در همين جا پيام و تقاضاي كمك و پشتيباني جهاد گران از پارس جنوبي را اعلام مي نمايم
كار در پارس جنوبي جهاد در راه خداست
در ابتداي سال جاري، مقام معظم رهبري به منطقه استراتژيك پارس جنوبي تشريف فرما شدند، اين حضور پربركت در سالي كه مزين به سال جهاد اقتصادي است را حاوي چه نكات و پيامهايي ميدانيد؟
اينجانب روز بعد از سفر، مصاحبهاي با سايت مقام معظم رهبري(مدظله العالي) داشتم كه در يك جزوه 30 صفحهاي منتشر شـد. يك بخش از آن مربوط به نكات راهبردي و پيامهاي سفر تاريخي 8/1/90 مقام معظم رهبري (مدظله العالي) در بازديد ايشان از طرحهاي توسعه پارس جنوبي است. در اينجا بنده نكاتي از آن مصاحبه را تقديم ميكنم، اما ابتدا اشارهاي مختصر به اهميـت ميـدان مشتـرك پارس جنوبي و سيمـاي اقتصـادي آن مـينمـايـم. اهميت موضوع، دلايل گوناگون و چند پهلو دارد. از يكسو پارس جنوبي پايتخت انرژي و قطب اقتصادي كشور است، زيرا ميدان گازي مشترك پارس جنوبي از نظر منابع مـادي، مهمتـريـن و بـا ارزشتـريـن منبـع اقتصادي و يك ثروت و گنجينه عظيم و بي نظير ملي است. اين ميدان در بخش ايران داراي 3700 كيلومتر مربع وسعت و 2/14 هزار ميليارد متر مكعب گاز و 19 ميليارد بـشـكـه مـيـعـانات گازي است. بر اساس برآوردهاي انجام شده با نرخ جايگزيني هر بـشـكـه نفت خام 50 دلار، داراي 4400 ميليارد دلار ارزش اقتصادي (در صورت خام فروشي) است و چنانچه هر بشكه نفت خام معادل 100 دلار در نظر گرفته شود ارزش خام فروشي اين ثروت عظيم ملي حدود 8800 ميليارد دلار برآورد ميگردد. جهت درك بيشتر اهميت مطلب، كافي است كه بدانيم كه طي يكصد سال گذشته درآمد ايران از محل صادرات و فروش نفت خام 880 ميليارد دلار بوده كه چنانچه با نرخ جايگزيني هر بشكه نفت خام 50 دلار، ارزش آن را به روز معادل سازي كنيم حدود 3600 ميليارد دلار ميشود. بنابراين ارزش گاز موجود در ميدان پارس جنوبي معادل حدود 120 سال صادرات و فروش نفت ايران (با نفت بشكهاي 50 دلار) و با يك محاسبه ديگر (نفت بشكهاي 100 دلار) معادل 240 سال صادرات و فروش نفت ايران است. چنانچه اين ثروت عظيم ملي در داخل كشور و در زنجيره صنايع نفت، گاز و پـتروشيمي تبديل به فرآوردههاي نهايي شود و ارزش افزوده آن در داخل كشور ايجاد شود (كه برنامههاي احداث صنايع پتروشيمي در منطقه و صنايع تبديلي و پايين دستي در همين راستا در حال بهرهبرداري يا اجراست) مقدار اين ثروت ميتواند به 5/7 و 10 برابر افزايش يابد، اين كار در شرايط كنوني در دنيا انجام ميشود. چنانچه ارزش نفت خام موجود در همين ميدان پارس جنوبي به آن اضافه شود، ارزش واقعي اين ثروت عظيم ملي در بين منابع و معادن كـشـور و حـتـي جـهان بيبديل و بسيار چشمگير ميشود.كشور شريك يا رقيب، به سرعت در حال برداشت از اين ثروت عـظـيـم مشترك است و تمام دشمنان يا مخالفان ايران اسلامي در آن طرف ميدان پـارس جنـوبـي، بـا همـه امكـانـات صـف كشيدهاند تا هرچه بيشتر و هرچه سريعتر از اين ميدان مشترك، ثروت برداشت كنند. مـقام معظم رهبري بسيار هوشمندانه و هدفمند در ابتداي سخنان خود در تاريخ 8/1/1390 در ديدار با مديران، كارشناسان، متخصصان و كاركنان صنايع نفت، گاز و پتروشيمي در منطقه به اهميت حياتي اين ميدان به طور مستقيم اشاره نموده و از پارس جنوبي به عنوان منطقهي حساس و با ارزش براي كشور نام بردند. علاوه بر اهميت اقتصادي و مالي مستقيم اين ثروت عظيم و بي نظير ملي، توسعه ميدان گازي مشترك پارس جنوبي و افزايش توليد گاز و نفت خام از اين ميدان باعث راهاندازي دهها زنجيره توليدي ميان دستي و پاييندستي و صنايع تبديلي در كشور گرديده كه علاوه بر مـنـطـقــه عـسـلــويــه و اسـتــان بـوشهـر، در استانهاي مختلف به عنوان نيروي محركه اقتصادي و پيشران توسعه اقتصادي، انواع محصولات ميان دستي و خوراك صدها كارخانه و واحد توليدي را تامين خواهد نمود. احداث خط لوله 2500 كيلومتري اتيلن غرب كشور يكي از نمونههاي بارز آن است كه استانهاي جنوب و غرب كشور را تحت پوشش قرار داده و در نتيجه باعث تـسرّي، تعميم، گسترش و انتقال امواج پـيـوسـته رشد و توسعه صنعتي به ساير بخشهاي اقتصادي و صنعتي كشور شده و ميتواند باعث خيزش و جهش اقتصادي و صنعتي ساير بخشهاي اقتصادي و ساير استانهاي كشور گردد. زيرا زنجيرههاي كارآفريني، ثروت آفريني و خلق ارزش افزوده به صورت افقي و عمودي به دنبال زنجيرههاي بالادستي، ميان دستي و پايين دستي نفت و گاز و پتروشيمي ميتوانند شكل گيرند و يكپارچه افزايش و گسترش يابند و روند پايدار و روز افزون ثروت آفريني و پيشرفت و شكوفايي كشور و تامين و تحقق منافع و اهداف ملي از ميدان مشترك پارس جنوبي محقق گردد. وقوع ايــــن رخــــدادهــــاي بــــزرگ صــنــعــتـــي و خيزشهاي اقتصادي، كه منشا و سرچشمه اوليه آن مائدههاي الهي در ميدان مشترك پارس جنوبي است، ميتواند باعث ايجاد صدها هزار