درباره تحريم نفت ايران از سوي اتحاديه اروپا و نحوه برخورد ايران با اين تحريم سخنان متفاوتي گفته شده و پيشنهادهاي متنوع و حتي متناقضي ارائه شده است چنانكه كساني روش برخورد عاقلانه با اين موضوع را كم كردن توليد و صادرات نفت و كساني افزايش آن ميدانند. بعضي خواستار تحريم پيشدستانه هستند و بعضي ديگر درباره لزوم اتخاذ يك راهبرد ثابت در تمام سطوح كشور در اين باره با مركزيت يك كميته تصميمگير سطح بالا در اين باره سخن ميگويند.
اما در كنار لزوم برخورد عاقلانه، حساب شده و هماهنگ همه نهادها و سطوح تصميمگير با مساله تحريم نفت ايران از سوي اتحاديه اروپا، نكاتي ديگري نيز درباره فرصت و زمان تحريم پيشدستانه نفت وجود دارد كه بايد مورد توجه قرار بگيرد.
1- در صورت تحريم نفت ايران در 6 ماه آينده، و در شرايطي كه توليد نفت ايران كاهش نيافته باشد، كشور وادار خواهد شد به ذخيرهسازي نفت روي دريا روي بياورد. هزينه ذخيرهسازي روزانه كشتي اول قريب به 80 هزار دلار برآورد ميشود اما اين هزينه با افزايش تعداد كشتيها روند صعودي شديدي به خود خواهد گرفت و زماني كه نوبت به كشتي سوم برسد روزانه 285 هزار دلار بايد براي ذخيرهسازي نفت در آن پرداخت. از طرفي وجود نفت روي آب قيمت جهاني اين حامل استراتژيك را كاهش ميدهد كه در شرايط تحريم اصلا به نفع كشور نيست.
2- از نظر عمليات استخراج نفت، قريب به 1700 حلقه چاه از كل 8700 حلقه چاه توليدي نفت ايران در نوبت تعمير قرار دارند و فرصت تعمير به آها نميرسد. در صورت تمايل ايران براي كاهش پيشدستانه توليد نفت و صادرات آن به اروپا، فرصت كافي براي تعمير چاههاي موجود و بالا بردن بازدهي آنها فراهم ميشود.
3- در كنار فرصت تعمير چاههاي نفت، اين نكته نيز نبايد مغفول بماند كه در حال حاضر بخش بزرگي از نفت ايران به صورت غير صيانتي توليد ميشود كه حداقل برآوردها رقم آن را بيش از صادرات نفت ايران به اروپا يعني بيش از 400 هزار بشكه در روز نشان ميدهند. معناي اين ميزان برداشت غير صيانتي از دست رفتن قطعي و غير قابل جبران صدها ميليون بشكه نفت و ميلياردها دلار منابع مالي است. كاهش توليد نفت به كاهش توليد غير صيانتي و تكليفي كمك مي كند و باعث ميشود فرصت كافي براي سرمايهگذاري و اجراي روشهاي ازدياد برداشت و توليد صيانتي فراهم شود. افزايش توليد نفت و تخفيف در قيمت نفت صادراتي دقيقا در مقابل توليد صيانتي قرار دارد.
4- صادرات نفت ايران به اروپا 18 درصد از كل صادرات نفت ايران را شامل ميشود و بر اساس قانون برنامه پنجم 20 درصد از درآمد حاصل از صادرات نفت كشور بايد به صندوق توسعه ملي واريز شود. صندوق توسعه ملي نيز در دو سال گذشته هيچ پرداختي نداشته و منابع آن دست نخورده باقي مانده است. بنابر اين كاهش اين ميزان از درآمدهاي نفتي كشور لااقل در كوتاه و ميان مدت مشكلي براي اداره كشور ايجاد نميكند.
5- با راهاندازي كامل پالايشگاه امام خميني شازند اراك قريب به 100 هزار بشكه نفت در روز به مصرف اين پالايشگاه خواهد رسيد و از سبد صادراتي حذف خواهد شد. بنابراين قريب به يك چهارم تا يك پنجم از حجم نفت صادراتي ايران به اروپا بعد از راهاندازي كامل اين پالايشگاه خود به خود كاسته خواهد شد. پالايشگاه شازند در مراحل نهايي راهاندازي است و بنا بر اعلام مسئولان 95 درصد پيشرفت فيزيكي دارد.
