ششمين روز از دي ماه سال 90، گفتمان ما با مرد اول صنعت پتروشيمي ايران به هفتمين روز كشيده شد!چه اينكه اين مصاحبه طولاني كه از ساعت 30/21 ششم دي ماه آغاز شده بود در ساعت1 بامداد هفتم دي ماه به پايان رسيد. مهندس عبدالحسين بيات كه از يك جلسه كاري فشرده از نهاد رياست جمهوري واقع در پاستور به ساختمان پتروشيمي در شيخ بهايي بازگشته بود، با رويي گشاده پذيرايمان شد. نكته جالب توجه درباره ايشان اينكه او در تمام طول سال هاي خدمت خويش حتي در زمان حضور در جبهه هاي حق عليه باطل و عليرغم مجروحيت جنگي كه به جانبازي وي منجر شد و حتي هنگامي كه تنها عمو، برادر و فرزند عزيز خردسال خود را از دست داد، پتروشيمي را ترك نگفته و تقريباً در همه حوزه هاي عملياتي پتروشيمي صاحب تجربه و ايده است.مهندس بيات بيان انتقاد و اظهار نظر را حق صاحب نظران و منتقدين مي داند اما در عين حال آنان را به واقع گويي و بيان نظرات سنجيده و درست دعوت مي كند. او افق چشم انداز و دورنماي پتروشيمي را عليرغم مسائل و چالش هاي پيچيده اش، بسيار روشن و اميد بخش ارزيابي مي كند و بر اين باور است كه پتروشيمي ايران بدون هيچ ترديدي جايگاه اول خاورميانه را در اين افق به دست خواهد آورد. آنچه پيش روي شماست، گفت و گوي اختصاصي دانش نفت با مهندس عبدالحسين بيات است كه خواندن اين گفتمان را به خوانندگان عزيز و فهيم نشريه توصيه مي كنيم. شايان ذكر است شمس ا... جشني رئيس كل روابط عمومي شركت ملي صنايع پتروشيمي نيز در اين گفت و گو همراهمان بود.
هنگامي كه سكان هدايت شركت ملي صنايع پتروشيمي ايران را به دست گرفتيد، اين شركت در حال گذر از يك بنگاه اقتصادي به يك شركت توسعه اي، بستر ساز و به نوعي حاكميتي بود. به عنوان نخستين پرسش بفرماييد اينك كه بيش از دو سال از حضور شما به عنوان مقام عالي اين شركت مي گذرد، آيا دغدغه اي كه در خصوص معضلات جاري و امكان تحقق برنامه هاي آتي احساس ميكرديد برطرف شده است؟ چه ميزان از اهدافي كه دولت خدمتگزار بر عهده ي شما گذاشته است در اين مدت محقق شده است؟
در خصوص پاسخ به اين پرسش بايد گفت كه در شرايطي توفيق خدمتگزاري در اين عرصه را به عنوان مدير عامل شركت ملي صنايع پتروشيمي ايران پيدا كردم كه از يك سو سرمايه گذاري دولتي در هر كدام از پروژه ها و طرح هاي نيمه تمام و يا آغاز نشده و در دستور كار دچار معضل و ممنوع شده بود، چرا كه دوران گذار داراي مختصات و مشخصات خاص خود است كه بايد طي شود. از سوي ديگر در برخي موارد برنامه هاي مورد نظردر زمان دكتر ميركاظمي؛ وزير وقت نفت از آن جايي كه سياست هاي جاري در حوزه پتروشيمي از نگاهي كلي و كلان نگر برخوردار بود، در برخي موارد، امكان انجام برنامه هايي را كه با جزييات همراه بود را محقق نمي ساخت. نبايد از نظر دور داشت كه با وجود آن كه شركت ملي صنايع پتروشيمي ايران در حال گذار و انتقال به يك شركت توسعه اي و حاكميتي بود، با اين همه بايد ابزار تحقق برنامه هاي عملياتي فراهم باشد تا اين مهم اتفاق بيافتد كه يكي از عوامل موثر بستر سازي براي حضور بخش خصوصي، بذل حمايت و تداوم تزريق منابع مالي است تا برنامه هاي نيمه تمام و پروژههاي در دست انجام به اتمام مي رسيد كه از اين منظر نياز به وجود و تدوين برنامهاي در اين خصوص در اصل 44 قانون اساسي در دوران انتقال نيز ضروري به نظر ميرسد تا پروژه هايي كه به پايان نرسيده اند به اتمام برسند و از اين لحاظ معضلي بروز ننمايد، چرا كه در زماني كه تأمين منابع مالي از سوي اين شركت ميسر نبود و اصل 44 در ابتداي عملياتي شدن خود در حوزه ي پتروشيمي بود، لذا عدم تأمين منابع مالي مذكور مشكلات عديده اي را در راستاي اتمام پروژه ها پديد مي آورد. گفتني است در راستاي حل معضل مذكور پس از بررسي و پژوهش در خصوص مشكل فوقالذكر، مصوبه اي در مجلس به تصويب رسيد كه طي آن سازمان هاي توسعه اي مجاز شدند تا 100 درصد نيز با رعايت برخي شرايط مبادرت به سرمايه گذاري ورزند. بر اساس مطالب فوق الذكر در آن شرايط خاص مسئوليت را بر عهده گرفتم، همچنين در آن زمان به تازگي ركود و افت شديد جهاني قيمتهاي محصولات پتروشيمي حادث شده بود و نيز بدهيهاي سنگين و مشكلات عديده اي به برخي نهادها همچون شركت ملي نفت ايران( بيش از هفت و نيم ميليارد دلار) وجود داشت كه آنان خواستارتدوين برنامه و رسيدگي به مطالبات خود بودند.