شغل جديد و اشتغال بخش عمدهاي از جوانان و متخصصان كشور در اين حوزه گردد. نكته ديگر اينكه ميدان پارس جنوبي در شرايط كنوني علاوه بر تامين حدود 40 درصد گاز مصرفي كشور، گاز مورد نياز تزريق به ميادين نفتي كشور در اسـتـان خـوزسـتان (به منظور افزايش برداشت از چاههاي نفتي و ذخيرهسازي گاز براي مصارف نسلهاي آتي) را تامين نموده، به طور مستمر محصولات با ارزشي نيز به بازارهاي جهاني صادر مينمايد كه بر ميزان توليد ناخالص ملي و در تراز بازرگاني كــشـــور اثـــرگــذار اســت و در آيـنــده بــا بهرهبرداري از 29 فاز توسعه در ميدان مشترك پارس جنوبي، ميزان اين اثرگذاري و ثروت آفريني به سرعت افزايش يافته و چند برابر خواهد شد. به طوري كه درآمد ناخالص ملي كشور از ميدان پارس جنوبي حداقل به 100 ميليارد دلار در سال ( با نرخ 50 دلار براي هر بشكه نفت خام) و به احتمال زياد به بيش از 200 ميليارد دلار در سال (با نرخ هر بشكه نفت خام 100 دلار ) افزايش خواهد يافت. اگر به نقش و اهميت اقتصادي اجتماعي توليدات ميدان پارس جنوبي و موضوع ايجاد فرصتهاي اشتغال و كارآفريني آن، مقوله ديپلماسي نفت و افزايش قدرت چانهزني كشور در مبادلات و مناسبات بينالمللي و افزايش نقش و اقتدار ايران در بازارهاي توليد و تجارت انرژي را نيز به آن اضافه كنيم، اهميت اقتصادي، اجتماعي، سياسي و بينالمللي توسعه ميدان پارس جنوبي بيش از پيش آشكار ميشود.به عنوان نكتهاي مهم بايد اضافه كنيم كه با توجه به رتبه و جايگاه دوم ايران در جهان به لحاظ ذخاير نفت و ذخاير گاز (و جايگاه اول در مجموع نفت و گاز) و دومين صادر كننده نفت خام اوپك، بايد توجه ويژهاي به نقش و تاثيرات نفت و گاز بر امنيت انرژي و امنيت اقتصادي، اجتماعي و سياسي ايران و همچنين جهان داشته باشيم. انرژي و بويژه نفت و گاز در شرايط كنوني به دليل فقدان جايگزين فوري براي آنها نقش تعيينكنندهاي در امنيت ملي و بـويـژه در امـنـيـت اقـتصادي، اجتماعي و سياسي جهان دارد.با توجه به اين موارد، مشخص ميشود كه مقام معظم رهبري در سال جهاد اقتصادي در واقع هوشمندانه و هدفمندانه پيشاني جبهه اقتصادي و خط مقدم ميدان جهاد و مبارزه اقتصادي كشور را نشانهرفتهاند و با حضور خود در منطقه پارس جنوبي در ابتداي سال جهاد اقتصادي و تاكيد بر حساسيت و ارزشمند بودن اين ثروت عظيم و بي بديل ملي، فوريت و اهميت تشكيل و ارتقاي عزم و اراده ملي را در سطحي بالاتر و بسيج همه منابع علمي و فناوري، پژوهشي و اجرايي كشور براي طراحي و شكل بخشيدن به آينده آرماني پارس جنوبي و به طور مستقيم و آشكار هدف قرار دادهاند. ايشان در سخنان خود در جمع مديران، كارشناسان و كاركنان صنعت نفت و گاز و پتروشيمي در عسلويه به طور مكـرر بـر تجمـع و بسيـج دشمنـان بـراي پيشگيري از موفقيت ايران در توسعه ميدان و افزايش توليد و ثروت آفريني از ميدان اشـاره نـمـودنـد.در حـقـيـقـت مـقـام مـعـظم رهـــبــــــري، جـــهـــــتگـــيـــــري راهـــبـــــردي، سياستهاي اصلي برنامهها و اهداف كلان اقتصادي كشور را در اين منطقه نشان دادند و تكليـف را بـر همگـان (سيـاستگذاران، تصميمگيران و مجريان) در تمام بخشها و دستگاهها روشن نمودند و به طوف شفاف و آشكار كار كردن و تلاش كردن در ميدان مشترك پارس جنوبي را با نيت الهي جهاد در راه خدا اعلام كردند و به كارگران و مـديـران فـرمودند كه: ... من از همهي كاركنان، متخصصان و فعالان اين عرصه - ضمن تشكر - به جد ميخواهم كه كار خـودتـان را جهـاد فـي سبيل الله بدانيد، احساس خستگي نكنيد و بدانيد جهاد في سبيل الله وعدهي الهي بر پيروزي آن است. وقتـي بـراي خـدا و در راه خـدا حركت مـيكنيـد بـه پيـروزي خـواهيـد رسيـد. ... بنابراين مقام معظم رهبري ضمن اعلام حمايت خود از جهادگران صنعت نفت در اين جبهه عظيم و بي نظير اقتصادي به آنان انرژي و توان مضاعفي بخشيدند و خستگي را از روح و جان كاركنان و مديران زدودند و وعده الهي را در خصوص پيروزي و تحقق اهداف را به طور مشخص در روح و جان آنان جاري و ساري ساختند.بدون ترديد مـديـران و كـاركنان صنعت نفت، گاز و پتروشيمي ايران، با روحيهاي مضاعف و تواني چند برابر و با اميد به پيروزي و اطمينان از حتميت و قطعيت وعده الهي و پيروزي مومنان و فرزندان ايراني اسلامي، سال 1390 را سال جهش و تحول عظيم و بنياني در رويههاي كاري، ميزان كارآيي و اثربخشي فرآيندها و فعاليتهاي طراحي و اجـراي طـرحهاي توليد و توسعه ميدان پارس جنوبي مينمايند و اهداف توليدي كشور و منافع ملي در اين ميدان مشترك را محقق مينمايند و سهم و جايگاه شايسته فـرزنـدان ايـران اسـلامـي را در بـازارهاي بينالمللي توليد و تجارت انرژي با توكل به خداوند مقتدرانه و غيرتمندانه و با تكيه بر هـــوش و خـــلاقـيــت ايــرانــي و ايـمــان و ارزشهاي اسلامي و در نهايت با مديريت جهادي و روحيه انقلابي و بسيجي محقق خواهند نمود.