6- در حالي كه شركت نفتي آرامكو عربستان، حداكثر ظرفيت خود را 5/12 ميليون بشكه اعلام كرده است، در گزارش فوريه سازمان بينالمللي انرژي كه منتشر شد، حداكثر ظرفيت توليد نفت عربستان روزانه 88/11 ميليون بشكه برآورد شده است. اين ميزان از برآورد گذشته اين سازمان برابر با 12 ميليون بشكه كمتر است. عربستان سعودي تمامي ظرفيت مازاد صنعت نفت جهان را تامين ميكند. از اينرو اين كشور تنها پشتوانه تامينكننده نفت در صورت توقف عرضه توليدكنندگان بزرگي چون ايران است. سازمان بينالمللي انرژي كه عموما توسط مصرفكنندگان بزرگ انرژي مديريت ميشود برآورد خود از حداكثر ظرفيت توليد عربستان را تنها در موارد نادري در 15 سال گذشته كاهش داده است.
7- با وجود اينكه عربستان اعلام آمادگي كرده است صادرات نفت خود به هند را افزايش دهد، هند با درخواست آمريكا درباره كم كردن واردات نفت خود از ايران مخالفت كرده و عملا نفت بيشتري از ايران خريداري كرده است. معناي اين مساله آن است كه هنديها با وجود منافع كلاني كه در مراودات خود با آمريكا دارند حاضر نيستند امنيت انرژي خود را در بلند مدت به خطر بيندازند. و اين يعني به هر دليل اعم از دلايل سياسي يا اقتصادي هند عربستان را منبع قابل اطميناني براي جبران واردات نفت ايران نميداند. ويكيليكس چندي پيش سندي درباره اعلام غير واقعي اما رسمي ذخاير نفت عربستان بيش از دو برابر ميزان واقعي اين ذخاير منتشر كرده است.
8- با توقف توليد نفت از ميدان المسيله يمن، كل توليد 260 هزار بشكهاي نفت اين كشور متوقف شد. پيش از اين توليد نفت از ميدان مارب بزرگترين ميدان نفتي يمن به دليل انفجارهاي متوالي در خط لوله اين ميدان متوقف شده بود. ظرفيت مازاد توليد نفت عربستان تنها پشتوانه تامينكننده نفت در صورت توقف عرضه توليدكنندگان بزرگي چون ايران است و حتي اگر اين ظرفيت بتواند همه توليد نفت ايران را پوشش دهد(كه بر اساس آنچه گفته شد ظاهرا نخواهد توانست)، ظرفيت توليد نفت عربستان ميتواند نياز بازار را به صورت سر به سر جبران كند و در صورت ايجاد كوچكترين مشكلي در يكي از كشورهاي توليدكننده نفت در خاورميانه عربي در حال انقلاب -مانند آنچه درباره يمن اتفاق افتاده است- بازار با كمبود واقعي نفت و جهش شديد قيمت اين حامل استراتژيك انرژي روبرو خواهد شد. آنگاه بدون اينكه ايران درباره تنگه هرمز دست به هرگونه اقدامي بزند جهان طعم بسيار تلخ تحريم ايران را خواهد چشيد.
9- اگرچه درباره هر گونه عملي در زمينه تحريم پيشدستانه بايد به موارد حقوقي و قرادادي به دقت توجه شود اما تحريم پيشدستانه ايران مي تواند به صورت گام به گام و در سه مرحله تعويق، تعليق و در انتها تحريم اجرايي شود كه در دو مرحله نخست نه مشكل قراردادي و حقوقي ايجاد خواهد شد و نه مجوز مجلس براي اجراي تحريم مورد نياز خواهد بود. پالايشگاههاي نفت اروپايي به دلايل و بهانههاي مختلف به ايران بدهي دارند و اگرچه رقم اين بدهي چندان درشت نيست به راحتي با توجه به آن ميتوان تحويل محمولههاي نفت خام به اين پالايشگاهها را به تعويق انداخت يا به حالت تعليق درآورد. تجربه توقف صادرات نفت ايران به پالايشگاههاي بدهكار هندي در آگوست گذشته و تغيير رفتار هنديها گواهي بر موفقيتاميز بودن اين روش است.
