در پي شدت يافتن اعمال فشارهاي بين المللي بر ايران، گمانه زني هاي فراواني حول محور تحريم بانك مركزي و تحريم نفت ايران در جهان صورت گرفته است، حال آن كه هيچ كدام از اين دو ميسر نشده است و ضروري است كه بررسي شود در صورت وقوع اين رويداد، پيامدهاي آن چه خواهد بود؟بر اساس تحليل اغلب كارشناسان و متخصصان حوزه ي اقتصادي، تحريم بانك مركزي ايران به دليل تاثيري كه در بازار جهاني نفت دارد، نميتواند تصميمي منطقي باشد و تحريمكنندگان نسبت به اين واقعيت اشراف دارند كه عمليكردن اين تصميم خودشان را هم با ضررهايي جبران ناپذير روبرو ميكند. به هر حال ايران به عنوان يكي از سردمداران نفت و بازار جهاني اين كالاي مهم جايگاه ممتازي در مناسبتهاي اقتصادي دارد و همين عامل موجب شده تا مجامع رسمي و حتي كشوري چون آمريكا كه خصامتي ديرينه با ايران دارد، در عمل نشان بدهند كه حاضر به تحريم بانك مركزي نيستند. به هر حال بانكهاي مركزي در تمامي كشورهاي دنيا از اهميت فوقالعادهاي برخوردار هستند و به همين دليل است كه تصميمگيري در خصوص آنها با حساسيت ويژهاي انجام ميشود. البته اين نكته دليل خوبي نيست تا ما مسالهاي مهم چون تحريم را جدي نگيريم و با اين ذهنيت كه آنها نميتوانند تحريم كنند يا تحريمها تاثيرگذاري منفياي نخواهند داشت، نسبت به اين احتمال بيتفاوت باشيم. ما بايد با كارهاي كارشناسي به شناخت صحيحي از كماثر، بياثر يا تاثيرگذاربودن تحريمها برسيم تا از اين طريق واكنش مناسبي به شرايط مختلفي كه احتمال وقوعش ميرود، نشان بدهيم و برنامههاي مالي را به گونهاي تنظيم كنيم كه در صورت شرايط بدتر هم بتوانيم شرايط را مديريت كنيم. با تمام اين تفاصيل نكتهاي كه بايد مورد توجه قرار بدهيم اين كه هيچ احتمالي را نميتوان احتمال ناممكني دانست. پس بر ما واجب است تا با توجه به اهميت بانك مركزي و اينكه شرايط اين بانك تا چه حد آن را در اقتصاد كشور مهم ميكند، راهكارهاي مناسبي را براي تحريمها يا تصميمهاي آنچناني دنياي غرب پيدا كنيم و اين را هم بدانيم كه ظرفيتهاي مالي ايران و جايگاه ما در بازارهاي جهاني به حدي است كه بتوانيم با استفاده مطلوب از داشتههايمان به مقابله با دشواريهايي برويم و آسيبها را به پايينترين حد ممكن خود برسانيم.