسب نبوده و سرانجاميجز خشكيدن نخواهد داشت.