10- كشورهايي مانند چين با توجه به آگاهي از شرايط ايران به دنبال ايفاي نقش واسطهگري در فروش نفت ايران به اروپا هستند و قصد دارند با گرفتن تخفيفهاي عمده از ايران، بيش از نياز خود نفت خريداري كرده و به اروپاييها بفروشند تا هم پالايشگاههاي در آستانه ورشكستگي اروپايي با مشكل حادتري مواجه نشوند و هم آنها از اين شرايط حداكثر منافع را ببرند. ظاهرا سفر اخير وزير نفت ايران به چين نيز در راستاي مذاكره براي جلوگيري از همين مساله ارزيابي ميشود. به هر حال به نظر ميرسد اروپاييهاي فرو رفته در بحران بدون داشتن گوشه چشمي به ايفاي چنين نقشي توسط واسطهها و دريافت كمي گرانتر يا ارزانتر نفت ايران از طريق آنها تحريمها را امضا نكردهاند.
11- قريب به 15 پالايشگاه اروپايي در ليست فروش يا تعطيلي قرار دارند. كم شدن واقعي توليد و صادرات نفت ايران علاوه بر كندن دندان طمع چشم باداميهاي منفعتجو باعث ميشود اروپاييها مزه واقعي بازي سياسي خود را در زمين آمريكاييها بچشند. امروز تقريبا مشخص است كه در شرايط فعلي اروپاييها به سختي ميتوانند از پس هزينه سازگار كردن پالايشگاههاي خود با نفت جديد برآيند.
12- به هر حال فارغ از خريد و فروش نفت خام، بر خلاف آمريكا كه بازارهاي مطمئني را در عراق و عربستان براي فروش تجهيزات نفتي خود ايجاد كرده است، در صورت تحريم نفت ايران از سوي اروپا، بازار فروش تجهيزات نفتي اروپاييها شديدا متاثر ميشود و ضربه ديگري به اقتصاد از نفس افتاده كشورهاي اروپايي وارد خواهد شد. به هر روي اروپا در قالب اتحاديه اروپا به نيابت از آمريكا به مصاف ايران آمده است و همه اعضاي اتحاديه بايد هزينه اين مصاف را بپردازند. چه آنهايي كه نفت وارد ميكنند و چه آنهايي كه تجهيزات ميفروشند.
13- به نظر ميرسد آمريكاييها با ديد بلند مدت و استراتژيكي بازي در زمين تحريم نفت ايران به وسيله مهره اروپا آغاز كردهاند. ظاهرا اروپاييها تصور ميكنند با وجود بحران شديد اقتصادي و قرار گرفتن دولتهاي اروپايي در مرز ورشكستگي ميتوانند با مانورهاي كوتاه مدتي نظير آنچه به آن اشاره شد هم رضايت آمريكاييها و وامهاي مورد نياز خود را به دست آورند و هم خود را از تبعات جدي تحريم نفتي ايران دور نگه دارند. در عين حال ظاهرا آنها بازي بزرگتر آمريكا در زمين انرژي جهان را كه ابعادي از آن متوجه خود آنها خواهد شد را نميفهمند يا نمي خواهند آن را بفهمند.
14- فاصله مصرف نفت در زمستان و تابستان قريب به 10 ميليون بشكه در روز است. اروپا نيز با سرماي سختي روبروست و روسها نيز بازي گازي زمستاني خود را آغاز كرده اند. زمستان فرصتي است كه ايران با تحريم پيشدستانه يه شيوهاي كه به آن اشاره شد به اروپاييها كمك كند ابعاد بازي آمريكا را در كنترل منابع انرژي جهان بهتر درك كنند. فرصت زمستان را نبايد از دست داد.
علي فروزنده