از بدو تاسيس شركت نفت و گاز پارس در سال 1377، چهار مديرعامل در اين منطقه مديريت كردند. صالحي فروز، تركان، وكيلي و اينك جنابعالي. ويژگي خاص دوران حضور حضرتعالي در پـارس جنـوبـي را در چـه پـارامترهايي ميدانيد؟
من در بخشي از پيام خود در اول دي مـاه سـال جـاري بـه منـاسبت سيزدهمين سالگرد تاسيس شركت، خطاب به كاركنان شريف و شايسته شركت نفت و گاز پارس تاكيد نمودم كه تحول، تعالي و بالندگي امروز صنعت نفت و گاز كشور، همواره در پرتو انديشه متعالي و عمل صالح و متعهدانه مديران، كارشناسان و كاركنان شايسته و دلسوزي محقق شده است كه سرمايههاي ارزشمند دانايي و توانايي و همچنين عشق و ايمان خالصانه خويش را در راه اعتلا و سربلندي اين صنعت حياتي و سرنوشت ســاز، غـيــرتـمنـدانـه و ايثـارگـرانـه در كـار شبانهروزي و خستگيناپذير به كار گرفتهو نعمت توليد پايدار نفت و گاز را تقديم ملت خود نمودهاند.پروژههاي توسعه ميدان مشترك پارس جنوبي به عنوان خط مقدم و پيشاني جبهه نبرد اقتصادي در سايه به كارگيري بخشي از ظرفيتهاي مـلــي در كـانـون مـهـمتـريـن اهـداف تـوسعـهاي صنعـت نفـت و گـاز كشور، عليرغم همه كارشكنيهاي دشمنان و مخالفان، با اقتدار و سربلندي به پيش ميروند. عظمتي كه تاكنون طي 13 سال گــذشـتــه در پــارس جـنــوبــي رخ داده و دستاوردهاي عظيمي كه بزودي با عنايات الهي محقق خواهند شد محصول ايمان، خـــودبـــاوري، اراده، تـــلاش و پـــايـــداري خستگيناپذير فرزندان بصير، دلير و شايسته ايران اسلامي است كه با عزم و پشتكار راسخ خود جلوه علمي و ايماني ديگري از تاريخ توسعه مستقل و درونزاي صنعتي كشورمان را در سالهاي گذشته و بويژه در سال جهاد اقتصادي رقم زدهاند. در سال جاري، پيشرفت بدون وقفه و تداوم توسعه شـتـابـان فـازهـاي مـخـتـلـف توسعه پارس جنوبي، بهرهبرداري از چاههاي فازهاي 9 و10 و افزايش توليد گاز كشور از فازهاي مذكور به مقدار 50 ميليون مترمكعب در روز، طـرح افـتـخار آميز افزايش ظرفيت فازيك پارس جنوبي به مثابه نخستين حلقه از زنجيرهتوسعه اين ميدان بزرگ انرژي، اصلاح فرآيندهاي پالايش گاز در فازهاي 6، 7و8 با هدف كاهش شديد آلودگيهاي زيست محيطي و جلوگيري از سوزاندن گازهاي داراي ارزش اقتصادي و همچنين عملياتي نمودن موفق دهها پروژه ديگر، جلوهاي از توانمنديهاي كاركنان شايسته نفت و گاز پارس و پشتيبانان و هم پيمانان آنان در پارس جنوبي است.اكنون پيشرفت و اجراي موفق و افتخار آميز طرحهاي پارس جنوبي كه به دست توانمند مهندسان و كارشناسان داخلي براي اولين مرتبه در كشور به ثمر نشسته و يا در حال به ثمر نشستن است، نمايش ديگري از طنين بانگ رساي ايستادگي، خودباوري، خوداتكايي و سرافرازي صنعت نفت ايران را در جهان آشكار نموده است. شايسته است به پاس تـلاش و خـدمـات ارزنـده در انـجام اين مأموريتهاي بزرگ ملي و نتايج ارزشمند و درخشان بينالمللي 13 سال گذشته كه همانا در بر دارنده دستيابي به منافع ملت ايران در ايــن مـيــدان مـشـتــرك مــيبـاشـد از كـلـيـه پـيـشكسـوتـان اجـرايـي، نخبگـان علمـي و دسـتانـدركـاران تـولـيـد و تـوسعه پارس جنوبي و كليه واحدهاي ستادي پشتيبان خاضعانه سپاسگزاري نمايم. بنابراين قبل از هر چيز بايد زحمات همه دستاندركاران، مديران و كاركنان گذشته و حال (حتي آينده) توسعه ميدان مشترك پارس جنوبي را كه متعهدانه صادقانه و با دلسوزي و تلاش شـبـانهروزي دستيابي به توليد كنوني را محقق نمودهاند (و توليد بيشتري را در آينده محقق خواهند نمود) صميمانه ارج بگذاريم و قدردان همه آنها باشيم. از وزراي محترم تا كـاركـنـان، از افـراد پيشكسوت و يا تازه اسـتخدام گرفته تا مشاوران، پيمانكاران، سـازنـدگـان، تـأمـيـن كـنـنـدگـان، حاميان و پـشـتـيـبانان همه و همه شايسته قدرداني هستند و بنده به عنوان يك ايراني مسلمان و يـك كـارمـند پيشكسوت صنعت نفت و سـربـاز نـظـام بـه سهم خود سپاسگزار و دعـاگـوي هـمـه آنـهـا هـسـتـم.