اخبار ضد و نقيض درمورد آينده صنعت پتروشيمي اين روزها بيش از گذشته به گوش مي رسد.
مديريت فعلي پتروشيمي در گفتگوهاي اخير خويش با اهالي رسانه اوضاع اين صنعت را آرام و رو به پيشرفت مي داند و در مقابل منتقدان خلاف اين اظهارات را تاييد مي كنند. اما آنچه كه در اين جنگ زرگري رسانه اي بيش از پيش مغفول مانده است، برنامه هاي پيش بيني شده در چشم انداز پتروشيمي است كه مي بايستي در برنامه پنجم توسعه به منصه ظهور برسد. اهدافي چون، رسيدن به درآمد 20 ميليارد دلاري، مالكيت 80 درصدي بخش خصوصي، توليد 12 ميليون تني اتيلن، 10 ميليون تني محصولات پليمري، 5/8 ميليون تني اوره، 5/7 ميليون تني متانول، 4 ميليون تني محصولات آروماتيكي و ... كه به نظر نمي رسد اين اهداف حداقل تا سال 94 موعد برنامه پنجم، صورت عيني به خود بگيرد و يا حتي اندكي به آن نزديك شود.لامحاله در چرايي عدم توفيق در عرصه صنعت پتروشيمي نمي توان تنها فرد و يا مديرعاملي خاص را مقصر جلوه داد و بدون هيچ ترديدي مجموعه اي از علل و عوامل پنهان و آشكار در اين فرجام تلخ دخيل بوده اند، هرچند كه نقش مديريت به عنوان يكي از اركان ارساسي بيش از پيش مبرز و برجسته است. به هر تقدير، اگر در نگاهي خوشبينانه تمامي انتقادات مطرح شده از مديريت فعلي صنعت پتروشيمي را تاييد شده قلمداد نماييم، اما مجموعه اي از اتفاقات غير قابل پيش بيني در عدم توفيق در نرسيدن به اعداد و ارقام اين صنعت ارزش آفرين دخيل بوده اند، اتفاقاتي چون؛ كمبود خوراك ناشي از اجراي طرح هدفمندي يارانه ها، قديمي بودن تكنولوژي نشات گرفته از تنگناهاي تحريمي و ... اما باز هم تاكيد مي كنيم كه مديريت كارآتر، منسجم تر و مدبرانه تر مجموعه مديريتي صنعت پتروشيمي مي توانست اين صنعت را در جايگاهي رفيع تر از آنچه امروز هست، قرار دهد، اما با كمال تاسف و شوربختي، گويي كه در اين سالها بخت از صنعت پتروشيمي برگشته و همه تيرگي ها و نگون بختي هاي صنعت نفت در پتروشيمي خلاصه شده است.به هر حال امروز بايستي بپذيريم كه صنعت پتروشيمي كه عنوان صنعت ارزش آفرين را با خود به يدك كشيده و همواره بر قله صادرات غير نفتي كشور طنازي كرده است، شرايط آرماني كه هيچ، حداقلي هم ندارد بر طبق آخرين يافته هاي مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي، صنعت پتروشيمي در سال 89 از ظرفيت خالي 12 ميليون تني رنج كشيده است، اين تناژ يعني 30 درصد ظرفيت كلي پتروشيمي و اين ظرفيت يعني معادل ارزي 20 ميليارد دلار و اين معادل ارزي يعني 200 ميليون بشكه نفت خام 100 دلاري و اين مقدار نفت يعني 57 روز توليد نفت با ميانگين 5/3 ميليون بشكه در روز!! اما فارغ از عقب ماندگي هاي فاحش در اين حوزه، در گزارش مركز پژوهش هاي مجلس نكته اي ويژه به چشم مي خورد كه به اعتقاد نگارنده از چالش هاي ديگر پتروشيمي مهم تر و حياتي تر است. در اين گزارش، استفاده از ماشين آلات چيني يكي از دلايل شاخص در اشكالات تعميراتي پتروشيمي ارزيابي شده است، نكته اي كه بارها از سوي دانش نفت در گفتگو با مقامات مسوول در اين صنعت به چالش كشيده شده اما هر بار از سوي آنان رد شد.اما اينك گزارش رسمي يك نهاد معتبر به مثابه مهر تاييدي است بر آنچه كه دانش نفت از ورود تجهيزات بعضاً غير استاندارد چيني به چرخه صنعت پتروشيمي ابراز نگراني كرده بود.به هر حال آنچه كه در گزارش نهاد رسمي پژوهشي كشور ذكر شده است چالش هاي پتروشيمي است حال آنكه ضرورت دارد براي برون رفت از مشكلات و مصائب چند گانه اين صنعت طرحي نو و نقشه راه جديدي ترسيم شود.نقشه راهي كه فرجام آن رسيدن به جايگاهي والا وبرتر در جهان پتروشيمي است. جايگاهي كه در آن سابيك عربستان را به زير بكشيم و به تدابير و تصميمات درست خويش بباليم.