5/7 ميليارد دلار؟ اين بدهي از چه بابتي بود؟
بله. در خصوص علت بدهي هاي معوقه ي شركت پتروشيمي بايد گفت: هزينه ي خوراك هايي كه از شركت ملي نفت ايران خريداري شده بود بايد به صورت ماهانه و يا ساليانه پرداخت مي شد كه اين امر تا آن زمان صورت نگرفته بود، اما از آن جايي كه هزينهي خوراك هاي مذكور به شركت ملي نفت ايران بازنگشته بود و به اين دليل كه مجتمع هاي پتروشيمي دولتي بودند و درآمد ها افت كرده بود، امكان بازپرداخت وجود نداشت. همچنين در آن زمان تهديد به بستن حساب ها از سوي دستگاه هاي مالياتي كشور شديم، چرا كه به سازمان امور مالياتي بالغ بر هشتصد ميليارد تومان بابت عملكرد سال هشتاد و پنج و مالياتهاي تكليفي و ماليات هاي سود ابرازي چهل درصدي بدهكاري وجود داشت كه امكان تأمين منابع نيز نبود. شايان ذكر است كه مجموع بدهكاري هاي شركت ملي صنايع پتروشيمي ايران در آن زمان بيش از چهارده هزار ميليارد تومان بود كه رونق پتروشيمي را دشوار مي كرد و از سوي ديگر پروژه هاي متعدد ديگري بايد آغاز مي شدند و نبايد از نظر دور داشت كه بسترسازي جهت خصوصي سازي و اجراي اصل 44 قانون اساسي نيازمند عوامل متعددي بود كه در شرايط مذكوربا توجه به تشديد تحريم ها و اعمال فشارهاي بين المللي عليه ايران امري آسان و سهل نبود. به ظن بنده چنانچه مبالغ مذكور از قبيل هفت و نيم ميليارد دلار در صنايع بالادستي در فازهاي پارس جنوبي سرمايه گذاري مي شد، از آن جايي كه امكان سرمايهگذاري و توسعه در بخش پايين دستي هماره ميسر است، نتايج مطلوب تري حاصل مي شد و پيشرفت مقبول تري همانند قطر در برداشت را شاهد بوديم و در بالادست دچار عقب ماندگي نمي شديم. گفتني است در آن زمان در فصل زمستان به اين دليل كه تراز مصرف و توليد ما در گاز منفي بود، ناچار در برخي موارد خوراك پتروشيمي را كه گاز طبيعي مصرف ميكردند كاهش داديم و يا بعضاً قطع كرديم. همچنين دكتر مير كاظمي در آن زمان طرحي را مطرح كرد كه طي آن كوچك سازي بدنه دولت و به عبارتي بدنه شركت ملي صنايع پتروشيمي محقق مي شد، وي طرح تحول ساختاري را عنوان كرد كه در گذشته هرگز مطرح نشده بود و در زمان مديريت بنده طرح نويني بود و اين در حالي بود كه طرح هاي پيش از آن هماره مبني بر بزرگ سازي و فربه كردن شركت بود. از لحاظ منطقي كوچك سازي و جدايي از بدنه ودر اختيار بخش خصوصي قرار گرفتن مورد تأييد بود، بايد در نظر داشت كه كوچك نساختن سازمان عدم رضايت شغلي همكاران و خلا جبهه كاري را در پي داشت و تغييرات جديد در شرايط حضور مدير عامل جديد مقاومت هايي را در پي داشت و حل و فصل مشكلات مذكور امري آسان نبود. نكته ديگري كه با آن مواجه شديم اين بود كه بازنشستگي تعدادي از مديران مجرب و زبده نزديك شده بود كه به نوعي نقش هاي كليدي را در مجموعه پتروشيمي داشتند و از آن جايي كه جانشين پروري نشده بود، مشكلاتي را سبب ساز شد. همچنين در نظر بگيريد سه روز پس از آغاز مسئوليت بنده، نامه اي از سوي سازمان خصوصي سازي دريافت شد كه طي آن اعلام شده بود مزايده شركت بازرگاني پتروشيمي انجام گرفته و برنده نيز مشخص شده است و از ما خواسته بودند هر چه سريعتر بستر سازي كنيم تا شركت بازرگاني پتروشيمي را تحويل دهيم. اين امر نيز به مديريت ويژهاي نياز داشت، زيرا هرچه محصول در حوزه صنعت پتروشيمي توليد مي شد در شركت بازرگاني از نظر فروش، بازاريابي و مالي مديريت مي شد و بخش قابل توجهي از مديريت مالي پتروشيمي در اين واحد صورت ميگرفت، از آن جايي كه برندگان مزايده اصرار به برگزاري مجمع داشتند و مي خواستند هرچه سريعتر شركت را تحويل بگيرند، لذا عليرغم روند طبيعي، ناچار به واگذاري سريع شديم.