اما در مورد ويژگيهاي مديريتي مديران بايد اذعان نمود كه بدون ترديد دوران مديريتي هر يك از مديران قبلي، ويژگيهايي خاصي داشته كه تحت تاثير عوامل متعددي از جمله شرايط داخلي شركت و وزارت نفت (بويژه روابط مديرعامل با وزير محترم نفت)، محيط ملي، مـحـيـط مـنـطـقـهاي و مـحـيـط بـيـنالمللي، چشمانداز، استراتژي، سياستها و اهداف صنعت نفت در ميدان مشترك پارس جنوبي و ميزان بلوغ سازماني و مديريت پروژه در نفت و گاز پارس و فراز و نشيبهاي صنعت نفت كشور و از جمله تحت تاثير نگرشها، افكار و رفتار فردي و ويژگيهاي شخصيتي همچنين تحت تاثير رويكردها، سياستها، راهـبـردهـا و شـيـوههـاي مـديريتي مديران شركت قرار داشته است. اما آنچه كه من ميتوانم به عنوان مهمترين و اصليترين تـفـاوتهـا و ويژگيهاي منحصر به فرد دوران مديريت خودم در سال گذشته و امسال در شركت نفت و گاز پارس و در اجراي طرحهاي توسعه پارس جنوبي اعلام نمايم عبارت از مواردي از اين قبيل هستند كه در هيچ دورهاي از تاريخ صنعت نفت ايران و حتي تاريخ توسعه صنعتي كشور، هــيـــچ شــركـتــي و هـيــچ يــك از مــديــران شركتهاي بالادستي، توليدي و يا عملياتي مـسـئــولـيــت اجــراي هـمــزمــان ايــن تعـداد طرحهاي توسعه يا مگا پروژههاي با مقياس بينالمللي يعني مديريت 14 فاز توسعه را در اين ابعاد فراملي و بينالمللي نداشتهاند. در دوران مديريت اين جانب طراحي مهندسي، تداركات و اجراي فازهاي 12، 16 و 15 ، 18 و 17 ، 11، 13، 19 ،و 20، 24 و 23 و 22 و تكميل حفاري فازهاي 10 و 9 در دست اقدام بوده است ضمن آن كه افزايش توسعه ظرفيت فاز يك به ميزان 200 ميليون فوت مكعب در روز، اصـلاح فـرآيندهاي پالايش گاز در فازهاي 8 و 7 و 6 و دهها پروژه بزرگ صنعتي و پشتيباني همزمان در حال اجرا است. به عبارت ديگر طي 13 سال گذشته حداكثر 10 فاز پارس جنوبي در تمام دورههاي مديران قبلي اجرا شده كه برخي به طور كامل و برخي به طور نيمه كامل به بهرهبرداري و توليد رسيده است ضمن آن كه حفاري و پروژههاي تكميلي فازهاي 10 و 9 و حتي فازهاي يك و 8 و 7 و 6 برخي در سال آينده تكميل خواهند شد.اما در دوره مديريت بنده، قرار است طي يك دوره زماني كوتاه 3 الي 4 سال (يعني طي يك سوم زمان قبلي) 9 فاز جديد و 5 فاز نيمه كاره قبلي به توليد و بهرهبرداري برسند و اين يك مسئوليت بسيار بـزرگ، سـنـگـيـن، پيچيده و عظيم ملي و سازماني است كه در تاريخ صنعت نفت كشور و در تاريخ توسعه صنعتي ايران از نظر ابعاد مختلف اقتصادي، فني و مهندسي، تداركاتي، اجرايي، مالي، سازماني و مديريتي نه كم سابقه، بلكه بدون ترديد بيسابقه و بينظير است. نمونه مشابهي براي آن حتي در حد خيلي كمتر از آن (يعني نصف آن) نيز وجود ندارد. ارقام و آمار بودجه هم مبين اين نكته است. شركت نفت و گاز پارس سال 1390 بودجه 21 ميليارد دلاري داشته و سال آينده نيز همين بودجه را خواهد داشت ضمن آن كه همزمان حدود 81 ميليارد دلار پروژه در دست اجرا دارد. در كدام دوره و يا كدام صنعت و در كدام شركتي و در دوره مديريت كدام مديري اين ويژگي در كشور وجود داشته يا دارد؟ اين ميزان بودجه درآمد ملي سالانه بسياري از كشورهاي جهان بيشتر است. از زاويه ديگر، اگر به ارقام توليد گاز توجه شود عظمت كار در سطح ملي و بينالمللي بيشتر و بيشتر نمايان ميشود. طي سه الي چهار سال آينده توليد روزانه 200 (دويست) ميليون متر مكعب گاز در سال گذشته، بايد به بيش از 750 (هفتصد و پنجاه) ميليون متر مكعب گاز در روز برسد. اين چنين جهش عظيمي در توليد گاز كشور، تاثيرات بسيار عميقي بر روند توسعه ملي و اقتصاد كشور دارد و مديريت آن فوقالعاده در تمام ابعاد پيچيده و سنگين و استخوان سوز اما افتخار آفرين و انگيزشي است. واقعاً حجم مسئوليت و سنگيني كار چندين برابر شده و مديريت چنين كاري و چنين كارواني بسيار چالش برانگيز اما افتخار آميز و عزت بخش است. تحمل روحي و رواني بسيار بالايي ميخواهد. در مجموع با توسعه پارس جنوبي، قرار است كه موازنه گاز كشور تا سه سال آينده به شدت مثبت شده و صادرات گاز كشور به جايگاه شايسته