مجید سلیمی بروجنی
فوران اولین قطرههای نفت در خردادماه 1287 از چاه شماره یک مسجد سلیمان برگ جدیدی از حیات سیاسی و اقتصادی ایران را رقم زد. طی این مدت، شاهد بودیم که نفت، نبض اقتصاد ایران را در دستان خود گرفت. وابستگی اقتصاد ایران به دلارهای نفتی به گونهای بود که هرگونه صعود یا سقوط قیمتهای نفت، شوکهای سنگین را به اقتصاد ایران تحمیل میکرد. و اما این روزها صنعت نفت به عنوان پیشران توسعه اقتصادی و صنعتی کشور با کمبود منابع مالی برای اجرای پروژههای جاری و برنامهریزی برای انجام پروژههای پیش رو، دست و پنجه نرم میکند. چندی پیش وزیر نفت مبلغ مورد نیاز برای سرمایهگذاری در پروژههای نیمه تمام صنعت نفت را 80 میلیارد دلار اعلام کرد. طبق برآوردها برای تحقق اهداف کمی در صنعت نفت، حدود 196 میلیارد دلار سرمایهگذاری جدید در بخشهای بالادستی نفت، پاییندستی نفت، بالادستی و میان دستی و پایین دستی گاز و پتروشیمی نیاز خواهد بود. البته این مهم نیازمند وجود سیاستهای کارآمد و اتخاذ دیپلماسی انرژی با هدف جذب منابع مالی، تکنولوژی و دانش فنی روز جهان، استفاده از ظرفیتهای صادراتی نفت و گاز برای تعامل با دیگر کشورهای جهان و به منظور ارتقای منافع و امنیت ملی کشور و برقراری تعامل موثر و سازنده با کشورهای تولید کننده و مصرف کننده انرژی و ایفای نقش کشورمان در توزیع و ترانزیت انرژی در منطقه و جهان است تا بتوان بر مبنای آن تامین مالی پروژهها را بهتر از گذشته به انجام رساند. با توجه به کمبود منابع داخلی و عدم توانایی سرمایهگذاری بخش خصوصی و عدم آمادگی بانکهای داخلی برای انجام پروژههای توسعهای و بزرگ صنعت نفت و گاز بخش قابل ملاحظهای از پروژهها نیازمند سرمایهگذاری خارجی و منابع مالی بین المللی است. حال این سوال پیش میآید که فرصتها و تهدیدات برای جلب سرمایهگذاران و تامین مالی پروژهها در صنعت نفت ایران کدام است و آیا مسئولان نفت با برنامهریزی به موقع و حساب شده به عنوان مدیران ارشد این صنعت میتوانند استفاده بهینه از فرصتها و تبدیل تهدیدها به فرصت را عینیت بخشند؟ فرصتهایی نظیر استفاده از قراردادهای جذابتر به صورت موردی و مقطعی، گسترش و تنوع بخشیدن به بازرگانی نفت و فرآوردهها، سرمایه گذاری مشترک با کشورهای علاقمند در توسعه صنایع نفت و گاز، امکان سرمایه گذاری مشترک تامین امنیت اقتصادی و جذب سرمایههای کشورهای صنعتی در پروژههای مختلف اکتشافی و تولیدی از جمله فرصتهای موجود برای سرمایهگذاری و تامین مالی طرحها است. اما صنعت نفت ایران با تهدیداتی همچون عدم تامین مالی پروژههای استراتژیک توسط سرمایهگذاران خارجی، کاهش حجم سرمایهگذاران خارجی در صنعت نفت، عدم حضور سرمایهگذاری خارجی به دلیل فشارهای سیاسی، تلاش کشورهای رقیب و عدم وجود الگوی ثابت و مشخص جهت جلب و جذب سرمایهگذاران در این صنعت نیز روبرو است که باید مورد توجه دولت و سیاست گذاران کشور قرار گرفته و راههای مواجه با آن به درستی اندیشیده شده و سپس به مرحله عمل درآید. در بین کشورهای دارنده ذخایر هیدروکربوری همه کشورها دارای نقاط قوت و ضعف برای سرمایهگذاری و تامین مالی طرحهای انرژی هستند. اما این موضوع اگر به نفع بهرهگیری بیشتر از نقاط قوت مدنظر قرار گیرد یقینا میتواند با استفاده از دانش و اندیشه صاحبنظران و متخصصان عرصه انرژی کشور به فرصتهای عملی تبدیل شود.از طرفی ملاحظه درآمدهای نفتی طی سالهای اخیر نشان میدهد؛ چنانچه نیمی از درآمدهای قابل پیشبینی و کارآمدی و استفاده بهینه از منابع قابل استحصال در دستور کار وزارت نفت قرار گیرد،تحقق اهداف برنامه پنج ساله پنجم در حوزه صنعت نفت دور از انتظار نخواهد بود. به رغم کارشناسان و صاحبنظران، چنانچه مدیریت این صنعت با همکاری بخش خصوصی بتواند از قابلیتهای شرکتهای داخلی و امکانات وسیع موجود در جنوب ایران و سایر مناطق، هزینههای پایین تولید و توجه به تکنولوژیهای روز در صنایع بالادستی و بومی کردن بیش از پیش آنها بهره جوید، یقیناً گذر موفق از مقطع پیش رو امکانپذیر خواهد بود. حال باید دید آیا صنعت نفت ایران که به واقع عامل رشد و توسعه اکثر صنایع داخلی است با تعامل مناسب دولت و سیاستگذاران برای توسعه و انجام پروژههای برنامهریزی شده میتواند از فروش بهینه نفت و فرآوردههای نفتی و پتروشیمی بهره کافی گیرد یا خیر؟ تجربیات و تحولات سالهای اخیر به خوبی نشان میدهد که نرخ بازگشت سرمایه در این صنعت نسبت به سایر فعالیتهای اقتصادی بیشتر است و این مهم باید بتواند اعتماد دولتمردان به دست اندرکاران این صنعت را بیش از پیش بالا برده و کشور را در گذر از مشکلات فعلی اقتصادی به نقطه قابل قبولی برساند.