آيا نحوه واگذاري شركت بازرگاني پتروشيمي مورد تاييد شما بود؟
به عقيده بنده آخرين شركتي كه در سلسله ي واگذاري ها بايد به خصوصي سازي آن مبادرت ورزيده مي شد، شركت بازرگاني پتروشيمي بود چرا كه زمان مناسبي براي اين امر به دليل اقدام به امور كارشناسي، حقوقي، مالي و ... انتخاب نشد و اين مساله چالش بزرگي را براي مديريت در پتروشيمي به وجود آورد زيرا مديريت اصول و تدوين برنامه براي تحقق اين مهم امري سهل نبود. پس از اين اقدام،چالشي ديگر براي پتروشيمي آغاز شد. وزير وقت نفت به دليل تشديد تحريم ها دستور انجام مرحله آزمايشي توليد بنزين در پتروشيمي ها را صادر كرد تا اين موضوع بررسي شود و به ايشان جواب داده شود. جلسات فشرده اي را صورت داديم. مديران را گرد هم آورديم. پتروشيمي هايي كه ميتوانستند كمك كنند را دعوت كرديم. طرحي به نام <توليد ضربتي بنزين> تدوين شد تا امكان بالفعل سازي پتانسيل هاي بنزين سازي در پتروشيمي ها مورد بررسي قرار گيرد. بايد از مراحل مياني تا نهايي طرح بنزين سازي را مديريت مي كرديم. همچنين واحدهاي پايين دستي و مياني خود را نيز مديريت مي كرديم. نامههايي به سازمان حمايت از مصرف كننده و توليد كننده، وزارت بازرگاني و وزارت صنايع گسيل داشتيم تا در صورت كم آوردن احتمالي مواد اوليه در اين خصوص به آن ها هشدار داده باشيم، مقاومت هايي را نيز شاهد بوديم. گزارشي از سوي وزارت صنايع پس از ارسال نامه ي خود دريافت كرديم كه ناچار به برنامهريزي دوباره و بازنگري در طرح شديم تا طرح به مرحله ي آزمايش برسد. منت و لطف الهي بود كه بنده، شركت و كشور را حمايت كرد و نيز تلاش بدون چشم داشت و بدون اعتراض مديران و حضور در جلسات طولاني و فرسايشي باعث شد تا عملياتي شدن طرح را نظاره گر باشيم. شركت در اين خصوص با ديگر مجموعهها همچون پالايش و پخش در اموري مانند اجراي عمليات احداث خطوط لوله در مدت زمان بسيار كوتاه فعاليتهاي مشاركتي موفقي داشت تا در نهايت گزارش نهايي به وزير ارائه شد.
ماكزيمم توليد روزانه بنزين در پتروشيمي ها چقدر بود؟
بين 17 تا 20 ميليون ليتر روزانه بنزين توليد كرديم كه نياز كشور نيز بيش از اين نبود و بر اساس آمارها نياز 23 ميليون ليتر برآورد شده بود.
از نظر زيست محيطي بنزين توليدي مورد تأييد استانداردهاي رايج بود؟
در اين خصوص گفتني است در توليد بنزين دو گروه از مجتمع ها را در اختيار گرفتيم، يكي از اين دو گروه مجتمع هاي آروماتيكي بودند كه ليسانس فرآيند توليد بنزين آن ها همانند فرآيند پالايشگاه ها بود. بنزين توليدي سوپر يا اكتان افزا بود كه به پالايش و پخش تحويل مي شد و ويژگي هاي فيزيكي و شيميايي آن تنظيم استاندارد مي شد و به بازار عرضه مي گشت. همچنين فرآيندي را تعريف كرديم به عنوان <بنزن فري> كه عاري از بنزن بود، به اين دليل كه خوراك برخي واحدها بنزن بود و به قصد تأمين نياز اين كار را كرديم كه اين طرح نيز به سرانجامي موفقيت آميز رسيد. گروه ديگر، پتروشيمي هايي بودند كه بنزين پيروليز توليد ميكردند كه فرآيند آن در گذشته نيز وجود داشت و خارجي ها عمل اختلاط را بر روي آن انجام ميدادند و بار ديگر به ايران و ديگر كشورهاي منطقه ميفروختند كه آن ها را از دور خارج كرديم. نگرانيهايي در خصوص اين بنزين ها وجود داشت كه به طور كل آن ها را وارد مدار توليد نكرديم. صراحتا عرض مي كنم شايعاتي كه به گوش مي رسيد، اغلب از خارج از ايران دامن زده مي شد و خصم و بدخواهان نظام قصد داشتند با تشديد تحريم ها و شدت بخشيدن به اين سخنان، تلاش هاي ايران را بي اثر سازند كه اين امر را هوشمندانه و محاسبه شده صورت دادند تا با توجه به پايان فصل تابستان و آغاز مدارس و نيز سفرهاي پس از اتمام ماه مبارك رمضان، ايران را دچار بحران در مورد كمبود بنزين نشان دهند كه خداوند سبحان مصداق تفسير < انا نحن لحافظون> را در كشور اجرا كرد كه از اين بابت سر سجده به آستان وي ساييديم.