دست يابد. اين يك اتفاق بينظير و خجسته و مبارك در اقتصاد ملي است. همچنين يكي ديگر از موارد قابل ذكر اين مورد است كه شدت فشارها و كارشكنيهاي بينالمللي بر اساس مصوبات و قطعنامهها و اقدامات كينهجويانه و سلطهگرانه عليه صنعت نفت ايران طي دو سال اخير به طرز بيسابقهاي افزايش يافته و بخش عمده فعالان اقتصادي كشور اعم از مديران شركتها، سازندگان، پيمانكاران و تامين كنندگان كالا و خدمات در لـيـسـت تـحـريـمهـاي بـيـنالـمـلـلي قرار گرفتهاند و قطعنامههايي همراه با ليستهاي قطور و فزاينده تحريم شدگان عليه صنعت نفت كشور، حتي با دوران دفاع مقدس قابل مقايسه نيست. بنابراين دشمنان و سلطهگران صنعت نفت ايران را مانند مسلمانان صدر اسلام در محاصره شديد قرار دادهاند به طوري كه شعب ابيطالب را يادآور و تداعي مينمايد. مديريت اثربخش و كارآمد در چنين شرايطي پيچيدگيها، دشواريها و مخاطرات عظيمي دارد كه نيازمند آرامش، ايمان و اطمينان قلبي به پيروزي قطعي و داشـتـن تـجـارب، تـوانمنديو خلاقيت و بصيرت ويژهاي دارد كه در واقع مدير ميبايد مومن رويين تن باشد و از نظر روحي و روانــي تـحـمــل، سعـه صـدر، استقـامـت و پايداري بسيار بالايي داشته باشد. ويژگي بعدي، زمان اجراي طرحهاي توسعه است. بطور ميانگين در گذشته طرحهاي توسعه حدود 60 ماه اجرا شدهاند ولي بر اساس سياستگذاري و تصميمگيري در سطح كلان، در 25/3/89 زمان اجراي طرحها به شدت كاهش يافته به طوري كه 8 فاز اسمي جديد (داراي اهداف توليدي معادل 10 فاز استـانـدارد) بـه فـازهـاي 35 ماهه معروف شدهاند، ميبايد طي 40 ماه به بهرهبرداري برسند. در واقع چنانچه افزايش حجم كار (كه در واقع دو الي سه برابر شده) و افزايش دامنه و شدت تحريمها را در نظر بگيريم و محدوديتظرفيتهاي پيمانكاران، سازندگان و توليدكنندگان داخلي و حتي كارفرما را به آن اضافه كنيم متوجه ميشويم كه كاهش شديد زمان اجراي پروژهها در واقع چه فشار بسيار سنگين، طاقتفرسا و مضاعفي را بطور همه جانبه بر مجموعه منابع و امكانات (منـابـع انسـانـي متخصـص، منـابـع مـالي و نقـدينگـي،منـابـع سـاخـت و تـامين كالا و تجهيزات و ...) و بر سيستمها و مديران سيستمها وارد مينمايد و اگر بدانيم كه هر دو طرف (كارفرما و پيمانكار) سازمان، ابزار و منابع لازم را براي اين كار آماده نكرده بودند بيشتر متوجه شدت و عمق فشار ميشويم. شايان ذكر است در اين راستا فعلاً به تغييرات تيم مديريت در سطح وزارتي و آثار آن بر پــارس جـنــوبـي نمـيپـردازم. امـا دردرون سازمان كمبود شديد نيروي انساني توانمند و بـا تـجـربه در بخشهاي مختلف شركت جهت نظارت، مديريت و هدايت طرحها در كنار مشكلات مزمن ساختار سازماني و همچنين فقدان نظام انگيزشي (نظام پرداخت و پاداش اثربخش سازماني و مديريتي) و در نهايت ناچيز بودن اختيارات مديريتي و عدم تـعــادل و عــدم تـوازن شـديـد بـيـن مـيـزان مسئوليتها و اختيارات از ديگر مشكلاتي است كه ويژگيهاي خاصي در اين دوره از كار و مديريت را ايجاد كرده است. قرار شد كه به آثار تغييرات مديريت در سطح وزارتي ورود نكنم اما يك نكته خيلي مهم وكليدي در ميزان موفقيت يك مدير درتحقق اهداف سازماني وجود دارد و آن ميزان اعتماد، حمايت و پشتيباني مدير بالاتر است. هر مديريتي با هر ميزان توانمندي، اعتقاد ، انگيزه و تجربه، چنانچه مورد اعتماد، حمايت و پشتيباني مستمر و قاطع مدير بالاتر نباشد نـمــيتـوانـد عملكـرد مطلـوب و مـوفقيـت چـشـمـگـيري داشته باشد.كيفيت و ميزان حـمايت و پشتيباني مدير ارشد ناشي از اعتماد، و اعتماد ريشه در ميزان شناخت فرد زيـردسـت و ويـژگـيهـا، مـحـدوديتها و تنگناهاي كار او و محيط داخلي و بين المللي كار و ... دارد. علاوه بر آن ميزان شناخت مدير ارشد به عوامل مختلفي بويژه ميزان ارتباطات وتعاملات مختلف درون سازماني و بيرون سازماني و ميزان و شدت اثرگذاري ذينفعان كليدي (موافقان يا مخالفان) دارد. برقراري اين ارتباطات و تعاملات براي ايجاد شناخت نسبي و سپس ايجاد اعتماد و جلب حمايت و پشتيباني مديران ارشد فرآيندي بسيار وقت گير، پيچيده و همراه با موانع، تهديدها و تنگناهاي عديده است. در دوره مديريت اين جانب طي يكسال گذشته در سطح وزارتي تغييرات مكرري وجود داشته است كه جلب اعتماد وحمايت و توجه ويژه مديريت ارشد، نيازمند صرف زمان و انرژي قابل توجهي است و گاه در اين بين فرصتهاي زيادي از دست ميرود و تهديدهاي زيادي ايجاد ميگردد و....