احمد مددي
گويا در كشور ما رسم بر اين است كه براي مدت زماني، شاهد طرح مباحثي در مورد يك موضوع باشيم، بدون آنكه به نتيجه مثبت و مطلوبي منجر شود. اين امر منحصر به حوزه انرژي هم نيست و در بخشهاي ديگر نيز همواره چنين مسايلي به عرف گفت و گوها و نوشتارها براي مدتي محدود تبديل مي شود و پس از اندك زماني به فراموشي سپرده مي شود. مثل ماجراي آلوده بودن برنج هاي وارداتي كه خيلي زود، جنجال بزرگي به پا كرد و البته به همان زودي هم گرد و غبارهاي حاصل از آن جنجال ها فرو نشست. در حوزه انرژي هم هر از چند گاه شاهد طرح چنين مباحثي هستيم كه به نظر مي رسد از پشتوانه كارشناسي مطلوبي برخوردار نيست. مثل خط اتيلن شرق يا احداث مجتمع هاي پتروشيمي در شهرهاي كوچك كه هريك مدتي مورد توجه قرار گرفت و به دليل غير كارشناسي بودن اين مباحث، عملي شدن آنها با ترديدهاي جدي مواجه شد. به عنوان مثال احداث خط اتيلن شرق در شرايطي كه منابع كافي آب در شرق كشور وجود ندارد يا احداث مجتمع هاي پتروشيمي در تمامي نقاط كشور از جمله شهرهاي كوچك به بهانه اشتغال زايي، در شرايطي كه ساخت مجتمع پتروشيمي صرفاً با هدف ايجاد اشتغال به دليل هزينه هاي بالاي آن غير قابل توجيه است از جمله اين طرح هاست. اما گويا براي اين داستان پاياني وجود ندارد....
مدتي است كه شاهد و ناظر طرح مباحثي در باب مقايسه دو كشور ايران و قطر درباره توليد و صادرات ال ان جي هستيم. اين مقايسه نابجا در شرايطي مطرح مي شود كه اولاً كشور ما از امكانات مناسب براي توليد يا حمل الانجي برخوردار نيست و ثانياً مي توان از گاز توليدي در كشور براي اهداف ديگري كه از صرفه اقتصادي بيشتر و هزينه كمتري برخوردار است استفاده كرد. توجه به اين نكته ضروري است كه مقايسه شرايط دو كشور در هر حوزه اي اگر با آگاهي از زمينه ها و تفاوت هاي آنها توا‡م نباشد راهي به خطا است. طبيعتاً در حوزه توليد و مصرف گاز نيز نمي توان ايران و قطر را از برخي جهات با هم مقايسه كرد چرا كه بر خلاف قطر كه داراي مخازن جديدتر نفت و گاز با قدمت كمتري است، در ايران شاهد وجود مخازن فرسوده و پيري هستيم كه در دوره دوم حيات خود به سر مي برند و به دليل قدمت زياد و عمر بالا، با افت توليد از آن مخازن مواجه هستيم كه لطمات جبران ناپذيري به توليد نفت در كشور ما زده است. طبيعتاً وظيفه اصلي و اولويت اول ما در كشور، بايد افزايش توان توليد از اين مخازن نفتي باشد كه تحقق اين هدف بدون توجه به ضرورت انكارناپذير تزريق گاز به مخازن نفتي امكانپذير نخواهد بود. به عبارت ديگر بهترين هدفي كه از توليد گاز در كشور مي توان در نظر گرفت تزريق گاز به ميادين نفتي به منظور افزايش توان توليد از اين مخازن فرسوده است. بر اساس مطالعاتي كه تاكنون صورت گرفته با تزريق 2 تا 4 هزار فوت مكعب گاز در يك ميدان نفتي، يك بشكه نفت بيشتر استحصال مي شود. اگر قيمت فروش نفت و گاز را در نظر بگيريم و آنها را با هم مقايسه كنيم در مي يابيم كه صادرات گاز به صرفه تر است يا تزريق آن به ميادين نفتي. ارزش 100 متر مكعب گاز كه برابر با 3500 فوت مكعب است، حدود 10 دلار است، اما اگر همان ميزان گاز- و حتي مقداري كمتر از آن -را به ميادين نفتي تزريق كنيم يك بشكه نفت، بيشتر استحصال مي كنيم كه با توجه به قيمتهاي كنوني در بازار جهاني، حدود 70 دلار است. در حقيقت با عنايت به ارزش فعلي نفت و گاز در بازارهاي جهاني، تزريق گاز به ميادين نفتي، حدود 7 برابر با ارزش تر از صادرات آن است و اين ارزش در مقطعي از زمان كه قيمت نفت سه رقمي شده بود، بيشتر هم بود. بنابراين بهترين روش استفاده از گاز در كشور تزريق گاز به ميادين نفتي است. البته در راستاي نيل به اين هدف با موانعي هم مواجه هستيم. به عنوان مثال نياز روز افزون كشور به مصرف گاز به گونه اي است كه رفع اين نياز، در اولويت مسؤولان قرا رگرفته و گريزي هم از اين واقعيت كه بايد نياز مردم به گاز را تأمين كرد، نيست. اما به نظر مي رسد با پيش بيني سوخت دوم به عنوان سوخت جايگزين براي مصارف عمومي و نيز در نظر گرفتن منابع انرژي پاك همچون خورشيد وباد براي تأمين انرژي مورد نياز مردم بتوان به اين نياز پاسخ داد و زمينه را براي بهره گيري از گاز در حوزه هاي بهتر و با صرفه اقتصادي بيشتر فراهم ساخت. در حقيقت تزريق گاز به ميادين نفتي، محاسن عمده اي دارد از جمله اينكه با اين كار گاز به هدر نمي رود و همان گاز بعد از تزريق احيا مي شود و براي آينده ذخيره مي شود. ضمن ا ينكه مياديني كه تخليه مي شوند مي توانند بهترين مكان براي ذخيره گاز باشند. كما اينكه در ميدان نفتي نار شاهد چنين حالتي هستيم. مخلص كلام اينكه بهتر است به جاي سردادن شعارهاي آرماني كه مبتني بر شرايط واقعي نيست و به شعارهايي غير عملي شباهت دارد به واقعيت ها بپردازيم و از امكانات موجود به بهترين نحو مطلوب استفاده كنيم كه هم صرفه اقتصادي داشته باشد و هم براي آيندگان،مفيد فايده واقع شود. مهم بهره گيري مطلوب از امكانات و حفظ سرمايه ها است، نه سردادن شعارهايي گذرا به منظور گرم كردن بازار خبر پراكني. اي كاش اين تفاوت ها را دريابيم.