بالاخره طرح تحول ساختاري را آماده كرديد؟
بله، طرح تحول ساختاري نيز امري بود كه بايد با مديريت صحيح صورت مي گرفت تا چالش هايي را در اين خصوص پديد نياورد. جلسات متعددي در اين راستا برگزار شد، زيرساخت هايي تعريف شد و طي آن كارگروهي تشكيل شد و چارچوب اصلي آن در هيأت مديره تعريف شد و مشاوران قوي و قدرتمندي انتخاب شدند و طرح تحول سازماني نيز آماده شد تا به وزارت نفت ارسال شود. گفتني است شركت ملي صنايع پتروشيمي در طرح تحول ساختاري و كوچك سازي در وزارت خانه شاگرد اول است كه اين مهم با مدد وعنايت خداوند سبحان محقق گشته است. همچنين طرح هلدينگ نيز با عنايت اعضاي محترم هيأت عالي واگذاري به صورت موفقيت آميزي اجرايي شد. طرح اوليه هلدينگ عسلويه و خوزستان بودند كه متاسفانه مورد تأييد قرار نگرفت. چنانچه اين طرح مورد موافقت قرار مي گرفت، بسيار مطلوب تر عمل مي كرد و فضايي رقابتي در ايران و فضايي رفاقتي در بازارهاي جهاني را به وجود مي آورد. هلدينگ دنا، پتروشيمي گچساران را سپس تعريف كرديم كه در آن 20 درصد ما سهم داريم و باقي مربوط به پتروشيمي دهدشت، كازرون، ممسني و بروجن است. هلدينگ ديگري در شيراز تعريف كرديم، خوشبختانه به فسا، داراب و جهرم سهم داده شده بود و ما به استهبان نيز سهم داديم و سهم خود را به اين دليل كه بر اساس مصوبه ي دولت بايد سهم مي داشتيم، يك درصد تعريف كرديم و باقي را واگذار كرديم. سازمان هايي را نيز تعريف كرديم تا واگذاري ها تسهيل شود. مديران برخي به خواست خود به هلدينگ خليج فارس منتقل شدند تا در اين خصوص مشكلي براي كسي پيش نيايد و آسيب نبيند و بدنه نيز كوچك شود.
حوادث پتروشيمي بعد از واگذاري ها افزايش يافته است، براي كمك به شركت هاي خصوصي پتروشيمي در مواجه با چنين رويدادهايي به منظور پيشگيري چه برنامه هايي را پيش بيني كرده ايد؟
در اين خصوص يك سري اقدامات آني صورت داديم. مديريت اچ اس اي، مديريت بحران و كارگروهي در اين راستا تعريف شدند. حكم رسمي صادر كرديم. فشار آورديم تا شركت ها به صورت جدي پيگيري كنند تا از بروز مشكلاتي از اين دست جلوگيري به عمل آيد. حراست را فعال تر ساختيم. مديران سطوح بالا را در گير اين موضوع كرديم و اجلاسي تشكيل داديم چرا كه به ظن ما بحث اچ اس اي مالكيت و بخش خصوصي و دولتي نمي شناسد. همچنين اقدامات زيرساختي صورت داديم تا اصلاحاتي را شاهد باشيم. با سازمان خصوصي سازي مكاتباتي صورت گرفت تا از نظر حقوقي اقدامات لازم را انجام دهند و الزامات اچ اس اي را در قراردادهاي خود لحاظ كنند. ساختار اچ اس اي در شركت هاي خصوصي اصلاح و فعال شد. هيأت بدوي رسيدگي به تخلفات اچ اس اي تشكيل شد و كارگروهي مامور رسيدگي به تخلفات سهوي و عمدي در اين مورد شدند. گفتني است اصلاح تجهيزات نيز محقق شد.
علل حوادث پتروشيمي را عوامل انساني ميدانيد و يا كالا و تجهيزاتي كه در بهسازي به كار برده شده است را دخيل مي دانيد؟
با توجه به حضور و نظارت خود در اين مقوله در برخي موارد عوامل انساني باعث بروز حوادث شدهاند و در برخي موارد ضعف طراحي علل بروز حوادث بوده است. به طور مثال در حادثه پتروشيمي پرديس 2 اين امر به بروز حادثه منجر شده بود چرا كه طراح و مجري با طراحي و استفاده از يك شير مي توانستند از رخداد حادثه پيشگيري به عمل آورند و به اين دليل كه اين پيش بيني صورت نگرفته بود، حادثه به وقوع پيوست. ضعف تجهيزات عامل سوم است كه حادثه زا شده است. بررسي ها ادامه دارد و در راستاي اصلاح معضلات جاري در اين خصوص حركت مي كنيم.
درسال نود، شركت ملي صنايع پتروشيمي با دوچالش بيروني طرح تحقيق و تفحص و گزارش اخير مركز پژوهش ها مواجه شده است، آيا ميان اين دو ارتباطي با هدف هجمه به پتروشيمي مي بينيد؟
تحقيق و تفحص و سوال از سوي مجلس محترم به عنوان يك دستگاه نظارتي حق اين ارگان است اما آن چه اهميت دارد توجه به موقعيت و زمان پرداختن به اين امور است و بايد هدف گذاري هايي در اين حوزه صورت گيرد. نبايد از نظر دور داشت كه ما هميشه آمادگي ارائه آمار و اطلاعات به مجلس محترم را داشته و داريم اما انتخاب زمان مناسب براي مبادرت به امري همچون تحقيق و تفحص از شركت و سازمان بسيار مهم است. رسيدگي به طرح تحقيق و تفحص نيازمند صرف زمان فراواني است كه در شرايط جاري به صلاح منافع ملي نبود. در حالي كه ما همواره سعي بر بستر سازي جهت جذب سرمايه ها را داريم، با مشاهده ي وضعيت كنوني طبيعي است كه برخي از سرمايه گذاران حاضر به حضور نشوند. لذا توجه به فضا و شرايط بسيار مهم بود. نبايد از نظر دور داشت كه در دوره ي كوتاه مدت وزارت دكتر مير كاظمي تخلفي صورت نگرفته بود و اگر اين تحقيق به اين معني است كه پيش از آن تخلفي صورت گرفته است به اين دليل كه مديران قبلي هم كه در تلاش براي توسعه اين صنعت بودند در حال حاضر امكان پاسخگويي ندارند مجدد مبادرت به اين امر نتيجه ي مطلوب را حاصل نمي كند با اين همه به نظر مجلس احترام گذاشتيم و آماده ي انجام اقدامات لازم بوده و هستيم.