در يك جمله ميخواهم اشاره كنم كه در هيچ يك از دورههاي قبلي، طي يك سال 3 بار وزارت نفت با تغيير وزير مـواجـه نبـوده اسـت. بنـابـرايـن اين دوران ويــــژگــــيهـــاي خـــاص خـــودش را دارد. خوشبختانه، در اين ميان الطاف الهي همراه بنده بوده و افرادي كه سكاندار مديريت و هــدايــت وزارت نـفـت شـدنـد، اشـراف و حساسيت زيادي نسبت به طرحهاي توسعه پارس جنوبي داشتهاند اكثرا نيز به شخص بنده لطف داشته انداما به هر حال برقراري ارتباط و تعامل و جلب اعتماد و حمايت تيم مدير ارشد نيازمند صرف زمان و انرژي بوده اســـت. و اگـــر نـبـــود سـفـــر مـقـــام مـعـظــم رهبـري(مـدظلـهالعالي) شايد كشور دچار مـشـكـــل و اخـتـــلاف سـلـيـقـــه مـــديـــريـتـــي مـيگـرديـد.ويـژگي بعدي كه باز هم يك ويژگي منحصر به فرد تاريخي است حضور بـي سـابقه رهبر معظم انقلاب در پارس جنوبي به عنوان پيشاني و خط مقدم جبهه نـبـرد اقـتـصـادي كشور است. مقام معظم رهـبـري (مـدظـلـه الـعـالـي) در سـفـر تاريخ 8/1/1390 ميدان مشترك پارس جنوبي را تبرك نمودند و با حمايت خود از فعالان و دستاندركاران توسعه، كار در پارس جنوبي را جهاد في سبيلالله اعلام نمودند. در هيچ دورهاي مقام معظم رهبري (مدظله العالي) چنين حمايت و حضوري در محل اجراي پروژههاي نفتي و در صنعت نفت با اين شيوه و سيـاق نـداشتـهانـد. يعني كار در پارس جنوبي، تقدس و معنويت خاصي پيدا كرده و تبديل به جهاد در راه خدا گرديده است. اين ويژگي نيز منحصر به فرد بوده و از الطاف الهي در حق فعالان و دستاندركاران پارس جنوبي در سال 90 است. ويژگيهاي مهم ديگري هستند كه براي جلوگيري از اطاله كـلام از آنهـا مـيگـذرم از جملـه خـروج هدفمند پيمانكاران خارجي و شركتهاي بزرگ نفتي از پارس جنوبي ويژگي خاصي به اين دوران از مديريت طرحهاي توسعه بخشيده است. بيان همين موارد كافي است كه پيچيدگيها، دشواريها و تفاوتهاي كليدي دوران مديريت بنده را با دورههاي مديران قبلي نشان دهد. هر چند كه آن دورهها نيز به نوبه خود مواجه با مشكلات و پـيـچـيـدگـيهـا و ويژگيهاي خاص خود بودهاند. در اهميت ويژگيهاي مطرح شده بـايـد بـگـويـم در مـقـيـاس مـلـي طرحها و پــروژههــاي در دســت اجــراي در پـارس جنوبي، برخي شاخصهاي كلان اقتصاد ملي را تحت تاثير قرار ميدهد از توليد ناخالص ملي تا سرمايهگذاري و اشتغال در سطح ملي از طرحهاي توسعه و توليد پارس جنوبي اثر ميپذيرند. بايد توجه نمود كه با يك حساب سرانگشتي، ارزش اقتصادي هر فاز پارس جنوبي،حدود يك درصد درآمد ناخالص ملي را افزايش ميدهد و اين اثر در اقتصاد ملي بي نظير است. مقام معظم رهبري (مدظله العالي) در سفر تاريخي خود در 8/1/90 به پارس جنوبي فرمودند: دشمنان نظام و سلطهگران نفتي، در آن سوي ميدان با تمـام قـوا و امكانات ايستادهاند و تلاش ميكنند تا ما در اين ميدان مشترك موفق نشويم كه به اهدافمان دست پيدا كنيم. در واقع يك نبرد اقتصادي تمام عيار در ميدان پـارس جنـوبـي بين صنعت نفت ايران و دشمنان ايران و نظام جمهوري اسلامي ايران در جريان است براي همين است كه مقام معظم رهبري (مدظله العالي) كار و تلاش در ميدان پارس جنوبي را جهاد في سبيل الله اعلام نمودند و قوياً به كاركنان و فعالان اقتصادي منطقه تاكيد فرمودند كه كار در پارس جنوبي را به جد، جهاد فيسبيلالله بدانند.