فصل سرما مي رسد بخاريها روشن مي شوند احتمالا باران و برف هم مي بارد اما يك مورد با احتمال خيلي بالاتري نسبت به باريدن باران و برف وجود دارد و آن هم وارونگي هوا و قصه تكراري آلودگي هوا است. شايد همه ما منـابـع آلـوده كننـده هوا را بشناسيم. خودروها، كيفيت سوخت، ترافيك، كارخانه ها، منابع حرارتي خانگي و خيلي چيزهاي ديگر. امسال براي جلوگيري از آلودگي هوا در فصل سرد سال چه تدبيري شده است؟ بعضيها مي گويند امسال آلودگي هوا نخواهيم داشت اما به شرط اينكه باد بوزد.! خوب اگر باد نوزيد چه؟ آيا راهكارهاي ديگري انديشه شده است و يا همه چيز به باد سپرده شده است. گويا سازمان محيط زيست هم هيچ برنامهاي براي كاهش آلودگي هوا ارائه نكرده است. خوب ديگر سازمانهاي مرتبط چه؟ آيا آنها برنامه اي دارند و آيا كاري در اين ر استا انجام دادهاند؟ آيا خودروهاي ساخت داخل به عنوان يكي از مهمترين آلاينده هاي هوا استانداردهاي لازم و ضروري را اخذ نموده اند و كيفيت اين محصولات با سالهاي قبل تفاوتي داشته؟ البته نه تفاوت در ظاهر و عوض شدن آينه و چراغ بلكه تفاوت در سيستم موتور و رانشي خودروها. آيا بنزين و گازوئيل توليدي امسال با كيفيتتر از سالهاي قبل هستند؟ آيا تعداد خودروهاي دوگانه سوز به تعداد پيش بيني شده در برنامه توليد شده اند؟ آيا جايگاههاي گاز سي ان جي به تعداد پيش بيني شده در برنامه احداث شده اند؟ حمل و نقل عمومي چطور در كميت و كيفيت مطلوب هستند؟ آيا كارخانه هاي آلاينده هوا تغيير مكان داده اند و يا راهكاري برايشان اتخاذ شده تا آلايندگي آنها به حداقل برسد؟ و شايد هزاران سوال ديگر. به نظر نمي رسد خيلي اتفاق جديدي افتاده باشد و پاسخ خيلي از اين سئوالها معلوم و مشخص است. بنابراين امسال هم بايد منتظر همان داستان قديمي باشيم و انواع خبرها را از رسانه ها دنبال كنيم. هوا وارونه شده سطح آلودگي به مرز هشدار رسيده، بيماران قلبي و ريوي و كودكان از خانه خارج نشوند، به مرز خطر رسيده، مدرسه ها تعطيل شدند، فلان روز تعطيل شد، تمام تهران زوج و فرد شد، كسي اجازه استفاده از خودرو شخصي ندارد و ....اما ما شهروندان شهرنشين هستيم كه بايد به استقبال انواع بيماريها ناشي از آلودگي هوا برويم. بيماريهاي ريوي همچون آسم و تنگي نفس، بيماريهاي قلبي و عروقي، خستگي و بي حوصلگي، سوزش چشم، آسيبهاي شديد پوستي و در نهايت انواع سرطان را منتظر باشيم.