همچنين در خصوص گزارشي مبني بر ظرفيت خالي پتروشيمي نيز بايد گفت كه تا اين لحظه گزارش موثقي ارائه نشده است و اين موضوع كذب محض است. اين آمار بايد از سوي يك دستگاه نظارتي اعلام شود كه اين اتفاق نيفتاده است. بر اساس بررسي ها ميزان توليد هميشه در اين خصوص از رشد برخوردار بوده است. 20 ميليارد دلار ظرفيت خالي پتروشيمي به هيچ وجه صحت ندارد. در كل حوزه كشور، صنعت پتروشيمي از نظر فاصله توليد با ظرفيت نصب شده هميشه از ديگر صنايع جلوتر بوده است و اين شايعات از مبنا و اساس درست و منطقي برخوردار نيستند و وجود ظرفيت خالي 30درصدي پتروشيمي هم كذب محض است.
نسبت ظرفيت توليد به ظرفيت نصب شده در سال نود چند درصد است؟
تا انتهاي آبان ماه سال جاري توليد از نظر وزني 28 و چهارصدم ميليون تن بوده است كه در سال 89 در مدت زمان مشابه اين ميزان 27 و 18 صدم ميليون تن بوده و اين آمار بيانگر رشد در اين حوزه است. آخر سال مقايسه دقيق را انجام مي دهيم. توليد در شش ماه دوم به دليل پشت سرگذراندن تعميرات بيشتر ميشود. از نظر جهاني نيز از شاخص جلوتر هستيم و اين مساله به صورت آماري و كارشناسي اعلام شده است.تحريم ها تشديد شده اما با اين حال مشكلي در اين خصوص حتي با وجود عدم دريافت كاتاليست ها نداشتيم.
در طرح تحقيق و تفحص به ابهاماتي در واگذاري ها و انتصابات سياسي اشاره شده است، نظر شما در اين خصوص چيست؟
در حوزه پتروشيمي براي فردي مانند بنده كه بالغ بر دو دهه تجربه در اين بخش دارا هستم و مديران و كارشناسان اين عرصه از شناخت كافي در رابطه با شخص بنده برخوردار هستند، با استناد به اين موارد چنين چيزي امكان و صحت ندارد. در انتصابات هميشه سعي شده در حوزه تخصصي پتروشيمي صورت گيرد همواره سعي كرده ايم براي حفظ مصالح و منافع ملت و نظام مديران پاك، متخصص و متعهد را انتخاب كنيم. اگر در حوزه پتروشيمي بودند و اگر نبودند از وزارت نفت و تنها مديري كه از خارج از مجموعه منصوب شد، مديري مجرب در حوزه ي قضايي و حقوقي است. به طور شفاف به هيچ روي سياسي كاري در اين زمينه نشده است و تمامي مديران بر اساس تجارب و دانش خود انتخاب شده اند.
برخي منتقدين اعتقاد دارند كه آژير قرمز در صنعت پتروشيمي به صدا در آمده است، آمارهاي اعلام شده از سوي شما، نشان از واقعيت ديگري دارند، چه صحبتي با اين دست از منتقدين داريد؟
از هرگونه انتقاد منصفانه و سازنده همواره استقبال كرده و مي كنيم. از منتقديني كه بر اساس اين اصول انتقادات خود را ابراز مي دارند، هميشه تقدير و تشكر هم مي كنيم. آماده دريافت تمامي نقطه نظرات داخل و خارج كشور هستيم تا رشد و ارتقاي صنعت پتروشيمي حاصل شود. طرح اتاق هاي فكر در تمامي نقاط كشور و در شهرهاي گوناگون را مطرح كرديم تا از كانون هاي تفكر بهره بگيريم. ابتكارات، انتظارات، مطالبات مردم را جمع آوري كنيم تا فكر آنان سر سفره ي نفت باشد، لوح تقدير و مراتب تشكر را آماده كرديم تا تشويق شوند و به اين مهم مبادرت ورزند. آمارها نشان مي دهد چراغ توليد در پتروشيمي عليرغم همه تنگناها سبز است. نكته ي ديگر راه اندازي است. خارجي ها در برخي موارد ترك اقدامات راه اندازي و بهره برداري كرده اند و خود ما توانستيم به پايان برسانيم و در سطح دنيا در اين خصوص موفق به كسب دستاوردهاي ارزشمندي شديم. طرح هاي توسعه اي نيز يك بخش تأمين منابع مالي دارد كه بر عهده دولت و ما بوده است كه تمامي توان خود را در اين زمينه به كار بستيم. در تمامي خطوط نگذاشتيم حتي يك روز به دليل مشكل مالي كار پيشروي نكند. بخش هايي كه در اختيار واحدهاي خصوصي بود تعيين تكليف كرديم و كمك كرديم تا وظيفه مجموعه دولت را به انجام برسانيم. در مواردي هم كه بر عهده ما نبود سعي شده است تا زير ساخت ها فراهم شود و آنان را به صندوق توسعه ملي معرفي كرديم و بودجه به آن ها اختصاص داده شد و برخي از ديگر فاينانس ها بهرهمي گيرند و در فرآيند جذب فاينانس هاي خارجي قرار دارند و طي مراحل مي كنند تا به موسسات بيمه اي خارجي معرفي شوند و در اين حوزه نيز مشكلي نداريم. در برنامه پنجم توسعه بزرگترين چالش، تامين منابع مالي است چرا كه طرح هاي اين برنامه از تمامي چهل و اندي سال سابقه كاري پتروشيمي از حجم بالاتري برخوردار است و قابل قياس با گذشته نيست. سالي ده ميليارد دلار بايد تامين منابع ارزي و ريالي شود كه سالي شش ميليارد دلار ريالي و باقي ارزي است و اگر مطابق برنامه پيش رويم، معضلي نخواهيم داشت. تعدادي از طرح ها در حال مذاكره براي اتمام قراردادهاي بانكي و موسسات سرمايه گذاري هستند كه كارگروهي با حضور مديران و كارشناسان مجرب به عنوان تامين منابع مالي به اين مهم نظارت مي كنند و بي ترديد امكان تحقق تمامي اين برنامه ها را داريم كه اين مهم مدد خداوند را مي طلبد كه خوشبختانه تا كنون ميسر شده است و از آن جايي كه در فرابورس نيز حضور داريم، سعي شده است تا محل منابع تامين را اقتصاد ملي و مردم قرار داديم تا با اتصال به اقيانوس بي كران مردم و با حضور آنان طرح ها پيشروي داشته باشند و اعتلاي اين صنعت را شاهد باشيم.