به عنوان يادآوري اعلام ميكنم كه بر اساس مستندات و شواهد متقن شركت نفت و گاز پارس (و حتي شركتهاي پيمانكاري ، سازندگان، مشاوران و برخي بانكهاي تامينكننده منابع مالي) آمادگي سازماني و مديريتي كافي براي پشتيباني و يا اجراي چنين مسئوليت ملي و مأموريت عظيمي را نـداشـتـنـد. عـلـيرغم همه حمايتها و مساعدتهاي وزير محترم و مديريت تـوسـعـه منابع انساني نفت، هنوز هم شركت نفت و گاز پارس در ماه نوزدهم طـرحهـاي تـوسـعـه، سـازمان كارآمد و حداقل نيروهاي با تجربه و متخصص مـورد نـيـاز بـراي نـظـارت و مديريت راهبردي پروژهها و طرحها را در اختيار ندارد و تا دو و يا سه سال آينده نيز نخواهد داشت. حدود 1400 نفر نيروي ممتاز و تحصيلكردهاي كه جذب شدهاند طي دو سال آينده نيازمند آموزش و كسب تجربهاند. مضافا اينكه هنوز اختيارات كافي حتي به شركت ملي نفت ايران هم اعطا نگرديده و مجموعه مقررات و قوانين براي شــرايــط فـعـلــي روزآمـد و اصـلاح نشـده است.ضمن آن كه بخشهايي از صنايع ايران با حداكثر ظرفيت خود شروع به توليد كالا براي فازهاي پارس جنوبي كردهاند ولي ابعاد و احجام كار از ظرفيت آنها بيشتر و بيشتر است البته تعدادي از آنها با تحولات سازماني و مديريتي، خود را با اين جهش عظيم اقتصادي سازگار، همسو و همراه كردهاند. در مجموع پاسخ اين پرسش را در واقع ناظران بيروني بايد بدهند و يقيناً مديران قـبلي شركت كه نام برديد در حد توان، تشخيص و عده و عُده خود به رسالت و مـامـوريت محوله عمل كردهاند. ميدان و فضاي كاري در پارس جنوبي مانند مسابقه دو امدادي بي پاياني است كه هر مدير و هرگروه امانت را در قسمتي از مسير به نفر و گروه بعدي تحويل ميدهند، اما بنده احساس ميكنم در يكسال گذشته با تمهيدات به كار گرفته شده، ميزان حضور افراد موثر در پروژه اعم از كارفرما و پيمانكار در ميدان عمل و در منطقه عملياتي پروژهها بسيار افزايش يافته و همين امر باعث شده كه حتي در پروژههاي بزرگ و پيچيده قبلي (مانند فاز 12 و يا ...) كه ماهانه درصدهاي پيشرفت كمتري طي 53 ماه داشتند رشد قابل توجه داشته باشيم و به رشد و پيشرفت ماهانه 3 الي 4 درصد برسيم هر چند عوامل ديگري نيز اثر گذار بوده است. بايد يادآوري كنم كه حداقل 50 درصد وقت مــــديــــران ارشـــد شـــركـــت و مــجـــريـــان و دسـتانـدركاران طرحها و پروژهها، طي يكسال گذشته در محل اجراي پروژهها و در منطقه عملياتي صرف شده است و هفتهاي حداقل 3 روز و اكثراً 4 الي 5 روز در هفته را در منطقه عملياتي حضور داشته و دارند. در واقع مديران و مسئولان اصلي و كليدي طرحها و پروژهها از نظر حضور در ستاد و در مناطق عملياتي در يك وضعيت ويژهاي قرار گرفتند به عبارت ديگر طرح اقماري ويژه به اجرا درآمد. در طرح اقماري ويژه، هيچ پرداخت مالي و يا مزاياي بيشتري به افراد صورت نميگيرد اما تمام ايام هفته را در تهران و يا ساير اماكن ساخت قطعات و كالا يا در منطقه در محل اجراي پروژهها مشغول انجام وظيفهميباشند. در طرحهاي اقماري افراد بعد از دو هفته كار دو هفته استراحت و يا يك هفته استراحت دارند. اما در طرح اقماري ويژه مديران و مسئولان هيچ دوره استراحتي ندارند. تفاوت اصلي فقط در چگونگي وميزان روزهاي حضور در تهران و يا در ديگر محلهاي ساخت كالا است. هر هفته افراد بين 3 الي 5 روز در منطقه عملياتي حضور دارند و باقيمانده هفته را به جاي استراحت باز هم در ستاد پشتيباني تهران يا ديگر محلهاي ساخت كالامشغول به كار بوده و دوره استراحت اقماري را ندارند. شرط اقماري شدن نيز حداقل 12 روز كار درماه در منطقه ميباشد كه باقيمانده روزها نيز افراد الزاما بايد بجاي استراحت در ستاد تهران يا ديگر محلهاي ساخت كالا مانند خرمشهر، بندرعباس، اراك و... مشغول كار باشند. هر چند با اين روش اقماري فشار طاقت فرسايي بر گروههايي از افراد (مديران ومجريان طرح ها) و خانوادههاي آنان وارد ميشود اما در مجموع گزينه بهتري وجود ندارد و مديران و مسئولان ناچار هستند كه تمام ايام هفته را (بجز برخي روزهاي جمعه) يا در منطقه و يا در تهران مشغول تلاش و جهاد باشند. تعداد اين افراد كه مديريت شبانهروزي را انجام ميدهند، در حال حاضر در كل شركت به حدود 40 نفر هم نميرسد، يعني 40 نفر از 1200 نفر و يا حدود سه (3) درصد سازمان....