آيا با ايده ي وزير نفت مبني بر تامين منابع مالي حتي با نرخ هاي 30 تا 35 موافق هستيد؟
در خصوص طرحي كه وزير محترم نفت مطرح كرده اند بايد بگويم: در بخش بالادستي اين طرح داراي توجيه است و وزير محترم نيز اين مورد را براي طرحهاي بالادستي و به ويژه ميادين مشترك مطرح كردهاند، وزير محترم نفت بر اين باور است كه اگر سرمايههاي مردم جذب شود و سود بالاتري به آنان بدهيم و اين سرمايه ها را در ميادين مشترك تزريق كنيم تا از همسايگان عقب نمانيم و در راستاي تأمين منافع ملي و مصالح كشور گام برداريم كه به ظن بنده اين امر بسيار صحيح و اقتصادي است. اما چنانچه اين نرخ ها در حوزه پالايشگاهي و پتروشيمي لحاظ شود در برخي موارد جواب نخواهد داد و به همين دليل با نرخ متعادل هم نتيجه خواهيم گرفت.
نظر وزراي نفت فعلي و قبلي را نسبت به صنعت پتروشيمي چگونه ارزيابي مي كنيد؟
خوشبختانه هر دوي اين عزيزان نظر مثبتي نسبت به صنعت پتروشيمي مبذول داشته اند. دكتر ميركاظمي شايد اولين وزيري بود كه در حكم انتصاب معاون خود در حوزه پتروشيمي بحث توسعه صنايع تكميلي پتروشيمي را آوردند كه تا پيش از اين در وظايف نامبرده پررنگ نبود. وي عنايت خاصي به اين عرصه داشتند و از هيچ كمكي فروگذار نداشتند و شخصاً به معضلات رسيدگي كردند، دكتر ميركاظمي نخستين فردي بود كه بيش از 6 ماه زمان براي اجراي طرح اختصاص نداد و درحمايت از توسعه اين صنعت گامهاي ارزشمندي برداشت. مهندس قاسمي نيز بسيار موفق عمل مي كنند و حمايت هاي قاطعانه ي وي شايان تحسين است، از زمره ي اموري كه ايشان بدان پرداخته است بايد به چهار ميلياردي اشاره كرد كه با پيگيري هاي شخص ايشان از صندوق توسعه ملي به طرح هاي پتروشيمي اختصاص داده شد. اميد مي رود حمايت هاي وي از صنايع پتروشيمي اعتلاي هر چه بيشتر اين صنعت را در پي داشته باشد.
در سخنان خود چالش هاي زيادي را در بدو كار خويش ذكر كرده ايد، با عنايت به همه اين چالشها و معضلات، به شركت ملي صنايع پتروشيمي زمان مديريت مهندس بيات چه نمره اي مي دهيد؟
از آغاز دوره ي مسئوليت خود با توجه به چالش هايي كه صحبت آن ها رفت و تشديد تحريم ها، همواره در راستاي توسعه گام برداشته ايم و نگراني ها و دغدغه هاي خود را سعي كرديم به شكل مطلوبي برطرف كنيم و در خصوص امتيازگفتني است اين مهم را كارشناسان و متخصصان ديگر بايد ارزيابي كنند. آنچه نبايد از نظر دور داشته شود اين است كه اجراي اصل 44 قانون اساسي به حفظ تمامي نيروها در حوزه پتروشيمي منجر شد و حتي از نيروهاي پيشكسوت و بازنشسته نيز دعوت شد تا در عرصه بمانند. به دلايل مذكور ضعف مديريتي كه از آن سخن مي رود موضوعيتي ندارد چرا كه تمامي مديران حوزه ي پتروشيمي حضور دارند و فعالانه و متعهدانه عمل ميكنند و حتي از ديگر حوزه ها همچون وزارت صنايع و پالايش و پخش نيز بهره جسته ايم.
در رابطه با خصوصي سازي صورت گرفته نيز شايان ذكر است كه در برخي موارد قيمت هاي ارائه شده به ظن ما صحيح نبود و از سازمان خصوصي سازي درخواست كرديم تا اين امر بر اساس ارزش واقعي خودش ارزيابي شود كه با پيگيري هاي ما مبلغ 3261 ميليارد تومان در بازنگري در ارزش گذاري ها به خزانه ملت بازگردانده شد. اينجا بايد اعلام كنم كه از اعتماد وزير محترم اقتصاد و دارايي و وزارت نفت و همكاري هيأت عالي واگذاري بايد تقدير به عمل آورد كه منجر به تسهيل امور شد. در مجموع گفتني است در مدت زمان فعاليت خود از عملكرد مجموعه حوزه پتروشيمي رضايت دارم اما به اين عملكرد قانع نيستم چرا كه جاي كار و خدمت گذاري در اين بخش بسيار است كه اميد وارم با تامين منابع مالي جهت اجراي پروژه هاي برنامه پنجم افتخار خدمت به مردم شريف ايران بيش از پيش حاصل شود.
در خصوص مطالبات دولت از مجتمع هاي واگذار شده و يا در حال واگذاري چه اقداماتي انجام داده ايد؟
درباره ي مطالبات شركت ملي نفت بايد گفت: به دليل بالا بودن مبالغي كه در طرح ها سرمايه گذاري شده و سرمايه توسط مجلس از حوزه ي پتروشيمي خارج شده است، قرار بر اين است كه فروش برود و به خزانه بازگردد، لذا همچنان بازپرداخت آن به قوت خود باقي است. برخي از طلب ها مربوط به شركت هاي واگذار شده است و در اين مورد تمام مطالبات شناسايي و مشخص شد تا واگذاري ها تا تعيين تكليف و مشخص شدن وضعيت تضامين و مطالبات صورت نپذيرد. به عنوان مثال طلب قابل توجهي از پتروشيمي ايلام داريم اما از آن جايي كه در حال حاضر امكان بازپرداخت ندارد، بايد زمان داد تا امكان را داشته باشند و به صورت دفعاتي دريافت كنيم. براي برخي حتي ناچار به مراجعه به بخش قضايي شديم كه اين عمل خلاف ميل باطني بود اما براي بازگشت سرمايه و دريافت مطالبات دولت ناگزير به اين امر بوديم. بسياري از واحدها نيز پس از تماس، بدهي هاي خود را پرداخت كردند تا مشكلي در اين خصوص وجود نداشته باشد.
مجموع مطالبات شركت ملي صنايع پتروشيمي از شركت هاي خصوصي واگذار شده چه ميزان است؟
مطالبات از واحدهاي مذكور بيش از دو و نيم ميليارد دلار است، نزديك به چهار و نيم ميليارد دلار نيز طلب هاي شركت مادر تخصصي از مجتمع هاي در حال واگذاري است كه از زمره ي آن مي توان به پتروشيمي تبريز و ديگر پتروشيمي هايي اشاره كرد كه در دل هلدينگ هستند. البته در اين خصوص مجوز فروش سهام بابت ديون گرفته شده است تا بخشي از مطالبات پرداخت شود.
آغاز برنامه ششم توسعه پتروشيمي اتفاق بسيار خجسته اي است، آيا در اين برنامه ديده شده است كه قطب نخست دنيا شويم و با كنار زدن سابيك عربستان بر قله پتروشيمي جهان بايستيم؟
دقيقاً جهت گيري برنامه توسعه ششم با تحقق چشم اندازي است كه در افق 1404 براي پتروشيمي تعريف شده است. در اين برنامه آمده است كه ايران بايد مقام نخست در خصوص ارزش محصولات توليدي را در خاورميانه دارا باشد، در اين راستا چند تغيير و اصلاح در برنامه ششم نسبت به برنامه پنجم و ديگر برنامه ها لحاظ كرديم. افزايش تنوع محصولات يكي از تغييرات مذكور است كه طي آن محصولات پايه و مياني از 25 به 83 توسعه پيدا كرد. همچنين معرفي و واگذاري فرصت هاي شغلي به سرمايه گذاران بر اساس زنجيره ي ارزش يكي ديگر از اموري است كه بدان پرداختيم. شايان ذكر است كه طرح پتروكامپلكس را در دست داريم كه مذاكرات آن با پالايش و پخش نيز در دست اجراست تا پروژه هاي پتروپالايشگاهي را اجرايي سازيم و از اين منظر جذابيت اقتصادي طرح ها افزايش مي يابد و قدرت رقابت پذيري ما در جهان بيشتر مي شود و مسائلي همچون ماليات و ... در مراحل نهايي قرار مي گيرد و سرمايه گذاران با تغيير نگرش با رغبت بيشتري حاضر به تزريق سرمايه ها مي شوند. يكي ديگر از مواردي كه به آن ها پرداخته ايم اين است كه در برنامه ششم مطابق با برنامه مطالعات آمايش سرزمين پيش برويم، همچون موردي كه در خصوص خط اتيلن شرق به آن پرداختيم و از آن جايي كه توجيه اقتصاد فني نداشت، اين مهم را به اطلاع رياست جمهوري رسانديم و خوشبختانه ديگر اين طرح موضوعيت اجرايي ندارد.
آيا قيمت خوراك را نيز در برنامه ششم واقعي مي بينيد؟
در خصوص پاسخ به اين پرسش بايد گفت: سعي شده است قيمت خوراك به صورت واقعي و حقيقي ديده شود تا از اين منظر امكان گذر از رقبا و به دست آوردن مقام نخست را بدست بياوريم و به جايگاه واقعي خود دست يابيم. در گام دوم هدفمندي يارانه ها معضلات جاري ديده شده است تا بهينه سازي در اين امور صورت پذيرد و مصوباتي در بخش خوراك ها در دستور كاراست تا قيمت خوراك براي واحدها بالا ارزيابي نشود و مجلس با تصويب اين مصوبات و نيز مجتمع ها با تلاش خود بايد مشكلات را برطرف كنند و چنانكه نياز به تسهيلات باشد سعي بر حمايت داريم تا تمامي معضلات حل و فصل شود.