مهنـدس سـوري! عسلـويه امروز با عسلويه 77 چه تفاوتهاي بنيادي كرده است؟ اين تفاوتها حاصل چه نگرشها و رويكردهايي بوده است؟
در سال 1377 عسلويه يك روستاي محروم، دورافتاده، تا حدود زيادي گمنام و بسيار كوچك بوده است با جمعيت حدود6 الي 7 هزار نفر (با كل حومه) امروز عسلويه يك قطب بزرگ انرژي - اقتصادي در سطح خاورميانه و حتي در سطح جهان است و تبديل به قلب طپنده اقتصاد ايران و مركز توسعه مبتني بر توسعه صنعت و توليد گاز كشور شده است. عسلويه غريب و گمنام ديروز، امروز كانون اميد، تلاش و توسعه ملي و مورد توجه جهان اسلام و جهان انرژي است. عسلويه امروز نگين درخشاني بر تارك اقتصادي ايران است. مركز اشتغال، كانون توسعه صنعت نفت، مركز توليد روزانه 260 ميليون متر مكعب گاز و دروازه اتصال به بازارهاي انرژي جهان است. امروزه عسلويه نامي آشنا و بلندآوازه و غرورآفرين در روند توسعه ملي است. در واقع توسعه پارس جنوبي در عسلويه، تجلي اراده و توان ملي است. با توجه به توسعه عظيم صنعتي، كه يك تمدن پيشرفته صنعتي را در عسلويه به ارمـغـان آورده اسـت عـسلويه و شهرهاي اطراف آن با خيزش ها و جهشهاي عظيم عـمــرانــي، سـيــاسـي، اقتصـادي، اجتمـاعـي، فرهنگي و... صدها برابر و دهها بار متحول و دگرگون شده و همه جانبه توسعه يافته است. البته توسعه صنعتي همراه با پيامدها و آثار اجتماعي خاص خود(كه گاه پيامدهاي منفي نيزدارد) ميباشد كه نيازمند بررسي بيشتري است. بنابراين تفاوت عسلويه سال 77 تا سال 90 از زمين تا آسمان است. عامل آن هم بعد از الطاف الهي، همت، بصيرت، غيرت، اراده، تدبير و تلاش فرزندان شايسته اين مرز و بوم در توليد و توسعه ميدان مشترك پارس جـنـوبـي اسـت. مـيـدان مـشتركي كه عطيه خداوند و از مائدههاي آسماني و زميني به ملت ايران است ان شاء الله با قدرت ايمان، اتحاد و علم و عمل تا تحقق اهداف و مافع ملي توسعه پايدار ملي در منطقه ادامه مييابد. ديروز عسلويه با ديگران و اطرافيان شناخته ميشد، اما امروز ديگران و اطرافيان را با عسلويه ميشناسند و به شهرت ، بلوغ ، توسعه و اعتبار ملي، منطقهاي و بينالمللي دست يافته است.
ايده بهرهبرداري از پروژهها و فازهاي باقيمانده پارس جنوبي در 35 ماه بر اساس چه تفكري تبيين شد؟ اينك پارس جنوبي در چه مرحلهاي از توسعه قرار گرفته است؟
البته اين ايده قبل از حضور بنده در شركت نفت و گاز پارس طرح و اجرايي شده است كه اطلاعات و جزييات آن را دقيقاً در اختيار ندارم اما بنده و همكاران با اعتقاد و اعتماد براي اجراي برنامهاي كه خودمان در طراحي و تصويب آن نقشي نداشتهايم اما عزم، اراده و تصميم ملي بر آن قرار گرفته است كه به عنوان سربازان كشور و نظام آستين همت را بالا زده و خوشبختانه تاكنون تا حد قابل قبولي عمل شده است. پيشرفت برخي فازها با برنامه منطبق است هر چند كه برخي فازها نيز از برنامه عقب هستند. الان پس از حدود هجده ماه پيشرفتهاي حدود 40% را در فازها داريم و بنده فكر ميكنم اگر همه دستگاهههاي مرتبط در دولت و خارج از دولت و به طور كلي منافع و امكانات ملي بر پارس جنوبي متمركز شوند و مقامات ارشد كشور (دولتي و غير دولتي) عزم خود را بيشتر جزم نمايند و حمايت جدي و عملي بيشتري نمايند توليد اوليه در تاريخ اعلام شده حداقل در چند فاز قابل دسترس است. به ناچار در همين جا پيام و تقاضاي كمك و پشتيباني جهادگران پارس جنوبي را اعلام مينمايم و از همه دلسوزان نظام و متعهدان به دين و ملت و ميهن اسلامي، تقاضاي كمك و ياري مينمايم. ما از انتقادها و پيشنهادهاي سازنده و دلسوزانه، صادقانه استقبال ميكنيم.
نگاه مهندس رستم قاسمي به عسلويه چـگــونــه اسـت؟ از نـظـر نـوع رويـكـرد، تفاوتهاي آقايان دكتر ميركاظمي و قاسمي در چيست؟ از زمان ورود ايشان به نفت، چه تحـركـات و اقـدامـات جـديدي صورت پذيرفته است؟
هر چند كه سخن گفتن درباره يك وزير در دوره وزيري ديگر آسان نيست اما چون سعه صدر و تواضع جناب آقاي مهندس قاسمي را ميدانم راحت پاسخ ميدهم. هر چند كه ممكن است عدهاي با پاسخهاي بنده موافق نباشند. اصولاً آقاي ميركاظمي يك متفكر و استراتژيست برجسته بودند و در زمان ايشان توجهات به ميادين مشترك و پارس جنوبي بيشتر از گذشته جلب شد. خوشبختانه آقاي مهندس قاسمي علاوه بر اين خصوصيات خود در گل كار و دل كار در پارس جنوبي و در عسلويه بودهاند و حضور مستمر داشتهاند. پروژهها و مشكلات و مختصـات آن را بـه جـزييات ميدانند و مـيشنـاسنـد. در دوره وزارت نيز بخش زيادي از وقت خود را روزانه به پارس جنوبي اختصاص دادهاند و با پشتيباني و توجه ايشان انرژي جديدي به پروژهها القا شده كه انشاء الله موجبات سرعت و بركت است. بدون اغراق انتخاب ايشان به عنوان وزير نفت، مناسبترين گزينه براي توسعه ميدان مشترك پارس جنوبي بوده است. چون تقريباً هيچ كس به جزييات با اين ميدان و مشكلات و تنگناهاي آن آشنا نبوده است. از زمان انتصاب ايشان عمده منابع مــالــي نـفــت بـه ايـن ميـدان استـراتـژيـك تـخصيص يافته و توجه ايشان به منابع انساني شاغل در منطقه هم بسيار قابل توجه بوده است.
ادامه دارد...