به عنوان پرسش نهايي خلاصه اي از بيوگرافي خود ارائه فرماييد و از آن جايي كه شما جانباز جنگ تحميلي هستيد، باعث افتخار است كه يكي از خاطرات زمان حضور خود در جبهه هاي حق عليه باطل را بيان نماييد.
در اين خصوص بايد بگويم در زمان پيروزي انقلاب دانش آموز مقطع دبيرستان بودم و در همان هنگام جذب سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شدم، نزديك به يك سال در آن نهاد خدمت كردم و البته از تحصيل غافل نبودم، تا شرايط جنگي پيش آمد و از سپاه خواستيم تا اين امكان فراهم آيد كه به بسيج خمين ملحق شوم و ساختار اوليه آن پديدار آيد. جاي بسي افتخار است كه اعلام كنم به عنوان يك روستازاده خود را مديون و مرهون انقلاب، سپاه و بسيج مي دانم و هر چه توفيق حاصل شده است از همان سرچشمه بوده است. بعد از فارغ التحصيلي در دبيرستان در انتخاب اول در رشته مهندسي شيمي گرايش گاز دانشكده نفت آبادان پذيرفته شدم و گفتني است فلسفه انتخاب آن شهر و آن رشته اين بود كه با حضور در آن نقطه از كشور نگراني هاي خانواده از شركت در جبهه ها و دغدغه هاي عزيزان در رابطه با سلامتي خود رفع شود كه خوشبختانه نتيجه مورد نظر حاصل شد. پس از دو سال به رشته مهندسي مكانيك انتقال رشته دادم تا بيش از گذشته امكان خدمت داشته باشم و موفق شدم از گاز به پتروشيمي بيايم چرا كه احساس مي كردم مفيدتر خواهم بود. سال 69 پس از فارغ التحصيلي جذب پتروشيمي اراك شدم و به خواست خود در تهران نماندم، چرا كه علاقمند بودم به جاي ستاد در مناطق عملياتي حضور داشته باشم. در مقطع ارشد نيز پذيرفته شدم اما انتخاب بنده حضور در عمليات و اجراي پروژه ها بود. سپس در رشته <ام بي اي >در دانشگاه شريف تحت نظارت يك دانشگاه كلبري موفق به دريافت مدرك كارشناسي ارشد شدم كه دوره ي بسيار اثر گذاري بود. سپس در سال هشتاد و پنج به عنوان مدير عامل مجتمع پتروشيمي بوشهر به ادامه خدمت رساني پرداختم. پس از آن نيز با نظر دكتر ميركاظمي در اين عرصه ي خطير حضور يافتم و توفيق خدمت به مردم شريف و عزيز ايران اسلامي را پيدا كردم. در خصوص سبقه ي حضور در سالهاي دفاع مقدس نيز كه شما خواستار كسب اطلاع در اين مورد شديد بايد بگويم: درجبهه هاي جنوب و غرب به دفاع از خاك ارزشمند ايران و نظام مقدس جمهوري اسلامي پرداختم و مسئوليت هاي فراواني را برعهده داشتم. در عمليات خيبر؛ جزيره مجنون، به عنوان فرمانده يك گروهان نود نفره، شب اول حمله دو لشگر را درگير كرديم و فتوحاتي حاصل شد و البته متاسفانه متحمل تلفاتي نيزشديم. پس از ورود به جزيره، طرح توسط دشمن افشا شد و كار بسيار دشوار شد و دشمن آتش بر روي ما گشود و براي نخستين بار حملات شيميايي خود را نيز آغاز كرد. در آن بحبوحه فشارهاي رواني و جسمي افزايش يافته بود چرا كه دو سه شب پيش از آن تنها عموي بنده و اخوي اينجانب نيز به شهادت رسيده بودند و در فراق آنان و ديگر همرزمان سوگوار بوديم. با اين حال حاضر به ترك جبهه نشدم و در كنار ديگر رزمندگان ايران ماندم، در آن شرايط صعب بود كه حفظ روحيه امر بسيار مهمي بود و باور <فاصبر صبراً جميلا> به معناي حقيقي در آن موقعيت به صورت حقيقي متبلور بود. در جبهه نفت شهردر حال نزديكي به محورها در حال عمليات مخفي در حين ماموريت بر اثر اصابت خمپاره دشمن توفيق نائل آمدن به مقام جانبازي را پيدا كردم. در خصوص زندگي غير شغلي نيز بايد بگويم: سال شصت و شش ازدواج كردم كه حاصل زندگي مشترك بنده چهار فرزند است. پسرم دانشجوي سال آخر رشته ي مهندسي عمران است، دو دختر ديگر فرزندانم هستند و جاي بسي تاسف است كه يكي از فرزندانم را بنا بر مشيت الهي از دست دادم، با توجه به اين كه در حال خدمت رساني بودم و نتوانستم به شرايط وي رسيدگي كنم، او را از دست دادم، گفتني است همچون هميشه راضي به خواست او سرتسليم در برابر مقدرات او فرود آوردم و اميدوارم تمامي خانواده هاي ايراني در كنار يكديگر در كمال صحت و سلامت زندگي كنند و بنده و ديگر همكاران در حوزه هاي صنايع گوناگون نيز با تداوم خدمت رساني در راستاي توسعه رفاه و عدالت اجتماعي گام برخواهيم داشت.